من جلوتر رفتم و به او گفتم چرا این طوری شدهای؟ گفت: من مثل هر روزم اما شما نگران شدهای. دوباره کمی که از او دور شدم دیدم که نگاهش به روبهرو است و باز لبخند میزند. اصرار کردم که به من بگوید که دارد چه اتفاقی میافتذ. گفت که بنشینم. تا آمدم بنشینم دیدم که نفسهایش به شماره افتاد. احیایش کردم. برگشت و گفت که سینهام میسوزد. به اورژانس اطلاع دادم اما تا فاصلهای که اورژانس بیاید به شهادت رسید.
در دانشگاه، مشهور بود که مرحوم دکتر رفیعی هنگام سخنرانی شرط میکرد که هزینه سخنرانیاش خرج دانشجویان بیبضاعت شود و برای نوعروسان جهیزیه تهیه میکرد. همچنین افرادی که در خانواده دچار مشکلات حاد میشدند با ارائه مشاوره سازنده مشکلات آنها را رفع میکرد به طوری که تعداد بسیاری از افراد در آستانه طلاق به زندگی برگشته و زندگی بهتری نسبت به گذشته را شروع کرده بودند. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
هدایت شده از کلام حاج حسین یکتا
video_2025-09-02_11-04-34.mp3
زمان:
حجم:
573.3K
۶٧
⚪️ این خاک انسان رو پاک میکنه...
#سردار_حاج_حسین_یکتا
ــــــــــــــــــــــــــــــ
@sardaryekta