#جواد_الائمة
-
-
بعد از وفات مامون ملعون ام الفضل ملعونه بنای تعدی گذاشت درباره آن امام مظلوم و شکایتها نوشت به عموی خودش معتصم ملعون که بعد از مامون خلیفه شد، پس امام جواد علیه السلام را با ام الفضل از مدینه به بغداد طلبید و قصد قتل حضرت را داشت، چرا که شنیده بود که شیعیان از اطراف اموال و هدایای بسیار از برای آن حضرت میفرستند. پس بعد از ورود امام علیه السلام به بغداد بنای اظهار محبت ساختگی گذاشت و در باطن عداوت کلی داشت، فلهذا تحفههای بسیار از درهم و دینار و عقدهای مروارید از برای ام الفضل فرستاد و او را راضی به قتل آن حضرت کرد و زهری فرستاد که در طعام داخل کند و بخورد آن حضرت بدهد، آن ملعونه انگور رازقی را زهرا آلود کرد و به نزد آن امام مظلوم آورد و چون آن حضرت تناول نمود اثر زهر در بدن مبارک آن بزرگوار اثر کرد.
📚 مقتل أنوار الشهادة يزدي، ص١٩٦
@ketabkhaneh_fazael
#جواد_الائمة
-
-
آن امام مظلوم [امامجوادعلیهالسلام] با
نهایت ضعف و شدت ألم در بستر افتاده
بود که ناگاه صدای السلام علیک یا أبتاه
يا حجّة الله بلند شد! حضرت جواد علیه
السلام چون چشم باز نمود.
امام علیالنقی سلام الله علیه را دید که
از مدینه منوره به طی الارض وارد شد و
ظرف آبی در دست گرفته و آن را داد به
حضرت امام محمد تقی صلواتاللهعلیه
حضرت آشامید و او را در برکشیده، سر و
صورت او را بوسیدند و اسرار امامت را و
علوم غیبیه الهی و ارثهای أنبیا مرسلین
تعلیم و تسلیم او نمودند و آن حضرت
پدر خود را در باطن غسل داده و کفن
نموده و دفن نموده.
مولف دل سوخته گوید: حضرت جواد
علیه السلام آب طلب میکند فرزند او
آب حاضر میکند و سیدالشهدا آب طلب
میکند شمشیر و نیزه و خنجر و تیر بر
بدنش میزنند..
📚 مقتل أنوار الشهادة يزدي ص١٩٧
@ketabkhaneh_fazael