.
📕📗دو تا کتاب خوب در مورد مادران شهدا اگه بخوام معرفی کنم این دو تا کتابه. انصافا یکی از یکی خوب تر ... :
روشون بزنید و ببینید.
تنها گریه کن
قصه ننه علی
.
🌱|@ketabsadr
.
از همسران شهدا هم معرفی کنیم.🌷
در مورد این بانوان صبور سه تا کتاب معرفی میکنم. دو تا رو قبلا معرفی کردم و یکی رو امروز معرفی میکنم.
.
.
📕📗دو تا کتابی که قبلا خدمتتون معرفی کردم یکی کتاب خاتون و قوماندان هست که خاطرات همسر شهید علیرضا توسلی هست.
و یکی کتاب اسم تو مصطفی است که خاطرات همسر شهید مصطفی صدر زاده هست.
.
📚کتاب «قصه دلبری»
(شهید محمدحسین محمدخانی به روایت مرجان درعلی همسر شهید)
🔹قیمت پشت جلد کتاب: ۱۱۰/۰۰۰
🔸قیمت با تخفیف آقا مصطفی: ۹۵/۰۰۰
#زندگینامه_شهدا
#قیمت
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
به کافه کتاب شهید صدرزاده بپیوندید:
🌱|@ketabsadr
.
کافه کتاب شهید صدرزاده
📚کتاب «قصه دلبری» (شهید محمدحسین محمدخانی به روایت مرجان درعلی همسر شهید) 🔹قیمت پشت جلد کتاب: ۱۱۰/۰
.
☘ #معرفی_کتاب قصه دلبری
🔶کسانی که پیشتر کتاب «عمار حلب» را خواندهاند، فرمانده جوان مدافعانحرم، شهید محمدحسین محمدخانی را میشناسند اما اینک در کتاب «قصه دلبری» محمد علی جعفری به معرفی خاطراتی متفاوت و خواندنی از ایشان می پردازد.
🔶او که از فعالان بسیج دانشجویی بود، در علمیاتهای تفحص پیکر شهدای دفاع مقدس، شرکت داشت و ارتباطی عمیق با آنان بافته بود، این مساله در اخلاقیات، رفتار و خلاصه سبک زندگی ایشان جاری بود و این اثر روایت همسر ایشان از لحظات حضور شیرین این شهید در دانشگاه، مراسم خواستگاری، خانواده و... تا لحظه عروج است.
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
به کافه کتاب شهید صدرزاده بپیوندید:
🌱|@ketabsadr
.
.
🥪 #یه_لقمه_کتاب
در بخشی از این اثر که توسط نشر روایت فتح به کتابرسان آمدهاست میخوانیم:
((«رفتم مشهد، یه دهه متوسل شدم. گفتم حالا که بله نمیگید، امامرضا از توی دلم بیرونتون کنه، پاکِ پاک که دیگه به یادتون نیفتم. نشسته بودم گوشهٔ رواق که سخنران گفت: ’اینجا جاییه که میتونن چیزی رو که خیر نیست، خیر کنن و بهتون بدن.‘ نظرم عوض شد. دو دههٔ دیگه دخیل بستم که برام خیر بشید!»))
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
به کافه کتاب شهید صدرزاده بپیوندید:
🌱|@ketabsadr
.
🖼 دو صفحه ای از کتاب قصه دلبری رو با هم بخونیم ...
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
به کافه کتاب شهید صدرزاده بپیوندید:
🌱|@ketabsadr
.
فراموش نمیکنم یکبار زمستون
خیلی سردی بود و در حال برگشت
به سمت خونه بودیم.
پیرمردی مشغول گدایی بود و از سرما میلرزید. تا دیدش فورا کاپشن گرون قیمتشو درآورد
و به اون پیرمرد داد !
بعدم یه دسته اسکناس بهش داد!
پیرمرد که از خوشحالی نمیدونست چی بگه ، مرتب میگفت:
جوون خدا عاقبتت رو بخیر کنه.
#شهید_شاهرخ_ضرغام🌷
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
به کافه کتاب شهید صدرزاده بپیوندید:
🌱|@ketabsadr
.
خدایا! می دانم که کم کاری از من است
خدایا! می دانم که من بی توجهم
خدایا! می دانم که من بی همتم
خدایا! می دانم که من قلب امام زمان (عج) را رنجانده ام، اما خود می گویی که به سمت من باز آیید..
آمده ام خدا! کمکم کن
تا از این جسم دنیوی و فکرهای مادی نجات یابم.
شهید #رسول_خلیلی
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
به کافه کتاب شهید صدرزاده بپیوندید:
🌱|@ketabsadr
.
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قربون معرفتت جناب سروان ...
🌷 مراسم تشییع پیکر شهید سیدرضی موسوی
.
زیر لب چی داری زمزمه میکنی با شهید ...
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
به کافه کتاب شهید صدرزاده بپیوندید:
🌱|@ketabsadr
.