#تلنگر
#تلنگرانه
یه وقتهایےخطر از بیخ ڪَوش ام ڪَذشت،
وچه لحظاتے ڪه فقط یڪ ثانیه مانده بود تا آبرویم بریزد؛
ڪَاهے حتے یڪ وجب تا مرڪَ فاصله داشتم اما خون از دماغ ام نیامد.
ڪَاهے شده در ڪارهایم اشتباه میڪنم اما بر حسب اتفاق همه چیز درست پیش میرود.
در چنین لحظاتے ڪه این خطرها از سرمان میڪَذرد همیشه باید بڪَوییم الحمدلله
الهے شڪرت ڪه نفس میڪشم،
الهےشکرت ڪه هوایم را دارے،
الهےممنون ڪه تنهایم نمیڪَذارے،
اما ما فقط چه میگوییم:
❌شانس آوردم❌
@khademinkhaharalborz18
(وصیت بیست و سوم)
📜وصیت شهید مصطفی احمدی روشن:
خداوندا دو چیز را لااقل از اختیار انسان خارج کردی و آن اولی مرگ و دومی تولد است که انسان به اندازه ذرهای در آن دخالت ندارد. ابتدا خدا را شاکرم که به من نعمت وجود را عطا کرد و پس بر آن شاکرم که در موجودات از جمله موجوداتی هستم که حرکت میکنند.
در میان این موجودات مرا انسان خلق کردی و در میان انسانها مرا عاقل خلق کردی و در میان عاقلها مرا یکتاپرست خلق کردی، در میان یکتاپرستان مرا مسلمان آفریدی و در میان مسلمانان شیعه و در میان شیعیان شیعهی اثنی عشری آفریدی و ای کاش در میان این شیعهها مرا از ذریهی زهرا خلق میکردی و در میان آنها از جمله کسانی بودم که مادر و پدرم هر دو سید میبودند.
خیلی چیزها را نمیتوان به هیچکس گفت؛ خدایا جان آن امام زمان (عج) را سالم بدار که او امید شیعه است.
#وصیت_شهید
#وصیت_نامه
____ 📜🪴____
@khademinkhaharalborz18
#طـنـزشـهـدایی😂❤️🍃
شب توی سنگر نشسته بودیم و چرت می زدیم
آن شب ، مهتاب عجیبی بود🌙 فرمانده آمد داخل سنگر گفت :
این قدر چرت نزنید تنبل می شوید 😴
به جای این کار بروید اول خط ، یک سری به بچه های بسیجی بزنید🪖
نمی توانستیم دستور را اطاعت نکنیم بلند شدیم و رفتیم به طرف خاک ریز های بلندی که در خط مقدم بود
بچه های بسیجی🪖 ابتکار خوبی به خرج داده بودند
آنها مقدار زیادی سنگ و کلوخ به اندازه ی کله ی آدمیزاد روی خاک ریز گذاشته بودند🪨
که وقتی کسی سرش را از خاک ریز بالا می آورد ، بعثی ها آن را با سنگ و کلوخ اشتباه بگیرند و آنها را نزنند !
مهتاب از آن طرف افتاده بود🌙 و ما ، بی خبر از همه جا بر عکس ، خیال می کردیم که اینها همه کله ی رزمنده هاست🪖
که پشت خاک ریز کمین کرده اند و کله هایشان پیداست
یک ساعت تمام با سنگ ها و کلوخ ها سلام و علیک و احوالپرسی کردیم و به آنها حسابی خسته نباشید گفتیم و بر گشتیم ! 🪨🪨😂😂
صبح وقتی بچه ها متوجه ماجرا شدند تا چند روز ، نقل مجلس آنها شده بودیم
هی ماجرا را برای هم تعریف می کردند و می خندیدند !😂😂
#خوشحالیحلال
#طنزجبهه
════╗════╗
🌿@khademinkhaharalborz18🌿
╚════
_🤍🌿_
#عکسنوشته
تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَنْ كَانَ تَقِيًّا ﴿۶۳﴾
اين همان بهشتى است كه به هر يك از بندگان ما كه پرهيزگار باشند به ميراث مى دهيم (۶۳)
_🤍🌿_
@khademinkhaharalborz18
#خاطرات_شهدا
وقتی سرلشکر مهدی باکری فرمانده نامآور لشکر عاشورا به پشت تریبون رسید، قبل از هر اقدامی خم شد و پتوی کهنه سربازی را که به احترام فرمانده زیر پایش انداخته بودند را برداشت😊 و با وقار و مهارت خاصی آن را تکان داد و خیلی آرام تایش کرد و به جای زیر پایش بر روی تریبون نهاد و آنگاه با لحنی آرام جملهای را گفت که هرگاه و در هر شرایطی برای هر کسی گفته ام متأثر شده است.🥺
▫️خاک بر سرت مهدی آدم شدهای که بیتالمال را به زیر پایت انداختهاند؟🥀😔
#شهید_مهدی_باکری
#شبتون_شهدایی
•┈┈••✾❀💚🌱❀✾••┈┈•
@khademinkhaharalborz18
سخن دل …
سکوت بغض های گره خورده اشکهای نم نم بارانیست که بی صدا می بارد
سکوت فریادهای درهم تنیده شده دلشکست گیست
سکوت آرامشی درپس طوفان ناملایم، روزگار زمستانیست
سکوت نگاهی حاکی از حسرتهاست که درپی آه روزگار،بهاری رادر پستوی خاطراتش نوید می دهد …….
درانتظار جوانه های سبزش خواهم نشست … می دانم که روزی خواهد آمد
#صبحت_بخیر_آقای_من
@khademinkhaharalborz18
💠احادیث مهدوی💠
🔸 امام باقر علیه السلام :
هرگاه (امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام کند به کعبه تکیه مى دهد و سیصد و سیزده مرد بر گردش حلقه مى زنند.
نخستین سخنى که مى گوید این آیه است: بقیت الله براى شما بهتر است اگر ایمان داشته باشید.
📚 هود/86
آنگاه مى فرماید: من بقیت الله هستم و حجت و جانشین خدا بر شما. هیچ درود فرستنده اى به او درود نمى فرستد مگر چنین: درود بر تو اى باقیمانده خدا در زمین او.
📚 نورالثقلین/ج2/ص194
#احادیث_مهدویت
#حدیث_سی_و_هشتم
╭•••─────♡─────•••╮
@khademinkhaharalborz18
╰•••─────♡─────••
🥀کُمیته ی خادمین شهدای خواهر استان البرز
سخن دل … سکوت بغض های گره خورده اشکهای نم نم بارانیست که بی صدا می بارد سکوت فریادهای درهم تنیده شده
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
#عاشقانه_های_شهدایی💚🍃
نگذاشت تالار بگیریم؛ ما هم تمام مراسم ها را توی خانه گرفتیم. خانم ها دور تا دور نشسته بودند. داماد باید می آمد، می نشست کنار عروس تا کادو ها را بگیرند؛ رسم بود.
_مادرجون! پاتختیه همه منتظرن، چرا نمیای؟ اگه نیای، فکر میکنن عیب و ایرادی داری؟
_ هر فکری میخوان بکنن! درست نیست بیام میون این همه خانم؛ کنترل نگاه تو این شرایط سخته.
این حجابی که اسلام درست کرده است این نگاهی که اسلام منع کرده است این معاشرتی که اسلام ممنوع قرار داده است برای این است که شما دلهایتان و محبتهایتان روی یک نقطه متمرکز شود هم شما خانمها و هم شما آقایان.
#شهید_عباس_عاصمی
•---••♡••🇮🇷••♡••---•
@khademinkhaharalborz18