محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت
مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست
گفت مستی زان سبب اُفتان و خیزان میروی؟
گفت جرم راه رفتن نیست ره هموار نیست
پَروین
“I love the soft light I carry within, so long as others don’t dim my glow.”
"Sip of Milk Tea Notes"
«من درخشش کمرنگ و نورهای ملایم درونم را در آغوش میگیرم و اَرج مینهم، تا وقتی که دیگران شمعهای وجودم را نسوزانند.»
يادداشتهای یک جرعه شیرچای
هدایت شده از گرافاتشوریدهیکگیاهسمی
نمیفهمم چتونه با افتخار میگین تو پلتفرم داخلی فعالیت نداریم، مثلا تو پلتفرم اسرائیلی فعالیت کنین آروم میشین؟!