در جیرفت ماندم تا نگویند گریخت یا از تبعیدگاه خسته شد، چون این کار در شأن من نبود
شهریور سال ۱۳۵۷، عدم کنترل رژیم طاغوت براوضاع کشور، شامل تبعیدیها هم میشد. برخی از آنها بدون اجازه جیرفت را ترک کردند؛ که از این عدّه، برخی کاملاً نجات یافتند و برخی هم در تهران بازداشت شدند. ولی من در جیرفت ماندم تا نگویند گریخت یا از تبعیدگاه خسته شد. نمیخواستم مرا مانند برخی برادران در حال فرار دستگیر کنند، چون این کار در شأن من نبود. لذا ماندم تا حکم پایان تبعیدم رسماً صادر شود، و میدانستم این امر دیری نخواهد پائید.
شبی رئیس پلیس آمد و به من گفت: شما آزاد هستی. من هیچگونه تعجّب یا خوشحالی از خود نشان ندادم و با این خبر با بیتفاوتی برخورد کردم. از این موضع من خیلی متعجّب شد. گفتم: میخواهم در جیرفت بمانم! تعجّبش بیشتر شد و به من اصرار کرد که فرصت را مغتنم بشمرم و شهر را ترک کنم. به او گفتم: نه، اینجا خواهم ماند. من از این حرف مقصودی داشتم، زیرا احتمال میدادم آزادی من توطئهای برای از بین بردن من در راه باشد. شنیده بودم که برخی از تبعیدیها را در مسیر بازگشتشان، با یک تصادف ساختگی از میان برداشتهاند. من این خبر را از رادیو تهران شنیدم که در آن ایّام وقایع مجلس شورا را پخش میکرد، و این خبر بر زبان یکی از اعضای مجلس جاری شد. مجلس در آن هنگام دستخوش هرج و مرج عجیبی بود. برخی نمایندگان از سر خودشیرینی میکوشیدند از انقلابیّون دفاع کنند. وانگهی، اصرار رئیس پلیس نیز احتمال چنان توطئهای را تقویت میکرد.
تصمیم گرفتم خروجم از جیرفت بدون اطّلاع رژیم حاکم باشد. کسی را نزد دوستم حاجی صدیقی که در بم رانندهی کامیون بود، و فرد دیگری در آن شهر یعنی یزدانپناه فرستادم تا آن دو را به جیرفت بیاورد. وقتی آمدند، به آنها گفتم: قصد دارم از جیرفت فرار کنم. و جریان را برایشان گفتم. گفتند: شما را شبانه میبریم، و لازم است اتومبیل و اثاثیّهی شما در جیرفت بماند تا رژیم متوجّه خروج شما از این شهر نشود. من در خانه اثاث و وسایل فراوانی داشتم که غالباً برادرانی که به دیدنم آمده بودند، با خود آورده بودند. وسایل ضروری را برداشتم و بقیّه را رها کردم. به برادران گفتم: این اثاث و وسایل، وقف تبعیدیهایی است که به جیرفت میآیند. امّا خوشبختانه دیگر کسی از آنها استفاده نکرد؛ چون انقلاب به یاری خدای تعالی شروع شد و با لطف و فضل او به پیروزی رسید.
سحرگاه از جیرفت بیرون آمدیم و به بم رفتیم. بعداً یکی از برادران اتومبیل مرا به بم آورد. دو روز در این شهر ماندم و با اهالی دیدار کردم. سپس به سوی شهر کرمان رهسپار شدیم، که سفری جالب و سرشار از خاطرات زیبا بود. در این سفر، شبانه راه پیمودیم. چند دلیل برای احساس یک شادیِ عمیق وجود داشت: آزادی ... اوجگیری جنبش اسلامی مردم ... تصاویر آیندهی روشن ... . اینها همه دوشادوش لذّتهای سفر شبانه در مسیری شاد و فرحبخش بود.
شهید خامنهای به روایت خودش
@Ayatollaah_ir بله | ایتا | سروش | روبیکا
411.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
⭕خضریان نماینده مجلس خطاب به دانشجویی که بدون حجاب پشت تریبون حاضر شد: اگر حجاب بر سر بگذارید با شما گفتگو خواهم کرد در غیر این صورت به احترام خون شهدا با شما گفتگو نمیکنم .
ممنون از ایشون که به وظیفهش عمل کرد.
.
🎬🇮🇷🌱◀️مستند_و_جدید
👈 عضو شوید @khakrizf
724.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بنازم جمهوری اسلامی را که .......
🎬🇮🇷🌱◀️مستند_و_جدید
👈 عضو شوید @khakrizf
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خیابان گردمان کردی،ولی ملت پشیمان نیست ....
🎬🇮🇷🌱◀️مستند_و_جدید
👈 عضو شوید @khakrizf
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدا مهرت رو تو قلبم شبیه آیه نازل کرد ......
🎬🇮🇷🌱◀️مستند_و_جدید
👈 عضو شوید @khakrizf
933.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هرکی اومد پشت سرت حرف بزنه،گفتم هیس ، ......
🎬🇮🇷🌱◀️مستند_و_جدید
👈 عضو شوید @khakrizf
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما طرفدار خانواده ای هستیم که جانفدای ایران شد ، ❤🇮🇷
🎬🇮🇷🌱◀️مستند_و_جدید
👈 عضو شوید @khakrizf
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
درتاریخ بنویسید که ........
🎬🇮🇷🌱◀️مستند_و_جدید
👈 عضو شوید @khakrizf
خیابان های بروکسل رو دیدی ......؟؟؟
🎬🇮🇷🌱◀️مستند_و_جدید
👈 عضو شوید @khakrizf
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امام سکته کرد ........
🎬🇮🇷🌱◀️مستند_و_جدید
👈 عضو شوید @khakrizf
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امام سکته کرد ........
🎬🇮🇷🌱◀️مستند_و_جدید
👈 عضو شوید @khakrizf