هدایت شده از فلسطین جنوبی
🔹مدودف: مراتب تسلیت پوتین را در رابطه با درگذشت آیتالله خامنهای به پزشکیان ابلاغ کردم
تهران شهری زنده است. ایده مقابله با تحریمها را مطرح کردم
معاون رئیس شورای امنیت روسیه:مراتب تسلیت پوتین را در رابطه با درگذشت آیتالله خامنهای به پزشکیان ابلاغ کردم. وضعیت تهران تأثیر مثبتی بر من گذاشته است؛ این شهر زنده و در حال توسعه است. ایران در جریان حملات، با افتخار از سختترین آزمون عبور کرد.
حمله آمریکا به ایران که منجر به کشته شدن رهبران و غیرنظامیان شد، برای کسانی که چنین تصمیماتی را اتخاذ کردند، مایه افتخار نیست. در تهران با پزشکیان در مورد ایده بستری متشکل از کشورهای تحریمشده گفتوگو کردم.
یادداشت تفاهم بین ایران و آمریکا زمینه را برای مذاکرات بیشتر فراهم میکند. روند دستیابی به توافق نهایی بین ایران و آمریکا بسیار دشوار خواهد بود.
#باید_برخاست
@felestin_jonubi
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️ داغت نمیشه باورم ای رهبرم...
🎥 لحظاتی از نوحهخوانی کربلایی حسین ستوده در مراسم وداع مردم عزادار با «آقای شهید ایران» در مصلی امام خمینی(ره) تهران. ۱۴۰۵/۴/۱۳
🏴 #باید_برخاست
🖥 Farsi.Khamenei.ir
▪️ رهبر شهید انقلاب اسلامی: شهادت، یعنی وارد شدن در حریم خلوت الهی و میهمان شدن بر سر سفرهی ضیافت الهی؛ این خیلی باعظمت است. ۱۳۷۰/۱۰/۱۱
🖼 پوستر جدید KHAMENEI.IR به مناسبت وداع مردم عزادار با پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی در مصلای تهران
🏴 #باید_برخاست | 📥 نسخه قابل چاپ
🖥 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از نو+جوان
❤️ #عزیزان_من
💕 نسخه باکیفیت این مجموعه برچسبها رو دریافت و چاپ کنین و روی دفترهاتون، میزتون و وسایلتون بچسبونین
💫 نو+جوان؛ #باید_برخاست ✊
🌱 @Nojavan_khamenei
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️ خداحافظ ای مرد سادهزیست ایرانی...
🎥 لحظاتی از نوحهخوانی کربلایی حسین ستوده در مراسم وداع مردم عزادار با «آقای شهید ایران» در مصلی امام خمینی(ره) تهران. ۱۴۰۵/۴/۱۳
🏴 #باید_برخاست
🖥 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از فلسطین جنوبی
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹روایت پیام تیرانداز درباره دروغپردازی یک رسانه درباره فائزه هاشمی و برخورد رهبر شهید با آن رسانه
@felestin_jonubi
هدایت شده از ریحانه
🖤 #بدرقه_آقای_شهید | عکس آقا
🔰 خردهروایتهای رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از مراسم بدرقه پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب، مصلی تهران؛ ١٤٠٥/٠٤/١٣
▪️مهرههای گردنم تیر کشیدند. عکس آقا را پایین آوردم و از پلههای پل کنار مصلی بالا رفتم. درها بسته بودند، جمعیتی کف خیابان، روی جدول و توی موکب منتظر بودند.
▪️روی یکی از پلههای بالا نشسته و زانوهایش را بغل کرده بود. یک طرف صورت خیسش را رویشان گذاشته بود. سر بلند کرد و چشمتوچشم شدیم. به جای کمرنگ جوشهای روی گونه و موهایی که فرق باز کرده بود، میخورد بیستویکیدوساله باشد. از یاسوج رسیده بود.
▪️خیسی زیر چشمش را دست کشید: «توی جمع دوستهام ازشون حرف نمیزدم. میترسیدم کسی باهام مخالف باشه.» اشک دوباره روی صورتش راه گرفت. موبایلش را برعکس کرد: «حالا دیگه عکسش رو زدم پشت گوشیم. هرجا میرم از قصد یهجوری میگیرمش که همه این عکس رو ببینن.»
✍ فاطمه اکرارمضانی
📆 شماره ١٢
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh