[خطای ۴۰۴ ]
دوم؛
پاهای خسته یعنی راهی آمدهام که ارزش رسیدن داشته است. دوربین، لحظههایی را ثبت کرد که شاید دیگر هیچوقت تکرار نشوند.
[خطای ۴۰۴ ]
سوم؛
تا به حال دستی از سر محبت بر سرم نکشیده بودی،اما من خودم را به ماشین حمل پیکرِ خالیات رساندم و دستم را به ماشین زدم و خودم با اشک دستم را بر سرم کشیدم.
[خطای ۴۰۴ ]
چهارم؛
برای حسن ختامِ مراسم تشییعات،شمع های زیادی را عاقبت بخیر کردیم تا برای شامِ غریبانه تو آب شوند.