eitaa logo
کتاب فاطمیون
827 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
758 ویدیو
287 فایل
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ امام خامنه ای عزیز: شما نهضت کتابخوانی باید راه‌ بیندازید، واقعاً کتاب بخوانید، مطالعه کنید. 🔰 کانال مطالعاتی کتاب فاطمیون #ارتباط_با_ما @marfokfa
مشاهده در ایتا
دانلود
بسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم همرزمان گرامی و همراهان محترم کتاب فاطمیون سلام علیکم 🔰اسامی برگزيدگان محترم دوره ٣٣ کتاب فاطمیون (مفاهیم جزء پنجم قرآن کریم با کلید 12221) با احترام اعلام می‌گردد. 🌷١.همرزم گرامی آقای احمد حاجی زاده از تبریز 🌷٢.همرزم گرامی آقای محمد جلیله وند از تویسرکان 🌷٣.همرزم گرامی خانم مریم زراعتی از دزفول 🌷۴.همرزم گرامی خانم فاطمه فدوی از سرخه 🌷۵.همرزم گرامی خانم معصومه خمسه از تهران از همه عزیزانی که در این دوره مطالعاتی شرکت کردند بسیار سپاسگذاریم و مستدعی است عزیزانی که اسمشون به قید قرعه مشخص شده، شماره کارت بانکی به نام خودشون رو به همراه نام و نام خانوادگی به آی دی @Eshq_Agahi_Masouliyat ارسال نمایند. از اینکه همراه نهضت کتابخوانی فاطمیون هستید بسیار سپاسگزاریم. خواهشمندیم دوستانتون رو به عنوان صدقه جاریه به این کانال دعوت کنید. @sardaryekta @ketabfa @ImamRohollah
pesarhaye nane abdolah-31.mp3
زمان: حجم: 11.2M
🔊 (همسفردانا) 📖کتاب 🔖شماره: 31 🔖تعداد کل: 40 شماره https://eitaa.com/ketabfa
pesarhaye nane abdolah-32.mp3
زمان: حجم: 19.3M
🔊 (همسفردانا) 📖کتاب 🔖شماره: 32 🔖تعداد کل: 40 شماره https://eitaa.com/ketabfa
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آشنایی با شهید دکتر محمود رفیعی، استاد ادبیات و زبان فارسی
ـ محمود رفیعی متولد سال 1343 روستای چوبیندر قزوین بود. 30 سال قبل در سال 62 ، در کمین دشمن افتاد و بعد از شهادت شماری از دوستانش مورد اصابت گلوله‌های متعدد و حتی تیر خلاص دشمن قرار گرفت و روح از بدنش جدا شد، اما پس از گذشت چندین ساعت و با وجود انتقال به سردخانه، علائمی از حیات در او دیده شد و با ترکش‌های فراوانی که در بدن و از جمله در کنار قلبش داشت، سی سال دیگر از خدا عمر گرفت.
رفیعی در سال 78 موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد شد و سپس به استخدام دانشگاه علامه طباطبائی درآمد. وی از ابتدا در روابط عمومی دانشگاه مشغول به کار شد تا اینکه در سال 84 به ریاست روابط عمومی منصوب و در سال 86 با استعفا از این سمت، به عنوان هیات علمی در گروه ادبیات علامه مشغول به کار شد. وی از همان سال دوره دکترای ادبیات را نیز در گروه ادبیات دانشگاه علامه آغاز و در سال 91 از پایان‌نامه خود دفاع کرد.
روایت جانبازی و آزادگی «در روز 13 تیر سال 62 یک هفته بعد که دوستم به من خبر شهادتم را داده بود؛ در منطقه آذربایجان‌غربی درگیری شد و به همراه حدود 12 نفر به این منطقه رفتیم و در راه به ما کمین زدند و از زمین و آسمان بر ما گلوله بارید، به قدری بود که دو سه نفر از همراهانم شهید و بی‌سر شدند و بدنشان دست و پا می‌زد. از ماشین پایین افتادم.
گلوله‌ها از بالای سر ما رد می‌شدند. یکی از رزمندگان ما از ناحیه گلو تیر خورد و در چند قدمی ما افتاد و با هر نفس از رگ‌های بریده او خون بیرون می‌زد و به من اشاره کرد تا به او آب برسانم. دوست دیگر ما که رفت به او آب دهد به رگبار بسته شد؛ و من گریه‌کنان قمقمه آب را برداشتم به بالای سر دوستم رفتم و خم شدم به او آب دهم که گلوله‌ای به دستم اصابت کرد و قمقمه افتاد و بعد گلوله‌ها به دست دیگر و پهلو و پاهایم خورد و افتادم.