صحیح و اعم بخش چهار.docx
حجم:
20.2K
#چکیده
صحیح و اعم بخش چهارم از امر چهارم تا ابتدای ادله صحیحی
سلام و ادب❤️
رفقایی که کفایه 2 هم امتحان دارند یکسری تقریر هم برای کفایه 2 نوشتم اگر تمایل داشتند در خصوصی اعلام کنند برایشان ارسال کنم.
اوامر فصل اول.docx
حجم:
26.1K
#چکیده
اوامر فصل اول
این فایل هنوز تنظیم و ویراست نهایی نشده است اما امید که قابل استفاده باشد
صحیح و اعم بخش پنجم.docx
حجم:
20.9K
#چکیده
صحیح و اعم بخش پنجم تا ابتدای ادله اعمی
جلسه ۷۷ صیغهی امر.mp3
زمان:
حجم:
12M
🔹صوت تدریس استاد حسینی نسب
سال تحصیلی ۰۱-۱۴۰۰
کفایه یک
#جلسه_هفتاد_هفت
تاریخ: ۲۸ دی ۱۴۰۰
#صیغه_امر
#کفایه
#اصول
#استاد_حسینی_نسب
#اوامر
78.mp3
زمان:
حجم:
9.3M
🔹صوت تدریس استاد حسینی نسب
سال تحصیلی ۰۱-۱۴۰۰
کفایه یک
#جلسه_هفتاد_هشت
تاریخ: ۲۹ دی ۱۴۰۰
#کفایه
#اصول
#استاد_حسینی_نسب
#اوامر
#چکیده جلسه 77
جلسه اول #صیغه_امر
بسمه تعالی
صیغه امر یعنی هیأت امر با هر مادهای که باشد. در صیغه امر هم تا 15 یا 16 معنا ذکر کردهاند. آخوند در ماده امر میگفت اینها معانی مختلف نیستند بلکه دواعی برای ظرف استعمال هستند. در صیغه امر هم معناهایی مانند تعجیز و احتقار و امثالهم از ظرف استعمال فهمیده میشود.
مرحوم آخوند در ماده امر همه معانی را به شیء و طلب برگشت داد؛ چون این دو هم در صیغه جمع اختلاف داشتند و هم در اشتقاق. لذا این دو را به هم برگشت نداد. اما این مشکل در هیأت امر نیست لذا آخوند همه معانی را در «طلب انشایی» میداند و این معانی مختلفی که گفتهاند را به دواعی برگشت میدهد که در ظرف استعمال حاصل میشود.
اما صیغه امر ظهور در کدام یک از این دواعی دارد؟ میفرماید اگر قرینه نباشد ظهور در طلب حقیقی دارد و باقی معانی قرینه میخواهد. اما اگر کسی این را هم قبول نکرد در نهایت میتواند بگوید صیغه امر وضع شده برای «طلب انشایی به داعی طلب حقیقی» که بعد طلب انشایی به سایر دواعی مجاز باشد. اما اینکه آن دواعی را در موضوع له بیان کند قابل قبول نیست.
حاشیه: «طلب انشایی» که آخوند برای هیأت معنا میکند اسم است؛ پس هیات را معنای اسمی میداند. این مطلب در مبنای آخوند اشکالی نیست چون آخوند در معانی حرفی و هیئات مبنای وضع عام موضوع له عام را داشت. اما کسانی که وضع عام موضوع له خاص هستند نمیتوانند یک اسم را موضوع هیات بیاورند و لذا باید یک معنای حرفی به عنوان موضوع له انتخاب کنند. لذا اصولیون بعدی گفتهاند معنای هیأت امر «نسبت طلبیه» است. چون موضوع له اسم عام است و موضوع له حروف و هیئات خاص است.
ایقاظ
آخوند میفرماید این بحث مخصوص امر نیست، در استفهام و امثال ذلک هم معانی مختلفی که گفتهاند همگی برای ظرف جمله و مدلول تصدیقیه اولی هستند، نه برای مدلول تصوری. تا جایی که برخی گفتهاند اگر خدا بگوید «لعل» مجاز است چون ترجی حقیقی در خدا معنا ندارد. در حالی که معنای «لعل» ترجی انشایی است؛ حال گاهی داعی بر ترجی انشایی، ترجی حقیقی است و گاهی چیزهای دیگر است. منکر این نیستیم که ظهور اولیه در ترجی حقیقی است، اما وقتی قرینه آمد میفهمیم داعی بر ترجی مثلا چیزهای دیگری مثل اتمام حجت است.
#اوامر
#استاد_حسینی_نسب
#کفایه
#چکیده جلسه 78
جلسه دوم #صیغه_امر
بسمه تعالی
المبحث الثانی
در بحث ماده امر چند بحث بود که ماده امر ظهور در علو دارد یا استعلا یا هر دو، یک بحث این بود که ظهور در طلب وجوبی دارد یا استحبابی و منشأ ظهور چیست، یک بحث هم در طلب انشایی یا حقیقی بود. همین مباحث در صیغه امر هم هست، اما بحث علو و استعلا و بحث حقیقی و انشایی نکته جدیدی در اینجا ندارد و اینجا هم تکرار میشود؛ اما در بحث ظهور صیغه امر در وجوب به دلیل اقوالی که مطرح شده است، لذا آخوند این بحث را دوباره مطرح میکند. اما نظر آخوند همان چیزی است که در ماده امر هم گفت.
آخوند گفت ماده امر ظهور در وجوب دارد و منشأ ظهور را وضع میگرفت، در اینجا هم منشأ ظهور را وضع میداند. یعنی هیأت امر وضع برای وجوب شده است و استعمال در استحباب مجاز است. دلیلی که آنجا آورد تبادر بود و اینجا هم تبادر را مطرح میکند. مؤیداتی هم مطرح کرد که اینجا هم میآورد. مثل احتجاج مولا بر عبد که وقتی امر کند و عبد انجام ندهد عقلا او را معذور نمیدانند. اما این مؤید بود چون ظهور در وجوب را میرساند اما منشأ ظهور را نمیفهماند.
در این بخش صاحب معالم بحثی را میگوید که در ماده امر مطرح نکرده بود. صاحب معالم مانند آخوند میگوید هم ماده امر برای طلب وجوبی وضع شده است و هم هیأت امر برای طلب وجوبی وضع شده است. منتها در ماده امر مانعی که جلوی این ظهور را بگیرد نبود اما در صیغه امر مانع وجود دارد. آن مانع کثرت استعمالات فعل امر در موارد استحباب است. این کثرت باعث میشود ولو استعمال در استحباب مجاز بود، اما تبدیل به مجاز مشهور شده است اگر نگوییم که نقل داده شده باشد. لذا نمیتوان از هیات امر به وجوب رسید.
جواب اول اخوند این است: آنچه نزد انفتاحی منشأ ظهور است، کثرت در یک طرف و ندرت در طرف مقابل است. استعمال در واجبات نادر نیست تا مانع شود برای ظهور اولیه شده و حالت مجاز مشهور یا وضع تعینی در مستحب پیدا کند. این کثرت حتی باعث اجمال هم نمیشود، چون منشأ ظهور باید در مقابل منشأ ظهور (وضع) قرار بگیرد تا بتواند اجمال درست کند.
در صورتی کثرت استعمال به مجاز مشهور یا وضع تعینی میرسد که وقتی در عرف نظر میکنیم، دیگر قرینهای برای آن نیابیم. لذا ما استعمالات را نگاه میکنیم؛ از زمانی که عرف بدون قرینه معنای دوم را اراده میکند، کشف میکنیم که به مرحله وضع تعینی یا لااقل به مجاز مشهور رسیده است. ما منکر استعمال در استحباب نیستیم، اما همه موارد قرینه بر جواز ترک وجود دارد. استعمال با قرینه یعنی هنوز به مرحله وضع تعینی یا مجاز مشهور نرسیدهاند. اگر به مرحلهای برسد که بدون قرینه هم به استحباب منتقل شویم یعنی به تعین رسیدهایم.
#اوامر
#استاد_حسینی_نسب
#کفایه
003 اشکال صاحب معالم.mp3
زمان:
حجم:
12.7M
🔹صوت تدریس استاد حسینی نسب
سال تحصیلی ۰۱-۱۴۰۰
کفایه یک
#جلسه_هفتاد_نه
تاریخ: 2 بهمن
#کفایه
#اصول
#استاد_حسینی_نسب
#اوامر
#چکیده جلسه 79
جلسه سوم #صیغه_امر
بسمه تعالی
کیف!
نقد سوم: کثرت استعمال به تنهایی باعث دست کشیدن از ظهور ناشی از وضع نیست. چون کثرت استعمال تا زمانی منشأ ظهور نسازد نمیتواند منشأ وضع را کنار بزند. مگر اینکه این کثرت استعمال به نحو اطراد باشد و منشأ وضع بسازد. نظیر ظهور عام در عموم که با وجود مخصصهای متعدد از بین نمیرود. البته اگر مانند اطلاق منشأ ظهور مقدمات حکمت باشد، آنگاه وجود قرینه میتواند منشأ ظهور را از بین ببرد؛ ولی کثرت استعمال نمییتواند منشأ وضع را خراب کند.
البته کسانی مانند مرحوم تبریزی که منشأ ظهور هیأت در وجوب را وضع نمیدانند؛ بلکه به مقدمات حکمت و اطلاق میدانند، دیگر نمیتوانند جواب فوق را بدهند؛ چون احتمال قرینه مقدمات حکمت را مختل میکند. بلکه پاسخ میدهند صرف کثرت استحباب احتمال قرینیت ایجاد نمیکند تا مقدمات حکمت را از بین ببرد. چون احتمالی میتواند مقدمات حکمت را از بین ببرد که مانند قرینه متصل عمل کند و ما چنین احتمالی نداریم. معمولاً با آنچه که مواجه میشویم قرینه منفصله است و چون این قرینه در ناحیه مراد جدی عمل میکند ضربهای به مقدمات حکمت نمیزند. فقط احتمال تقطیع میتواند اخلال ایجاد کند که اقای تبریزی میفرماید با توجه به اینکه غالبا کسانی که روایت نقل میکردند فقیه بودند، تقطیع احتمال معتد بها نیست. البته اگر قرینه داشتیم که حرف دیگری است.
المبحث الثالث
بحث وجوب در غالب اوقات در آیات و روایات با فعل امر بیان میشود، گاهی هم ماده امر یا ماده کتابت و فرض. اما گاهی هم دال بر طلب جمله خبریه است: «و الوالدات یرضعن اولادهن حولین کاملین». این جمله خبریه در مقام طلب گفته شده است. یا برای مثال: «و المطلقات یتربصن بانفسهن ثلاثة قروء». زنان مطلقه برای همسران خود سه طهر عده نگه میدارند. مثال عرفی: طلاب عزیز فردا تکالیف خود را میآورند.
دو پرسش برای این جملات هست: آیا استعمال این جملات برای طلب، حقیقت است یا مجازی؟ آیا ظهور در وجوب دارد یا خیر؟
آخوند میگوید استعمال این جملات حقیقی است. چون معیار در حقیقت و مجاز در ناحیه موضوع له و مستعمل فیه و مدلول تصوری است. مثلا الولدات، حولین، کاملین، یرضعن و ... همه در موضوع له خود به کار رفتهاند. آنچه اتفاق افتاده این است که جمله خبری شما به جای اینکه به داعی حکایت و اخبار از واقع صورت بگیرد، به داعی طلب و انشاء صورت میگیرد. آخوند قبلا هم گفت که دواعی برای ظرف استعمال هستند و نه برای موضوع له و مستعمل فیه تا بخواهد در حقیقت و مجاز دخالت کند. بنابراین نه تنها آخوند ظهور در وجوب را قبول میکند، بلکه وجوب در جمله خبریه در مقام طلب را اقوی میداند. در رتبه بعدی تاکید ماده امر است و بعد هیأت امر.
حاشیه: در خود جمله خبریه هم اگر فعل ماضی بیاید آکد از فعل مضارع و مستقبل است.
چرا برای آخوند مهم است که این استعمال حقیقی است یا مجازی؟ چون کسانی که ظهور جمله خبریه در وجوب را قبول نداشتند؛ مثل مقدس اردبیلی و نراقی، دلیلشان این است که جمله خبریه وضع شده است برای حکایت. پس وقتی برای طلب بیاید مجاز خواهد شد. یکی از این مجازات مجاز در مستحب است مثل «یرضعن» و گاهی وجوب است مثل «یتربصن». لذا اگر قرینه نیاید مجمل شده و ظهور جمله منعقد نمیشود . آخوند اینگونه جواب میدهد که اصلا مجاز نیست چون حکایت و طلب در موضوع له نیست، در دواعی است و دواعی برای ظرف استعمال و تصدیقی اولی است.
سؤال: طبق نظر آخوند چگونه به مراد جدی یا تصدیقی ثانوی میرسیم؟
اگر چیزی در تصدیقی اولی (ظرف استعمال) آمد با اصالة تطابق در تصدیقی ثانوی هم میاید. اما عکس آن نیست. ممکن است در تصدیقی اولی نیاید ولی به صورت قرینه منفصله در تصدیقی ثانوی مطرح شود.
اما قرینه حالیه که در کلام نیست در چه مواردی تصدیقی اولی هستند و در چه مواردی تصدیقی ثانوی؟ آنهایی که بدیهی باشند، واضح باشند، در ارتکاز باشند اینها در ظهور میآیند و مثل قرینه متصله عمل میکنند. اما آنهایی که نیاز به تامل و تدبر دارند و واضح نیستند مثل منفصله میشود و در تصدیقی ثانوی جانمایی میشوند.
مثالهایی مثل تهدید و احتقار هم اگر شان نزول اینها را ببینید متوجه میشوید که مخاطبین آن زمان به وضوح این دواعی را میفهمیدند. اما اگر در آن فضا و زمان برای یک انسان معمولی متعارف نیست و تامل و تدبر میخواهد آن میشود منفصله.
#اوامر
#استاد_حسینی_نسب
80.mp3
زمان:
حجم:
12.1M
🔹صوت تدریس استاد حسینی نسب
سال تحصیلی ۰۱-۱۴۰۰
کفایه یک
#جلسه_هشتاد
تاریخ: 3 بهمن
#کفایه
#اصول
#استاد_حسینی_نسب
#اوامر