🗒️ خاکریز را از تنگه هرمز، به دریای سرخ ببرید
▪️ یادداشت | ثمانه وطنخواه:
در ادبیات دفاعی همواره مفهوم خاکریز زدن به معنای تعیین خطوط تقابل مقابل دشمن بوده است و برای کاهش آسیب به خط اصلی پیشروی نیروهای خودی، در خطوطی جلوتر نیز برخی خاکریزهای فرعی طراحی میشود تا دشمن از نزدیک شدن به خطوط اصلی باز بماند.
➖ با ادامه جنگ نامشروع دشمن صهیونی آمریکایی و عدم تحقق هیچ یک از اهداف ایشان، دشمن ناجوانمردانه و از روی استیصال به دنبال انتقام از مردم بوده و در این راستا شروع به تعرض به زیرساختهای نموده است. از سوی دیگر دشمن با طرح موضوع لزوم بازگشایی بیقید و شرط تنگه هرمز جهت توقف جنگ، به نظر میرسد بدون ایجاد یک خاکریز جلوتر و اعمال فشار بیشتر به دشمن، ضربات به زیرساختهای کشور همچنان ادامه داشته باشد و در نهایت خود تنگه هرمز و کنترل آن به عنوان بخشی از موارد معاملاتی پایان جنگ مدنظر قرار گیرد.
➖ در این رابطه با هدف افزایش فشار به دشمن و ایجاد شوک مجدد قیمتی به نفت، زدن ضربات تاکتیکی به کشورهای عربستان و امارات به عنوان تامینکنندگان مالی و میزبان پایگاه های آمریکایی و خلق دستاوردهای میدانی جهت هرگونه مذاکره جهت پایانبندی جنگ و تبدیل نمودن حق کنترل تنگه هرمز از عناصر tradable روی میز برای مذاکره، به عنوان حق مسلم و عنصر غیرقابلمذاکره non tradable لازم است پیش از تحمل ضربات جبران ناپذیر تر در زیرساختهای کشور دریای سرخ در اقدامی فعالانه ناامن شده و جریان عبور نفت عربستان به منظور دور زدن تنگه هرمز مختل گردد.
➖ در این رابطه میتوان از راهبرد تصعید پلهای استفاده کرد. در ابتدای امر با هدف قرار گرفتن چند نفتکش توسط برادران یمنی، امنیت این دریا را مختل نمود که این موضوع با افزایش طبیعی نرخ بیمه کشتی جریان نفت را مختل خواهد نمود.
➖ در مرحله بعد بستن تنگه بابالمندب توسط برادران یمنی در دستور کار قرار بگیرد که البته این موضوع خود میتواند یک منبع درآمدی برای یمن ایجاد کند و تعداد تنگههای مشمول عوارض را به دو تنگه افزایش دهد که این موضوع میتواند قدرت چانه زنی را بالاتر ببرد.
➖ در مرحله نهایی نیز تخریب خط لوله، ایستگاه های پمپاژ و یا بازوهای بارگیری با عملیات پرچم دروغین در دستور کار قرار بگیرد. ناامنی دریای سرخ، تاثیر زیادی برای افزایش شدت شوک قیمتی به نفت داشته و بایستی سریعتر در دستورکار رزمندگان اسلام قرار گیرد.
#رصد #یادداشت
#راهبرد
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در ایتا دنبال کنید
@khanahouse
📊 تحلیل جنگ (مبتنی بر تحولات روز، اخبار و دادههای در دسترس)
▪️ یادداشت | تحلیله: تداوم الگوی «ضربالاجل–تمدید» در کنار آمادهسازی برای تشدید، همزمان با فشار میدانی و فرسایش منابع، جنگ را در وضعیت تعلیقِ پرریسک نگه داشته است.
تحلیل روندهای اصلی
➖ الگوی رفتاری آمریکا در روزهای اخیر بر پایه مدیریت همزمان «فشار و تعلیق» شکل گرفته است. تمدید مهلت حمله به تأسیسات انرژی، نه نشانه عقبنشینی، بلکه بخشی از یک تاکتیک برای خرید زمان، تکمیل آرایش نیروها و افزایش فشار روانی است. همزمانی این مهلت با رسیدن هزاران نیروی جدید (بیش از ۵ هزار تفنگدار دریایی و چند هزار نیروی هوابرد، با احتمال اعزام ۱۰ هزار نیروی دیگر) نشان میدهد که گزینههای تشدید، بهویژه در قالب عملیاتهای محدود زمینی، بهطور جدی روی میز قرار دارد.
➖ در سطح عملیاتی، گزارشها از برنامهریزی برای «ضربه نهایی» و بررسی چهار گزینه زمینی علیه جزایر و زیرساختهای نفتی، حاکی از آن است که واشنگتن بهدنبال تغییر موازنه از طریق اقداماتی نمادین اما پرریسک است. با این حال، همزمان نشانههایی از فرسایش جدی نیز دیده میشود: غیرقابلسکونتشدن بخشهایی از پایگاههای آمریکا، مصرف بیش از هزار موشک پاتریوت PAC-3 در کمتر از یک ماه و نگرانی درباره کاهش ذخایر تاد، همگی بیانگر فشار عملیاتی بالا هستند. حتی بحث انتقال بخشی از کمکهای نظامی از جبهه اوکراین، نشاندهنده محدودیت منابع است.
➖ تناقض در روایتهای آمریکا (از «نابودی برنامه هستهای» تا «تهدید فوری») شکاف ادراکی ایجاد کرده و همراه با مخالفت افکار عمومی، تصمیمگیری را محدود کرده است. همزمان، جنگ در منطقه چندجبههایتر شده؛ لبنان و سوریه بهطور فعال درگیر شدهاند و سطح تنش بالا مانده است. ریسک گسترش جنگ به حوزه انرژی (بهویژه بابالمندب) میتواند آن را به یک بحران جهانی تبدیل کند. در این میان، تلاشهای میانجیگری محدود و شکنندهاند و تحتتأثیر تشدید میدانی، کارایی پایینی دارند.
▫️ سناریوهای محتمل
*۱- * گسترش جنگ به سطح منطقهای و زیرساختهای انرژی — ۳۱٪
*۲-* فشار اقتصادی و شوک انرژی بهعنوان محرک تنشزدایی — ۲۷٪
*۳-* تشدید فشار و شکاف سیاسی داخلی در آمریکا — ۲۴٪
*۴-* عملیاتهای پرریسکتر از جمله حمله زمینی — ۱۷٪
▫️ جمعبندی راهبردی
همزمان، چندجبههای شدن درگیری، فشار بر زیرساختهای انرژی و محدودیتهای داخلی آمریکا، جنگ را به یک رقابت چندلایه تبدیل کرده که در آن هیچیک از طرفین بهسادگی قادر به عقبنشینی نیستند. بنابراین، محتملترین مسیر، ادامه یک جنگ فرسایشی با نقاط اوج ناگهانی است؛ جایی که هرگونه اختلال در یکی از سه سطح «میدان»، «انرژی» یا «سیاست داخلی» میتواند به تغییر سریع فاز درگیری منجر شود.
▪️ تحولات مهم
*–* تمدید مهلت حمله به تأسیسات انرژی تا ۶ آوریل در کنار ادعای مذاکرات و تکذیب ایران.
*–* تثبیت الگوی «ضربالاجل - تمدید - ضربالاجل جدید».
*–* همزمانی تمدید مهلت با رسیدن نیروهای جدید آمریکا به منطقه.
*–* برنامهریزی پنتاگون برای «ضربه نهایی» و بررسی گزینههای زمینی علیه جزایر و نفت.
*–* اعزام بیش از ۵ هزار تفنگدار دریایی و نیروهای هوابرد؛ بحث اعزام ۱۰ هزار نیروی دیگر.
*–* غیرقابلسکونتشدن بخشهایی از پایگاههای آمریکا و افزایش فشار عملیاتی.
*–* بحران ذخایر پاتریوت/تاد و مصرف گسترده موشکهای دفاعی.
*–* تناقض در روایتها درباره وضعیت برنامه هستهای ایران.
*–* تشدید درگیری در لبنان، حملات گسترده و شلیک راکتهای حزبالله.
*–* اعزام پنجمین یگان اسرائیل به لبنان؛ آمادهسازی یگان ششم.
*–* گسترش تحرکات نظامی اسرائیل در سوریه.
*–* نظرسنجیهای متعدد: اکثریت قاطع آمریکاییها مخالف اعزام نیروی زمینی؛ نارضایتی شدید از مدیریت جنگ.
*–* تهدید گسترش جنگ به بابالمندب و زیرساختهای انرژی منطقه.
*–* فعالشدن محدود مسیرهای میانجیگری با نقش برخی بازیگران منطقهای از جمله ترکیه.
*–* احتمال انتقال منابع از جبهه اوکراین به این جنگ.
#رصد #یادداشت
#راهبرد
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در ایتا دنبال کنید
@khanahouse
🗒️ چگونه از رخدادهای جنگی، استعاره مفهومی میسازیم
استعاره عصر حجر چگونه ما را در طول تاریخ، عرض باورها و ارتفاع آگاهی امتداد میبخشد؟
▪️یادداشت | مسعود زینالعابدین: جنگ، مجموعهای از رخدادهای پیدرپی را ایجاد میکند که با سرعتی زیاد از مقابل دیدگان ما میگذرد. هنوز بحث درباره نیروگاه تمام نشده، بحث پل پیش میآید، هنوز پلپژوهی تمام نشده، ماجرای اف۳۵ مطرح میشود.
پیگیری اخبارِ هر یک از این رخدادها برای افرادی که این وقایع و اخبار را پیگیری میکنند، مجموعهای از یاس و امید را ایجاد میکند اما وظیفه کنشگران اجتماعی و اصحاب علوم انسانی، امتدادبخشیدن تاریخی به این تکواقعههای منحصر به زمان حال است.
➖ این ما هستیم که باید از رخدادهای جنگ، استعاره مفهومی بسازیم و ذهن مخاطب را در طولِ تاریخ و عرضِ باورها و ارتفاعِ آگاهی امتداد ببخشیم. استعاره وطن، استعاره عصر حجر، استعاره تسلیم، استعاره مقاومت، استعاره خیابان و میدان، استعاره شهادت و دهها استعاره دیگر، ما را به گذشته و آینده پیوند میدهند؛ از واقعه شهادت شهید تنگسیری به بازخوانی رئیسعلی دلواری فراخوانده میشویم، از واقعه وطنفروشی به بازخوانی «خاک میخوریم خاک نمیدهیم» ستارخان میرسیم، از واقعه انهدام پل به تامل بیشتر درباره ادعای کمکرسانی نیروی خارجی رهنمون میشویم، از نقشآفرینی مردم در خیابان و استعاره خیابان و میدان به یکپارچگی میرسیم و به آن کودک شیرخوار سهمی همپایه با افسر پدافند و موشکی میدهیم و یکایک این استعارهها خودآگاهی یک ملت را رقم میزند.
➖ استعاره عصر حجر نیز ناخودآگاه ایرانی را به خودآگاهی تاریخی فراخوانده است؛ از طرفی مرزهای گسترده کهن را به یاد آورده است که چگونه در طول زمان به خاطر بیکفایتی و بیابزاری حکام این سرزمین تجزیه شدند و از دیگرسو، فرصتی را فراهم میکند تا داشتههایمان را مرور کنیم؛ همان داشتههایی که سالهاست در بمباران رسانهای برای ما کوچک نشان داده شدهاند. تبدیل اخبار و واقعه به استعاره مفهومی، رسالت بزرگ اصحاب علوم انسانی ماست.
#رصد #یادداشت
#فرهنگ #جامعه
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در ایتا دنبال کنید
@khanahouse
🗒️ جنگ، اقتصاد و فرصتی تاریخی
▪️ یادداشت | محمد فدایی:
در سالهای اخیر، همزمان با بروز هر نشانهای از تنش در منطقه، گزارهای آشنا در افکار عمومی و محافل کارشناسی تکرار میشود: «جنگ را پایان دهید تا به توسعه و اقتصاد برسیم.»
➖ این نگاه که توسعه را ثمره بدیهی صلح و درگیری را صرفاً اتلاف منابع میپندارد، در ظاهر کاملاً عقلانی مینماید. اما با نگاهی عمیقتر به تجربه قدرتهای بزرگ و واقعیتهای موقعیت ایران در نظم منطقهای، این دوگانهی سادهانگارانه بهسرعت فرو میریزد.
➖ تاریخ معاصر نشان میدهد که بسیاری از اقتصادهای مسلط جهانی، هژمونی خود را بر بستر بازآرایی نظم پس از جنگ بنا نهادهاند.
برای نمونه، ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم و با توافق برتونوودز، توانست از برتری سیاسی و نظامی خود بهره برده و دلار را به محور نظام مالی جهان بدل سازد. این تجربهها ثابت میکند که جنگ، نهتنها همواره مانع توسعه نیست، بلکه در مقاطع حساس تاریخی میتواند نقطه آغازین شکلگیری جهشهای بزرگ اقتصادی باشد.
گره کور اقتصاد ایران: کمبود بازار، نه کمبود ظرفیت
➖ برای ایران امروز با ظرفیتهای عظیم اما محصور، گره کور اقتصاد در «کمبود ظرفیت» نیست، بلکه در «محدودیت بازار» نهفته است. ایران با برخورداری از نیروی انسانی تحصیلکرده، منابع سرشار انرژی، مواد معدنی و زیرساختهای صنعتی پتانسیل تولیدی بالایی دارد. اما اقتصادهای بزرگ صرفاً با توان تولیدی تعریف نمیشوند؛ شرط رشد پایدار آنها، دسترسی به بازارهای پهناور است.
➖ در مقایسه با بازارهای عظیمی چون چین، هند و آمریکا یا اتحادیه اروپا، ایران با جمعیتی ۸۰ تا ۹۰ میلیون نفری، در مقیاس جهانی بازاری متوسط به شمار میرود. *اتحادیه اروپا نیز با همین منطق شکل گرفت تا مجموعهای از کشورهای متوسط بتوانند یک بازار بزرگ مشترک ایجاد کنند.
در این چارچوب، تحریمهای اقتصادی را باید شبکهای برای «مهندسی مهار بازار ایران» دانست که با ایجاد محدودیتهای فراگیر، اقتصاد کشور را در حصاری بسیار تنگتر از ظرفیت واقعیاش محبوس کردهاند.
وقتی جنگ نظم را جابهجا میکند
با درک این مسئله، اهمیت تحولات ژئوپلیتیک روشنتر میشود. جغرافیای ایران، مشرف بر حیاتیترین شاهراههای انتقال انرژی و تجارت جهانی است.
هرگونه تغییر در توازن قوا و افزایش کنترل بر این گلوگاههای راهبردی، میتواند شبکهای از وابستگیهای متقابل ایجاد کند و دامنه بازارهای در دسترس ایران را به شکل چشمگیری گسترش دهد.
➖ در نگاه کلاسیک و استعمارزده، آرامش پیششرط توسعه است ؛ قاعدهای که برای اقتصادهای درهمتنیده با نظم موجود صدق میکند. اما برای کشوری که در مدار مهار دائمی قرار گرفته و مسیرهای متعارف توسعه بر آن بسته شده، معادله معکوس است: چنین کشوری تنها در لحظاتِ برهمخوردن نظم موجود است که میتواند جایگاه خود را ارتقا بخشد.
از این منظر، تداوم فشار و تقابل نه از سر ماجراجویی ، که مبتنی بر محاسبهای راهبردی است؛ چراکه پایاندادن زودهنگام به درگیری پیش از تثبیت جایگاه، چیزی جز بازگشت به انزوای پیشین نخواهد بود.
➖ این واقعیت، صفبندی نخبگان ایرانی را از سطحی صرفاً تخصصی، به تقابل دو رویکرد «شجاعانه» و «ترسو» ارتقا داده است.
نخبگان ترسو با تکرار شعار «پایان تقابل برای اقتصاد» ، مروج الگوهای توسعهای گلخانهای و شکنندهاند (نظیر برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس) که با کوچکترین تکانهی امنیتی فرو میپاشند.
➖ آنان از اساس ناباورند که ایران بتواند در مدارهای کلان راهبردی کنشگری کند. در مقابل، نخبگان شجاع بهدرستی دریافتهاند که ورود به باشگاه اقتصادهای بزرگ با انفعال حاصل نمیشود؛ بلکه توسعه پایدار نیازمند جسارت است و دستاوردهای عظیم اقتصادی، دقیقاً در بزنگاههای حساس و با بهرهگیری هوشمندانه از اهرمهای قدرت خلق و تثبیت میشوند.
#رصد #یادداشت
#اقتصاد
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در ایتا دنبال کنید
@khanahouse
🗒️ آتش بس سَفَه ای!
▪️ یادداشت | حجتالاسلام محسن قنبریان:
تقریبا تمام راه حل ظریف برای پایان جنگ و توافق، «تکراری»، «آزمودهشده»، «کاغذی» و «بیضمانت» است! فقط یک نکته، جدید است!...
➖ سالها اینها در سیاست خارجی، واقعگرا تلقی میشدند و طیف مقابل خود را «آرمانگرای تخیلی» میخواندند! حالا ببینید نقطه شروع صلح را چه قرار می دهد:
«برای آغاز روند صلح، برای مثال، همهٔ طرفها در غرب آسیا باید با توقف جنگیدن علیه یکدیگر موافقت کنند. ایران، با همکاری عمان، باید عبور امن کشتیهای تجاری از تنگهٔ هرمز را تضمین کند. اما مقامات آمریکایی نیز باید اجازه دهند که تنگهٔ هرمز برای ایران نیز باز باشد(!) بزرگترین طنز جغرافیا این است که، اگرچه این تنگه در مجاورت خاک ایران قرار دارد، اما بهدلیل تحریمهای ایالات متحده، برای سالها عملاً به روی ایران بسته بوده است»!
▫️ شما را به خدا پیشنهاد خودش طنز تاریخ نیست؟!
• تنگهای که مال ایران است
• ولی سالها با تحریم آمریکا به رویش بسته بوده
• حالا که قابلیت اِعمال حق حاکمیت و رژیم حقوقی جدید بر آن یافته
• را برای آمریکاییها باز و *عبور امن را تضمین کند!
• در مقابل، مقامات آمریکایی اجازه دهند که تنگه برای ایران نیز باز باشد!!!*
▫️️ سفاهت اگر میخواست یک قرار داد شود، همین میشد!
دستاورد نقدی _که حق دیرینه ات بوده_ را به دشمنِ بیعهد و محرومکننده از همین حقت، بدهی؛ تو تضمین عبور امن دهی و از او اجازه مرور بخواهی!!!
ترامپ از ما جز این را میخواهد؟!!
#رصد #یادداشت
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در ایتا دنبال کنید
@khanahouse
🗒️ جنگ ایران، ژست لیبرال دبی را ترکاند و واقعیت سرکوبگرانه امارات را آشکار کرد
▪️ یادداشت | نشریه تایم: جذابیت دبی همیشه ایمنی و رفاه بیدغدغه بوده، نه دموکراسی؛ اما حملات موشکی این افسانه ایمنی را هم شکسته است.
➖ یک نفتکش بزرگ کویتی در بندر دبی توسط پهپاد ایرانی به آتش کشیده شد، اما تقریباً هیچ فیلمی از آن منتشر نشد. در حالی که گوشیهای هوشمند همهجا شاهد حملات هستند، از این رویداد فقط یک عکس آنهم پس از خاموش شدن آتش توسط کویت منتشر شد. جنگ با ایران، چهره اقتدارگرای واقعی دولت امارات را آشکار کرد.
➖ دولت امارات برای کنترل روایت جنگ، هرگونه انتشار عکس و ویدیو از حملات را سرکوب میکند. اینفلوئنسرهای دبی مدام از «امنترین شهر جهان» حرف میزنند، اما حالا هزاران خارجی در حال فرار هستند. سه نفر فقط به خاطر ارسال عکس خصوصی خانه آسیبدیدهشان پس از حمله پهپاد دستگیر شدند. ۲۱ نفر برای به اشتراک گذاشتن اخبار حملات در گروه خصوصی بازداشت شدند. صدها نفر عادی تحت قوانین جرایم سایبری به خاطر انتشار محتوا دستگیر شدهاند. مقامات امنیتی گوشی مردم را در خیابان و خانه چک میکنند و حتی خبرنگاران خارجی هم بازداشت شدهاند.
➖ ایده دبی همیشه تعلیق واقعیت بوده؛ نمایش رفاه در میان رنجهای منطقه. در حالی که امارات خودش را از مشکلات جهان جدا نشان میدهد، متهم است که خود به طور آشکار این مشکلات را دامن میزند. امارات یکی از حامیان اصلی شورشیان ضددولتی در جنگ داخلی خونین سودان است؛ جنگی که از آوریل ۲۰۲۳ تاکنون بیش از ۴۰۰ هزار نفر را کشته و بیش از ۱۱ میلیون نفر را آواره کرده است.
#رصد #یادداشت
#منطقه
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در ایتا دنبال کنید
@khanahouse
🗒️ الگوریتم کنش جریان غربگرا؛ از انتظار فرصتطلبانه تا تجویز تسلیم
▪️ یادداشت | علیرضا قربانی: تحلیل کنشگری جریان سیاسی غربگرا در جنگهای تحمیلی دوم و سوم نشان از یک الگوی واحد دارد که میتوان آن را در قالب یک کنش فازبندیشده مشتمل بر ۵ گامِ متوالی (از اپورتونیسم تا باجگیری سیاسی) تحلیل کرد.
فاز اول: سکوتِ فرصتطلبانه و انتظار برای فروپاشی (روزهای ابتدایی جنگ)
کنش: در زمان وارد آمدن ضربات سخت اولیۀ دشمن (ترورها در سطح عالی نظام)، این جریان به کما میرود و هیچ واکنش دفاعی یا بیانیه بسیجکنندهای علیه دشمن صادر نمیکند.
منطق عملیاتی: آنها منتظرند تا ببینند آیا ساختار نظام فرو میپاشد یا خیر. در صورت سقوط، آمادهاند تا با استناد به مواضع قبلی خود، به عنوان «آلترناتیو دموکراتیک» با آمریکا وارد معامله شوند.
فاز دوم: مصادره مقاومت و تغییر فاز
کنش: هنگامی که جمهوری اسلامی با مقاومت و ضربات متقابل (بستن تنگه هرمز و انهدام پایگاهها) تثبیت میشود، ماشین بیانیهنویسیِ این جریان ناگهان روشن میشود.
منطق عملیاتی: برای جلوگیری از حاشیهنشینی، بلافاصله مقاومتِ مردم را «مصادره به مطلوب» میکنند. آنها فداکاری مردم را از انگیزههای «دینی و انقلابی» تهی کرده و به یک «ناسیونالیسم سکولار» تقلیل میدهند تا بتوانند خود را سخنگو و نماینده انحصاری مردمی که جنگیدهاند، جا بزنند.
#رصد #یادداشت
#سیاست
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در ایتا دنبال کنید
@khanahouse
خانه اندیشهورزان
🗒️ الگوریتم کنش جریان غربگرا؛ از انتظار فرصتطلبانه تا تجویز تسلیم ▪️ یادداشت | علیرضا قربانی: تحل
فاز سوم: باجگیری سیاسی در دل بحران و صدور فاکتور
کنش: ارائه یک لیست بلندبالا از مطالبات جناحی به حاکمیت، درست در زمانی که کشور درگیر جنگ است.
منطق عملیاتی: آنها به حاکمیت پیام میدهند که: «مردم به تو رحم کردند، پس تو به ما (نمایندگان مردم!) بدهکاری.»
فاز چهارم: بیاعتبار کردنِ دستاورد نظامی (هراس از مدل مقاومت)
کنش: کوچکنمایی پیروزیهای استراتژیک در میدان نبرد
منطق عملیاتی: تثبیتِ «مقاومت» به عنوان یک مدل موفق حکمرانی، تمام تئوریهای غربگرایانهٔ این جریان را نابود میکند. پس آنها مجبورند دستاورد نظامی را تحقیر، کوچکنمایی یا تخطئه کنند.
فاز پنجم: تئوریزه کردن تسلیم (ترجمه دستِ برتر میدان به سازش)
کنش: دعوت فوری به مذاکره با آمریکا و اروپا دقیقاً در لحظه اوج اقتدار ایران.
منطق عملیاتی: این شاهبیت کنشگری آنهاست. بر اساس همان اسطوره خودتحقیری (کهنالگوی کورتکس نازک ایرانی)، این جریان معتقد است ایران رعیت است و آمریکا ارباب. پس حتی اگر در میدان جنگ پیروز شدهایم، باید این پیروزیِ نظامی را صرفاً به عنوان یک «کارت امتیاز» برای نشستن پشت میز تسلیم خرج کنیم.
چکیدۀ ساحت کنش
هنگام خطر، پنهان میشوند؛ هنگام پیروزیِ ملت، آن را مصادره میکنند؛ پیروزی را به ابزاری برای سهمخواهی داخلی تبدیل میکنند؛ و در نهایت، میخواهند تمام دستاوردهای خونین میدان نبرد را روی میز مذاکره، تقدیم هژمونیِ غرب کنند.
#رصد #یادداشت
#سیاست
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در ایتا دنبال کنید
@khanahouse
📣 آیا پکن پشت تهران را در جنگ رمضان خالی کرد؟
🔹 اندیشکده تین شیا با همکاری مرکز دیپلماسی اقتصادی و خانه اندیشهورزان برگزار میکند.
▪️ سومین نشست از سلسله نشستهای تخصصی جنگ رمضان
👤 باحضور:
➖ مجیدرضا حریری
رئیس اتاق مشترک بازرگانی ایران و چین
👤 دبیر نشست:
➖ رستم ضیائی
پژوهشگر دیپلماسی اقتصادی
🗓️ یکشنبه، ۱۶ فروردینماه | ساعت ۱۷
➖ به صورت مجازی در بستر اسکایروم
🔗 پیوند شرکت در نشست
#رویداد
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در ایتا دنبال کنید
@khanahouse
🗒️ پایان مرد دیوانه؛ آغاز مرد دیوانهتر؟
▪️ یادداشت | [پژوهشکده ابرار معاصر تهران: در جاگیری جمهوری اسلامی ایران ذیل رویکرد «مرد دیوانه»، جز روز نخست که نقطه عطف بود، بالاترین دُز «دیوانگی» را باید پاسخ قاطع و تخریبی ایران به حمله نسبتاً جزئی به پارس جنوبی دانست که با عذرخواهی غیرمستقیم ترامپ همراه شد. پس از آن، این دُز اگر کاهش نیافته باشد، ثابت مانده است.
▫️ اکنون در نبرد زیرساختها به «دیوانگی» بیشتر نیاز است؛ مرد دیوانهتر!
#رصد #یادداشت
#راهبرد
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در ایتا دنبال کنید
@khanahouse
🗒️ چرا جنگندههای آمریکایی در تله پدافندی ایران پودر میشوند؟
▪️ یادداشت | وحید اشتری: شکارهای دیروز ایران روی آسمان شگفت انگیز بود. از جنگنده و بالگرد و هواپیمای نظامی تا موج شکار پهپادها دیروز دو رقمی شد. ما نمیدانیم متخصصان نظامی دقیقا چه کردهاند ولی سیستم پدافندی ایران ظاهرا دارد روز به روز بهتر میشود. داشتم سرچ میکردم ببینم اطلاعات به درد بخوری روی نت وجود دارد که از آسمان ایران نوشته باشد که به این مقاله انگلیسی برخوردم و ترجمهاش را اینجا گذاشتم.
📝 «پایان امپراتوری آسمان: چرا جنگندههای آمریکایی در تله پدافندی ایران پودر میشوند؟»
➖ کالبدشکافی استراتژیک:
زلزلهٔ تحلیلی اخیر که با گزارش شاییل بنافرایم (متخصص دکترین نظامی اسرائیل) آغاز شد، اکنون با مهر تأیید رزماری کلانیک، از کلیدیترین استراتژیستهای دفاعی واشینگتن، به یک حقیقت غیرقابل انکار تبدیل شده است. کلانیک رسماً اعتراف کرد: «ترکیب تاکتیکهای جدید و پدافند چینی/ایرانی، جنگندههای آمریکا را به شدت آسیبپذیر کرده است.»
➖ چرا آسمان ایران به قتلگاه جنگندههای رادارگریز تبدیل شده است؟ هفت دلیل استراتژیک از زبان فرمانده اسرائیلی:
۱. دکترین «هیدرا» و مرگ استراتژی قطع سر (Decentralization):
در گذشته، آمریکا با زدن رادار مرکزی، کل شبکه را فلج میکرد. اما حالا ایران شبکه را به ۳۱ منطقه کاملاً خودمختار تقسیم کرده است. اگر ارتباط با تهران قطع شود، فرماندهان محلی اختیار شلیک دارند. دیگر نمیتوانید سر مار را بزنید، چون این شبکه حالا ۳۱ سر مستقل دارد!
۲. کابوس پنهانکاری؛ پایان عصر رادار (Passive Sensors):
بزرگترین نقطه ضعف پدافند این است که وقتی رادار را روشن میکند، جنگندههای آمریکایی با موشکهای ضدتشعشع (HARM) آن را میزنند. ایران این بازی را دور زده است! سیستمهای جدید (مثل سیستم بومی «مجید») رادار خود را خاموش نگه میدارند و از سنسورهای پسیو (ردیابی حرارتی/مادون قرمز) استفاده میکنند. خلبان آمریکایی اصلاً نمیفهمد روی او قفل شده، تا زمانی که موشک به بدنه جنگندهاش اصابت کند.
۳. شیفت استراتژیک از روسیه به چین و تولید داخل:
ایران فهمید که سیستمهای روسی در جنگهای مدرن آسیبپذیرند. آنها به سیستم بومی باور-۳۷۳ شیفت کردند (که به گفته فرمانده اسرائیلی، حتی از S-400 و S-300 هم بهتر عمل میکند). اما شوک اصلی اینجاست: استفاده از موشکهای چینی HQ-9B! این موشک مرگبار دارای سیستم جستجوگر دوگانه (رادار اکتیو + حرارتی) است. جنگندههای رادارگریز (Stealth) نمیتوانند این موشک را با جنگ الکترونیک فریب دهند.
۴. ارواح زیرزمینی و تاکتیک «شلیک و فرار» (Shoot-and-Scoot):
ایران پدافند ثابت را کنار گذاشته و به شدت روی سیستمهای متحرک میانبرد سرمایهگذاری کرده است. پرتابگرها در «شهرهای موشکی زیرزمینی» و تونلهای کوهستانی پنهاناند؛ بیرون میآیند، شلیک میکنند و بلافاصله به زیر زمین برمیگردند. جنگندههای آمریکایی بمبهایشان را روی مختصات از پیش تعیینشده میریزند، در حالی که پرتابگر مدتهاست از آنجا رفته است!
➖ حرف آخر؛ فرمانده اسرائیلی تیر خلاص را زد: «دوران قدمزدن و تفریح در آسمان ایران تمام شد... برتری هوایی از بین رفته است.»
➖ حالا پازل واشینگتن حل شد! چرا پنتاگون به جای شکار پایگاههای نظامی، دیوانهوار به بمباران «پل کرج» و «نیروگاههای برق» و «دانشگاهها»روی آورده و چرا ترامپ به دنبال نیروی پیادهنظام است؟
➖ پاسخ یک خط است: نیروی هوایی آمریکا در پیدا کردن و انهدام ماشین جنگی ایران ناتوان و فلج شده است. وقتی نمیتوانید موشکهای دشمن را بزنید، از روی استیصال، آب و برق مردمش را قطع میکنید!
▫️ کالبدشکافی بر اساس گزارش Shaiel Ben-Ephraim
#رصد #یادداشت
#نظامی
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در ایتا دنبال کنید
@khanahouse
🗒️ جنگ زیرساختها
▪️ یادداشت | حجتالاسلام قنبریان:
➖ زدن زیرساختهای اصلی از دو حیث برای دشمن حائز اهمیت است:
۱. پاشنه آشیل افکار عمومی!
دشمن میداند بعد از «کشتهشدن مردم در تعداد انبوه»، «زدن زیر ساختهای اصلی» نقطه اقناع افکار عمومی به پایان جنگ است.
پس دشمنی که در ضعف افتاده و پایان میخواهد، بدان روی میآورد.
۲. سیکل معکوس پیشرفت!
زیرساختها ارزش واقعی هم دارند و زدن آنها، کشور را به عقب برگردانده، برتری و پیشرفت ایران در منطقه را آسیب میزند. پس در یک «دوراندیشی» هم، چنین تجویزی برای دشمن هست.
➖ اما جنگ زیرساختها اصطلاحاً جنگ را غیرقابلبرگشت میکند. با این وضع چرا دشمنِ محتاجْ به پایانْ باید مرتکب آن شود؟!
▫️در پاسخ باید به نکاتی توجه کرد:
۱. در این جنگ، آمریکا «نزدیک بین» و اسرائیل «دور بین» به نظر می رسد.
آمریکاییها برای ضربهای فوری و سریع آمده بودند که گیر افتادند و الان هم دنبال پایان آبرومندی هستند؛ اما اسرائیلیها «مقیم» این منطقه در یک «جنگ وجودی» با مقاومت و تنها دولت مقاومت (ایران) هستند؛ پس «به جنگ آوردن آمریکاییها» برایشان غنیمت است. چون نمیدانند بخاطر فشار افکار عمومی و...، آمریکا تا کی تحمل ماندن در جنگ دارد، زمان را غنیمت شمرده در یک دور بینی، زدن زیرساختهای ایران برایشان مهم است؛ تا جایگاه منطقهای او به عقب رانده و موقعیتش به عنوان دولت مقاومت، ضربه بخورد؛ طوری که پس از جنگ هزینههای بازسازی، او را از یاری هستههای مقاومت و احیای توان نظامی باز دارد.
۲. زیرساختهای کشورهای عربی برای آمریکا مهم نیست.
چنانچه از پایگاههای نظامیاش به نفع آنها استفاده نکرد، خوردن زیرساختهای آنها هم مانع حملهاش به زیر ساختهای ایران نمی شود مقابله به مثل ایران در زدن زیر ساختها، اگر در کشورهای عربی متحد با شرکای آمریکایی صورت بگیرد، ظاهرا بازدارندگی کافی برای حملات آمریکا ندارد. چون:
• اولا: نزدیکبینی آمریکا، حمله به زیر ساختها را برای تسلیم و فشار افکار عمومی ایران و میانداری برخی سیاسیون برای پایان جنگ میخواهد.
• ثانیا: هزینه مقابله به مثل ایران هم گردن کشورهای عربی میافتد.
• ثالثا: این مقابله به مثل ایران در کشورهای عربی رابطه ایران با آنها را تیرهتر و شانس بقای آمریکا در این کشورها را بیشتر میکند.
▫️ نتیجه:
در جنگ زیرساختها ظاهرا فقط در این شرایط بازدارندگی درست میشود:
۱- تمرکز اصلی بر زدن زیر ساختهای اصلی و اساسی اسرائیل
برای باز کردن آسمان منطقه، طبیعی بود اول بیشترین شلیک به پایگاه های نظامی آمریکا در کشورهای عربی باشد؛ اما پس از حصول آن به دلایل فوقالذکر مقابله به مثل زیرساختی باید با تمرکز بر رژیم باشد تا بازدارندگی حاصل شود؛ و الا چنانچه توضیح داده شد، خسارت وارده الزاماً بازدارندگی نمیآورد.
۲- مقابله به مثلِ تناظری (مثلا فولاد مقابل فولاد) معلوم نیست کارگر و اصلا مقابله به مثل باشد!
برای نمونه: رژیم، چرخه تولید موشک (مزیت ایران) را ترسیم و از فولاد و نورد تا سوخت جامد و لانچر را در لیست اهداف قرار میدهد، مقابله با آن حتما زدن کارخانه فولادی در منطقه یا حتی در اسرائیل نیست! شاید میدانهای گازی او نقطه آسیبپذیرتری در این معادله باشد؛ ولو تناظر چشم مقابل چشم نباشد! یا احتمالا زدن شرکتهای پتروشیمی و پالایشگاهی ایران بر اساس آن دوربینی و عقبراندن ایران در منطقه باشد. مقابله به مثل، زدن موثر مزیّت نسبی و برتری تکنولوژیک رژیم (مثلا در هوش مصنوعی و...) در منطقه است. پالایشگاههای او در مقابل فولاد و پل و... باید زده شده باشد!
🔹 به روز کردن لیست اهداف با چنین راهبردی، برعهده کارشناسان مسلط به عرصه مختلف و هم نظامی است که لابد لحاظ می شود.
#رصد #یادداشت
#راهبرد
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در ایتا دنبال کنید
@khanahouse