خواجه ی بخشنده و غلام وفادار
✍درويشي كه بسيار فقير بودو در زمستان لباس و غذا نداشت. هرروز در شهر هرات غلامان حاكم شهر را ميديد كه جامههای زيبا و گرانقيمت بر تن دارند و كمربندهای ابريشمين بر كمر ميبندند. روزي با جسارت رو به آسمان كرد و گفت خدايا! بنده نوازي را از رئيس بخشندة شهر ما ياد بگير. ما هم بندة تو هستيم.
زمان گذشت و روزي شاه خواجه را دستگير كرد و دست و پايش را بست. ميخواست ببيند طلاها را چه كرده است؟ هرچه از غلامان ميپرسيد آن ها چيزي نميگفتند. يك ماه غلامان را شكنجه كرد و ميگفت بگوييد خزانة طلا و پول حاكم كجاست؟ اگر نگوييد گلويتان را ميبرم و زبانتان را از گلويتان بيرون ميكشم. اما غلامان شب و روز شكنجه را تحمل ميكردند و هيچ نميگفتند. شاه آن ها را پاره پاره كرد ولي هيچ يك لب به سخن باز نكردند و راز خواجه را فاش نكردند. شبي درويش در خواب صدايي شنيد كه ميگفت: ای مرد! بندگي و اطاعت را از اين غلامان ياد بگير.
https://eitaa.com/ketab_43
هدایت شده از MEHR ALI HEMMATI
🌸مصاحبه جنجالی و امدادهای غیبی!
رزمنده و جانباز دفاع مقدس «سید مصطفی ساجدی»
🔹 واحد: گردان خطشکن حضرت زینب (سلاماللهعلیها) - لشکر ۱۹ فجر فارس :بعد از عملیات کربلای ۴، در پادگان معاد بودیم که خبرنگار صداوسیمای فارس آمد برای گزارش. جوّ نمازخانه سنگین بود؛ خبرنگار با هیجان پرسید: — «هر کدام از برادرها که در این عملیات امداد غیبی دیده، بیاید جلوی دوربین تعریف کند!» همه سکوت کرده بودند. اخه عملیاتی که آنقدر سخت بود، امداد غیبیاش کجا بود؟ من با تشویق و صلوات بچهها بلند شدم و رفتم جلوی دوربین. خبرنگار میکروفون را گرفت جلوی دهانم و منتظر بود که من از اسب سفید و سوار نورانی بگویم! من هم خیلی جدی گفتم: — «والا حقیقتش را بخواهید، ما هیچ امداد غیبی ندیدیم... فقط از لحظه شروع عملیات، تمام امدادگرهایمان غیب شدند! اصلاً معلوم نشد کجا رفتند؟!» یکهو صدای خنده بچهها نمازخانه را روی سرش گذاشت و دکور خبرنگار به هم ریخت! 😅
🌷 یاد و خاطره سلحشوران بذلهگو و بااخلاص لشکر ۱۹ فجر و گردان حضرت زینب (سلاماللهعلیها ) گرامی باد. 🌸
از کازرون 🌺🌺🌺
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چند لحظه آرامش 🌺🌺🌺🌺https://eitaa.com/ketab_43
در هر صد نفر یک نفر
ارزش آن را دارد که با او
بحث کنی!
بگذار دیگران هرچه
دوست دارند بگویند،
زیرا هرکسی آزاد است
که احمق باشد.
https://eitaa.com/ketab_43
اين كاغذ اولش صاف بوده؛
بعد مچاله ش كردن،
بعد بازش كردن و
اينجورى شده...
دل شکستن و ناراحت
کردن هم همینطوره...
جاى چروك هاى مچاله ش
ميمونه...
مراقب رفتارمون باشیم
https://eitaa.com/ketab_43
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"انسانیت یعنی دست گرفتن نه دست کشیدن؛ یعنی دیدن دلها، نه فقط چهرهها."
https://eitaa.com/ketab_43
داستان.واقعی
نقاب
قسمت🔻 32🔻
مأمورین مشغول سؤال پیچ کردن رشیدی بودند که صدای ملین از پشت سرشان بلند شد: سلام آقایون! اینجا چه خبر است؟
رشیدی با دیدن ملین با خوشحالی گفت: سلام خانم لوین، شما کجا رفته بودین؟! به این آقایون بگین که من تاکید کردم اینجا منطقه ممنوعه هست اما شما امر کردید به اینجا وارد شویم!
ملین سرش را تکان داد و گفت: آقای رشیدی درست میگه و بدون اینکه اجازه دهد مامورین پیش رو حرفی بزنند، زیپ کنار کیفش را باز کرد و برگه ای را بیرون آورد و به طرف آنها گرفت و گفت: بنده خانم لوین هستم، نویسنده و محقق، همانطور که میبینید مجوز ورود به این مناطق را دارم و اگر توجه کنید این مجوز را چندین نهاد تایید کردن.
یکی از مأمورها دستش را جلو برد و برگه را گرفت و همانطور که با دقت برگه را می خواند گفت: الان دقیقا در این مکان چکار دارین؟!
ملین دست برد داخل کیفش و اینبار چند پلاستیک کوچک بیرون آورد و گفت: بنده روی یک پروژه که مربوط به محیط زیست هست کار می کنم، طبق بعضی خبرهای محرمانه ای که به دستمان رسیده، این اطراف و خیلی جاهای دیگه گیاهان و درختانی کاشته شده که فوق العاده برای محیط زیست ضرر داره، مثل همین کاج های سوزنی که باعث میشه دودهای ناشی از سوخت را در هوا جذب کنند و عنصرهای خطرناکی در محیط پراکنده کنند که باعث انواع سرطان ها می شود.
ملین که خوب متوجه شده بود با مأمورین زبده و شکاکی روبه رو هست، برای اینکه تاثیر کلامش را صد چندان کند، صدایش را پایین تر آورد و گفت: من در این مورد تحقیقات زیادی کردم و متوجه شدم تمام این امور حیله و نقشه ایست که از یکجا نشأت می گیرد و من می خواهم با سند و مدرک اثبات کنم و آنان را رسوا کنم
در این هنگام یکی از مأموران که حصیبی نام داشت چشمانش را ریز کرد و گفت: ببینم حالا این کیست که چنین حیله و نقشه ای کشیده؟!
ملین با تردید به آن دو مأمور و رشیدی چشم دوخت و گفت: من نمی توانم آن را فاش کنم و از طرفی نمی دانم که می شود به شما اعتماد کرد یانه؟!
در این هنگام مأمور دیگر گفت: شما با ما به پایگاه می آیید و آنجا با توضیحات کامل ...
ملین به میان حرف او دوید و گفت: اگر امکان دارد آقای رشیدی حضور نداشته باشد، من فقط برای شما موضوعاتی را برملا می کنم
مامور سری تکان داد و به رشیدی اشاره کرد که سوار ماشین شود و خودشان به همراه ملین قدم زنان از آنجا دور شدند.
آقای رشیدی از شیشه ی ماشین می دید که ملین مدام حرف میزند و آن دو با تکان دادن سر حرفهایش را تکرار می کنند و درست کمتر از نیم ساعت، ملین سوار ماشین شد و آن دو مأمور با احترام او را بدرقه کردند و جالب است که از ملین دعوت می کردند که اگر لازم شد دوباره به اینجا بیاید و آنها نیز با او همکاری می کنند و مأموری را برای جمع آوری نمونه خاک و گیاه با او همراه خواهند کرد
و رشیدی زیر لب گفت: عجب! بی شک این زن مهره ی مار دارد، همانطور که مرا جذب خودش کرده، هر کسی را به گونه ای تطمیع می کند.
ادامه دارد
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شاهین در مقابل کبوتر
https://eitaa.com/ketab_43
شاهین
15.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حمام کردن جیجاق آبی😍
https://eitaa.com/ketab_43
حیجاق_آبی
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مهارت و هوش طوطی رو ببینید
https://eitaa.com/ketab_43
حدیث
🔅امیرالمومنین علیهالسلام
▫️اِجْعَلْ رَفِيقَكَ عَمَلَكَ وَ عَدُوَّكَ أَمَلَك
🔹عملت را دوست خود، و آرزویت را دشمن خود قرارده.
📗شرحغررالحکمج۲ص۱۸۲
https://eitaa.com/ketab_43
در برابر معاصى ضعيف و در برابر طاعات قوى باش:
#نهج_البلاغه
▫️اِحْذَرْ أَنْ یَرَاکَ اللّهُ عِنْدَ مَعْصِیَتِهِ وَ یَفْقِدَکَ عِنْدَ طَاعَتِهِ فَتَکُونَ مِنَ الْخَاسِرِینَ
🟠بترس كه خداوند تو را به هنگام گناهان بنگرد، و در طاعت خويش نيابد، آن گاه از زيانكارانى
✍اشاره به اين كه عالَم محضر خداست و خداوند از ما به ما نزديك تر است حتى افكار و خيالاتى را كه در ذهن ما نقش مى بندد مى داند و مى بيند بنابراين چگونه به خود اجازه مى دهيم كه در صحنه هاى معصيت در حضور خداوند، حضور داشته باشيم و در صحنه هاى اطاعت كه خاصان و مقربان پروردگار و مؤمنان صالح حضور دارند جاى ما خالى باشد؟از اين سخن مى توان نتيجه گرفت كه بى تقوايى هاى انسان ها نتيجه ضعف ايمان آن ها به خداوند و معاد است. يا او را همه جا حاضر نمى دانند و يا وعده هاى معاد و پاداش و كيفر اعمال را كوچك مى شمرند كه اگر چنين نبود روح تقوا حاكم بود.
https://eitaa.com/ketab_43
📘حکمت_383