کتابینه|♧𝕂𝕖𝕥𝕒𝕓𝕚𝕟𝕖
درباره ی موشی به نام میکا است که در طی اتفاقاتی در زندگی اش سر از دنیای جادویی و زندگی کردن با الف ها، ترول ها و پیکسی ها در می آورد. او می خواهد جایگاهش را پیدا کند.
نوشته ی مت هیگ
قسمتی از کتاب : و درست در همان لحظه میکا پرواز کنان به هوا پرتاب شد و ظرف رنگ سفید پیکسی راستگو روی تمام کف زمین پاشیده شد
بهترین ناشر : آذرمیدخت
کتابینه|♧𝕂𝕖𝕥𝕒𝕓𝕚𝕟𝕖
مردی با نام لاک وود قصد اجاره ی خانه ای را دارد اما متوجه می شود که صاحبخانه ی جدیدش آدم بد اخلاق و بی حوصله ای است طی ماجرایی مجبور به چند شب اقامت در خانه ی صاحب خانه اش می شود و در مدت اقامتش ، خدمتکاری که سالها برای اهل خانه کار کرده است، سر گذشت پر احساس این خانواده را تعریف می کند
داستانی سرشار از عشق، بی رحمی و تلاش نوشته ی امیلی برونته
قسمتی از کتاب: همین حالا که به درودیوار این اتاق نگاه می کنم، در هر گوشه وجود او را می بینم، حتی هر تکه سنگ در این اتاق نشانی از او دارد همه ی دنیا برایم حکایت از یک نکته دارد که روزی محبوب من زنده بوده است و حالا اورا از دست داده ام... .
بهترین ناشر: افق
کتابینه|♧𝕂𝕖𝕥𝕒𝕓𝕚𝕟𝕖
کتابی با هدف بهبود روند و سبک زندگی با الهام از زندگی شاد و طولانی ژاپنی ها و راهنمایی برای پیدا کردن هدف و معنای زندگی و دستیابی به مهارت هایی برای زندگی مفرح تر
نوشته ی هکتور گارسیا و فرانسیس میرالس
قسمتی از کتاب: طریقه ی خوردن غذا نیز بسیار مهم است . ژاپنی ها غذا های خود را در بشقاب های خیلی کوچک می خورند و همین باعث می شود در هر وعده، دریافت غذایی کمتری داشته باشند... .
بهترین ناشر: آذرمیدخت
کتابینه|♧𝕂𝕖𝕥𝕒𝕓𝕚𝕟𝕖
راوی ای داستان ۴ شخصیت را تعریف می کند دو کوتوله و دو موش که وارد مازی می شوند تا به دنبال پنیرشان بگردند
آنها متوجه می شوند هر بار که پنیر را پیدا می کنند و لذت های زندگیشان شروع می شود ، بعد از مدتی، یک روز که به ماز و جای همیشگی پنیر بر می گردند، پنیر جابه جا شده! و در داستان هر کدام از شخصیت ها برای بازیابی پنیر تصمیم های متفاوتی می گیرند
هدف کتاب پذیرش تغییر های ناگهانی در زندگی و نحوه ی مواجه شدن با آنهاست نوشته ی اسپنسر جانسون
قسمتی از کتاب: روی دیوار چیزی نوشت تا به خودش یاد آوری کند: حرکت در جهت جدید به تو کمک می کند پنیر جدیدی بیابی.
بهترین ناشر: پارس اندیش
کتابینه|♧𝕂𝕖𝕥𝕒𝕓𝕚𝕟𝕖
☆ این کتاب با نام به امید دل بستم هم به فروش می رود☆
راوی داستان، سم در یک بیمارستان زندگی می کند و به مرور با آدمهایی در بیمارستان آشنا می شود که هر کدام یک مشکل جسمانی اساسی دارند و ممکن است زیاد زنده نباشند اما با آنها دوست می شود و به تدریج آن دوستان، تنها امید زندگی یکدیگر می شوند
نوشته ی لنکالی
قسمتی از کتاب: روی یکی از برگه هایش می خوانم: کاغذ قلب من است . خودکارها رگ های من هستند. آنها کلمات ربوده شده را بر می گردانند و نیرویی برای رنگ بخشیدن به منظره هستند.
بهترین ناشر: داهی