دلنوشتههایخانومخاکستری
فاماژور ، مراقب حرفایی که میزنی باش، میتونه قلب یه نفر رو تیکه تیکه کنه.
نیستم متاسفانه نیستم درک نمیکنم نمیدونم شایدم لیاقتشو نداشتم.
قطعا اونایی که یهویی و بدون هیچ
مقدمه ای آهنگ میفرستن برام متفاوتن.
اگه به من بود نمیزاشتم کسی حتی به ناراحت کردنت فکر کنه. نمیزاشتم هیچ غمی بیاد بشینه کنج دلت. نمیزاشتم بیحوصله بشی و حس پوچی بهت دست بده. نمیزاشتم تو شرایط سختی بمونی و فکرت درگیر باشه. نمیزاشتم این آدما بهت صدمهای برسونن، همشو خودم به جون میخرم تا جایی که ممکنه تو حالت بهتر باشه.
این روزا خیلی خسته ام.خیلی سردرد دارم.مدام احساس ضعف و سرگیجه دارم.اما این ها چیز هایی نیستن که اذیتم میکنن،چیزی که اذیتم میکنه این هستش که نمیدونم تلاش هام قراره جواب بده یا نه،نمیدونم قراره چی بشه.
دلنوشتههایخانومخاکستری
اون فقط یه عدده ، اون عدد :
هیچوقت فراموشت نخواهیم کرد عزیز یِ ایران.
هر وقت واژه "عشق" به خاطرم بیاید، یاد نامه ای میفتم، ماریا، معشوقه کامو، زمانی در نامه ای به کامو گفت:« حتی اگر با تو مخالف باشم، باز در کنار تو و در جبهه تو خواهم ماند، نترس!»
ماریا به کامو می گوید که من با تو مخالفم، اما همچنان کنار تو هستم. برای همین است که عشق فراتر از خوبی و بدی جای میگیرد، عشق فراتر از بزرگترین ارزش های اجتماعی، "آزادی" و "عدالت" جای میگیرد. آدمِ عاشق، طرف حق را انتخاب نمیکند، بلکه "سمت معشوق میماند."