وَالقلمِمایَسطُرون
⚠️ تو محلههاتون اگه همسایهای داشتید که مواردی از این ۱۳ مورد رو داشت، حتماً با پلیس ۱۱۰ یا اطلاعات
من شامل مورد 6 و 10 هستم
میخاین منم گزارش بدید؟
وَالقلمِمایَسطُرون
راستش بازم اینا دلایل قانع کننده ای نیست ممکنه یکی با هزار آدم تو حضوری آشنا بشه دوست هم بشه اما صمی
ی اصلاحیه هم هست که نباید نادیده گرفت..
شاید هیچ وقت تو حضوری دوست مورد علاقه تو پیدا نکنی باهاش هم درد و هم حس نشی باهاش صمیمی نشی و فقط دوست باشی ولی دوستی که اگ ی روز نبود خیلی جای خالیشو حس نکنی
چون حضوری محدوده محدود به شهر و دیار خودت
ولی مجازی از همه جا هست با اون همه نقد ها و اشکالات که گفتم ممکنه بتونی دوست مورد علاقتو پیدا کنی (ولی همونقدر که پیدا کردن مهمه ادامه دادن هم مهمه..)
ممکنه اولش باهم خوب باشین ولی زمان که بگذره روابطتتون به تیرگی گراید (به لحن کتاب تاریخ)
چرا؟ چون مجازی حالت چهره و لحن آدم موقع نوشتن رو که نشون نمیده و شما از ی حرف ممکنه هزار برداشت کنید مخصوصا اگه طرف مقابل عاشق مرموز بازی باشه..
وَالقلمِمایَسطُرون
ی اصلاحیه هم هست که نباید نادیده گرفت.. شاید هیچ وقت تو حضوری دوست مورد علاقه تو پیدا نکنی باهاش هم
دردناکه حالا فهمیدم که ما ادعا داریم ک امام زمان رو دوست داریم
اما الان واقعا جای خالیشو حس میکنیم ؟؟؟
ما جای خالی چیز هایی که هرگز نداشتیم مثل وسیله ای که تاحالا نداشتیم یا هرچیزی چمیدونم حس میکنیم..
اما واقعا خجالت اوره جای خالی امام زمان رو حس نمیکنیم
وَالقلمِمایَسطُرون
دردناکه حالا فهمیدم که ما ادعا داریم ک امام زمان رو دوست داریم اما الان واقعا جای خالیشو حس میکنیم ؟
به قول استاد شجاعی اون دنیا پرده ها که کنار رفت مفهمیم هرچیزی جز امام زمان اون دنیا باعث آه و حسرتمون میشه
وَالقلمِمایَسطُرون
میدونی چیه آدما هزار درجه با اون چیزی که تو مجازی نمود میدن و رفتارهای حضوریشون فرق دارن خیلی زیاد م
اولین کسی که میشناسم رفتار مجازیش با حضوریش هزار درجه فرق میکنه خودمم
اینجا خیلی حرف اضافی میزنم نه؟
ولی بدونید تو فضای حضوری واقعا ساکت میمونم و تا کسی نیاد باهام حرف بزنه هیچی نمیگم موقع حرف زدن هم لحنم آرومه و از داد و بیداد خوشم نمیاد (معمولا)
مگه یکی واقعا خیلی عصبیم کنه...
خیلی هم بدم میاد فاصله کسی باهام کمتر از حداقل دوتا کف دست طولی باشه خودم میرم عقب تر..
و به طور عادی از اینکه بخام مستقیم تو چهره کسی هم نگاه کنم خوشم نمیاد معمولا نگاهمو خیره نمیکنم..
بعد ی مورد هم بود من خیلی آدم وسواسی بودم برای تمیزی و اینا
امسال خرداد رفته بودم حسینیه ثارالله یکی از بچه ها شربت میگرف بعد لامصب خودش دستشو به سمت من دراز کرد منم لیوان گرفتم و یهو سر کشیدم که گفت وای نه
دهنیه فلانی بود که خودشم کنارم نشسته
بعد اونم دیدم گفت اشکال نداره دیگه بقیه اشم بخور =)
منم دیگه گفتم جهنم و بقیه شو خوردم
از اون موقع به بعد یخورده از اون حد رعایت کردنم کمتر شد..