eitaa logo
ریحانه
34.6هزار دنبال‌کننده
6.2هزار عکس
1.3هزار ویدیو
232 فایل
ریحانه؛ بخش زن و خانواده رسانه KHAMENEI.IR 📲ارتباط با ما👇 @reyhaneh_contact
مشاهده در ایتا
دانلود
💌  تاج نامرئی مادران ❤️ روایت‌هایی زنانه درباره‌ مادرانگی 🔻 نه سال است که مادر شده‌ام؛ دقیق نه سال، بدون یک روز کم و زیاد. ساعت ۱۱:۳۰ شب است. نشسته‌ام روی کاناپه. مهمان‌ها رفته‌اند. بچه‌هایم خوابیده‌اند. کاغذکادوهای مچاله، جعبه‌ی کیک و خرده‌های نان و پفیلا جا به جا روی زمین و میزها ریخته‌. هنوز هیچ چیز را جمع نکرده‌ام. به جای جمع‌وجور کردن، یک کلاه مقوایی گذاشته‌ام روی سرم و نشسته‌ام و به جشن امشب و به این نه سال فکر می‌کنم. بار اولی که برای پسرم تولد گرفتیم، دوستم کنار هدیه‌ی بچه یک کتاب هم برای من آورد. صفحه‌ی اول آن نوشته بود: «مادر شدنت مبارک!» به نظرم رسم بدی نبود که در سالگرد تولد اولین بچه‌ی هر زنی، به خود او هم یک تبریک حسابی می‌گفتیم. خیلی از مادرها احتیاج دارند، در ازای تمام زحمات گفتنی و نگفتنی، در این روز تاج افتخار سرشان بگذارند؛ صرفاً به‌خاطر مادری‌شان، به‌خاطر این نقش پررنگ تکراری دشوار. پسرم که تازه دنیا آمده بود، من انگار چند سانتی‌متر از سطح زمین بالاتر رفته بودم. مغرور شده بودم. مغرور، به تعریف منفی آن. همسرم چند روز این حال مرا تماشا کرد. بعد به مهربان‌ترین و قاطع‌ترین کلمات گفت: «به نظرم برگرد به زندگی عادی.» گفتم: «چطور؟!» گفت: «برای خودت یه تاج طلایی درست کردی.» راست می‌گفت. حرفش مثل سوزنی که توی بادکنک فرو کنند، باد مرا خالی کرد؛ اما راست می‌گفت. من عادی‌ترین و پیش‌پاافتاده‌ترین کار زنان طول تاریخ را انجام داده بودم. بدیهی‌ترین وظیفه‌شان را. اما توی سر من، در نگاه من، این خارق‌العاده‌ترین اتفاق جهان بود. طی این نه سال، دفعات زیادی بوده که باز هم پی تاج افتخار گشته‌ام؛ پی دستاویز خوشایندی که زحمت و رنج مادری را برایم هموار کند. نتیجه واضح است. شده که روزهای پیاپی را به امید شنیدن قهقهه‌ی بچه‌هایم مریض‌داری کرده‌ام یا مثلاً همین امشب که تماشای شوق بچه موقع باز کردن هدیه‌ها خستگی صبح تا شب را کم می‌کرد. مثل حالا که صدای نفس‌هایشان دلم را آسوده می‌کند. مراسم تمام شده و خانه در سکوت است. با یک کلاه مقوایی صورتی روی سرم، نشسته‌ام و به تحول این سال‌ها فکر می‌کنم؛ به روزهای رفته و قند و تلخی روزهای پیش رو. ✍🏻 شقایق خبازیان، رسانه «ریحانه»؛ 💬 مجموعه‌ روایت «بهشت‌آفرین» رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📱 @khamenei_reyhaneh
💌 | مامان بغدادی 📝 خرده‌روایت‌هایی از گپ‌وگفت رسانه ریحانه KHAMENEI.IR با زنان و دختران شرکت‌کننده در دیدار با رهبر انقلاب به مناسبت آغاز دهه فجر، حسینیه امام خمینی(ره)؛ ۱۴۰۴/۱۱/۱۲ 🔻 دست می‌گذارد روی شانه‌ام و می‌گوید: «شما نویسنده‌این؟» صورت جاافتاده و مهربانی دارد. خط خنده دو طرف لب‌هاش رد انداخته است. سرم را که به علامت تأیید تکان می‌دهم، می‌گوید: «به من می‌گن مامان بغدادی.» سینه‌ی پرقصه‌ای دارد. کارش توی معراج شهداست. روزهای اول جنگ دوازده‌روزه پادرد مجال نمی‌داده تا پیکرها را غسل دهد. به شهدا می‌گوید: «می‌دانم شما حاضر و زنده‌اید و صدای مرا می‌شنوید. از شماها می‌خواهم کمکم کنید تا بتوانم روی پاهایم بایستم.» از همان روز پادرد کاسه‌کوزه‌اش را جمع می‌کند و از تن مامان بغدادی بیرون می‌رود. او توی معراج ساعت‌ها سرپا می‌مانده تا پیکرها را غسل دهد. می‌پرسم: «خودتون هم خانواده‌ی شهیدین؟» خواسته‌ناخواسته حرف توی حرف می‌آورد و جواب سوالم را نمی‌گیرم. بعدها می‌فهمم همسر شهید و خواهر سه شهید است. 👈🏻 راوی: همسر شهید یحیی سیدی 🗓 شماره ١٠ رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📱 @khamenei_reyhaneh
REYHANEH_KHAMENEI_IRشعبان، ماه تطهیر دلها.mp3
زمان: حجم: 2M
🎧 | شعبان، ماه تطهیر دلها 👈🏻 چطور دلهایمان را تطهیر کنیم تا آماده ورود به ماه مبارک رمضان شوند؟ 🔰 بیانات رهبر انقلاب درباره فرصت‌های ماه شعبان رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📲 @khamenei_reyhaneh
💌 | جسمِ عزیز 📝 خرده‌روایت‌هایی از گپ‌وگفت رسانه ریحانه KHAMENEI.IR با زنان و دختران شرکت‌کننده در دیدار با رهبر انقلاب به مناسبت آغاز دهه فجر، حسینیه امام خمینی(ره)؛ ۱۴۰۴/۱۱/۱۲ 🔻 عکس پسر جوانی را توی دست گرفته است. خودش سن‌وسالی ندارد. صورت گرد و دندان‌های مرتبی دارد. مردد می‌مانم که بپرسم همسرتان است یا پسرتان. خودش پیش‌دستی می‌کند: «تک‌پسرمه. توی بلوای قزوین شهید شد. می‌دونی قزوین اون دو روز چه خبر بود؟» می‌دانستم. توی خبرها خوانده بودم. دلم نمی‌خواست از نحوه‌ی شهادت بپرسم تا داغ مهناز شعله بگیرد. به جایش پرسیدم: «بهتون نمی‌آد پسر به این بزرگی داشته باشین.» سفره‌ی دلش را برایم باز می‌کند: «من و پسرم با هم بزرگ شدیم. با هم کلاس قرآن و مسجد و هیئت رفتیم.» نم اشک می‌نشیند توی چشم‌هاش؛ اما مجال بهش نمی‌دهد. لبش به خنده باز می‌شود و ادامه می‌دهد: «پسرم خوابگاه که بود، روزی پنج‌ بار به هم زنگ می‌زدیم؛ اما توی اغتشاشات ۲۴ ساعت ازش خبر نداشتم. زار می‌زدم و می‌گفتم خدایا روح پسرم رو گرفتی؛ حداقل جسمش رو بهم برگردون.» کلمه ندارم تا حسم را به مهناز نشان دهم. بغض می‌چسبد بیخ گلویم. ولی او می‌خندد و راضی‌ است از اینکه می‌تواند روی مزار پسرش اشک بریزد. 👈🏻 راوی: مادر شهید مصطفی کاظمی 🗓 شماره ١١ رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📱 @khamenei_reyhaneh
📷 چند قاب از دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت دهه با رهبر انقلاب؛ حسینیه امام خمینی، ١٤٠٤/١١/١٢ رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📱 @khamenei_reyhaneh
💌 | مدافعان حقیقت 📝 خرده‌روایت‌هایی از گپ‌وگفت رسانه ریحانه KHAMENEI.IR با زنان و دختران شرکت‌کننده در دیدار با رهبر انقلاب به مناسبت آغاز دهه فجر، حسینیه امام خمینی(ره)؛ ۱۴۰۴/۱۱/۱۲ 🔻 پر چادرش را گرفت جلوی صورتش. نمی‌خواست وقتی دارد از نحوه‌ی شهادت دل‌خراش همسرش می‌گوید، دخترش بشنود. همسرش مهندس بازنشسته بود و خادم امام رضا(ع). هر سال اربعین خودش را می‌رسانده موکبشان برای خدمت. بعد بازنشستگی‌اش با اسنپ کار می‌کرد. او نمی‌گوید، اما من می‌فهمم که این یعنی سنگینی شرایط اقتصادی چقدر روی شانه‌هایش بوده. بغضش را قورت می‌دهد و چشم‌هایش موج برمی‌دارد: «اون شب که اغتشاش‌گرها به بهانه‌ی گرونی شلوغ کردن، فوری لباس بسیجی‌ش رو پوشید و رفت. رفت و شبیه اربابش ارباً اربا شد.» 👈🏻 راوی: همسر شهید مسعود صادقی از ساری 🗓 شماره ١٢ رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📱 @khamenei_reyhaneh
هدایت شده از ایران همدل
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📣 برگزاری کارگاه خیاطی برای اشتغال خانم‌های سرپرست خانواده در تربیت حیدریه 🔸 : با هدف گره‌گشایی از کار مردم، کارگاه خیاطی برای اشتغال چند نفر از خانم‌های سرپرست خانواده در شهرستان تربیت حیدریه راه‌اندازی کردیم. 🔹 از اقشار مختلف مردم، فعالان اجتماعی و گروه‌های جهادی دعوت می‌شود تصاویر، فیلم‌ها، تجربه‌ها و روایت‌های خود را از گره‌گشایی‌های همدلانه از هموطنان به شناسه @khamenei_Contact_ir در پیام‌رسان‌ها ارسال کنند. ❤️ 🔹 مردم از طریق زیر می‌توانند به هموطنان نیازمند در پویش ایران همدل کمک کنند: شماره کارت:
6221068888888838
شماره شبا:
IR620540100220111111111601
کد دستوری: * 📱 پرداخت مستقیم در KHAMENEI.IR 💻 irane-hamdel.khamenei.ir