eitaa logo
خانه اندیشه‌ورزان
1.4هزار دنبال‌کننده
377 عکس
113 ویدیو
4 فایل
«خانه اندیشه‌ورزان» محلی برای رفت‌و‌آمد، حضور و گفت‌وگوی اندیشه‌ورزان و سیاست‌گذاران کشور است که هدف خود را عمق‌بخشی و رشد جریان‌های اندیشه‌محور و فکریِ حل مسئله در کشور، از طریق حمایت از آن‌ها می‌داند. https://yek.link/khana
مشاهده در ایتا
دانلود
🗒 چرا انسداد باب‌المندب نه، اما توقف بارگیری در بندر ینبع آری؟ ▪️ یادداشت | سیدمجتبی بقائی اردکانی: در طراحی یک راهبرد فشار اقتصادی، ایجاد حداکثر اختلال لزوماً به معنای دستیابی به بهترین نتیجه سیاسی نیست. تفاوت اساسی میان «فشار هدفمند» و «شوک فراگیر» وجود دارد. انسداد کامل باب‌المندب می‌تواند تجارت دریایی بخش بزرگی از جهان را مختل کند، اما این فشار را صرفاً به بازیگران موردنظر محدود نمی‌سازد. در مقابل، اختلال در یک گلوگاه مشخص مانند بندر ینبع، اثری متمرکزتر بر صادرات نفت عربستان و مشتریان آن خواهد داشت و هزینه‌های جانبی کمتری بر تجارت عمومی جهان تحمیل می‌کند. ➖ باب‌المندب یکی از مسیرهای اصلی دریایی میان آسیا و اروپا، از طریق دریای سرخ و کانال سوئز، به شمار می‌رود. ناامنی یا انسداد این تنگه، شرکت‌های کشتیرانی را ناچار می‌سازد که مسیر خود را به سمت دماغه امید نیک در جنوب آفریقا تغییر دهند. در تنش‌های اخیر، شرکت‌هایی مانند مرسک، هاپاگ-لوید و سیامای-سیجی بخشی از سفرهای خود را از این مسیر خارج کردند و همزمان هزینه‌های اضافی مرتبط با جنگ را بر صاحبان کالا تحمیل نمودند. ➖ تغییر مسیر کشتی‌ها به دور آفریقا، زمان سفر، مصرف سوخت، هزینه بیمه و کرایه حمل را به طور چشمگیری افزایش می‌دهد. این هزینه‌ها در نهایت در قیمت کالاهای وارداتی، مواد اولیه و محصولات واسطه‌ای منعکس می‌شوند. اروپا که از یک سو با رشد اقتصادی ضعیف دست‌به‌گریبان است و از سوی دیگر پس از جنگ اوکراین، حساسیت بیشتری نسبت به شوک‌های انرژی و زنجیره تأمین پیدا کرده، یکی از اصلی‌ترین بازندگان چنین وضعیتی خواهد بود. ➖ انسداد کامل باب‌المندب احتمالاً به یک شوک فراگیر علیه تجارت آسیا و اروپا تبدیل خواهد شد. چنین اقدامی صرفاً یک یا چند دولت خاص را تحت فشار قرار نمی‌دهد، بلکه مصرف‌کنندگان، شرکت‌های تولیدی و اقتصادهای واردکننده در کشورهای مختلف را نیز متضرر می‌سازد. حتی کشورهای آسیایی که به نفت و فرآورده‌های خاورمیانه وابسته‌اند، با افزایش شدید هزینه حمل‌ونقل مواجه خواهند شد. برآورد شرکت کپلر نشان می‌دهد که در صورت اختلال کامل در باب‌المندب، زمان انتقال نفت از ینبع به کره‌جنوبی میتواند از حدود ۲۴ روز به ۵۴ روز افزایش یابد و مسافت حمل، بر مبنای تن-مایل، تقریباً سه برابر شود. ➖ از منظر رقابت اقتصادی میان آمریکا و اروپا نیز باید به یک نکته مهم توجه کرد. یکی از محورهای اصلی سیاست اقتصادی دولت ترامپ، بازگرداندن تولید صنعتی به خاک آمریکا و تقویت تولیدکنندگان داخلی از طریق تعرفه، سیاست «اول آمریکا» و تشویق سرمایه‌گذاری در داخل این کشور است. اسناد رسمی دولت آمریکا نیز بازگرداندن تولید و حمایت از کارگران و صنایع آمریکایی را از اهداف اصلی سیاست تجاری خود معرفی کرده‌اند. ➖ بر این اساس می‌توان استدلال کرد که فرسایش بیشتر توان رقابتی اروپا، دست‌کم در سطح نسبی، لزوماً برخلاف منافع اقتصادی دولت ترامپ نیست. اگر هزینه انرژی، حمل‌ونقل و تولید در اروپا افزایش یابد، بخشی از سرمایه‌گذاری‌های صنعتی ممکن است به سمت آمریکا حرکت کند. ➖ در مقابل، بندر ینبع نقشی مشخص و راهبردی در شبکه صادرات نفت عربستان دارد. پس از اختلال در مسیرهای خلیج فارس، عربستان صادرات بیشتری را از طریق خط لوله شرق به غرب به ینبع منتقل کرد. براساس داده‌های کپلر، بارگیری نفت خام در این بندر در ماه مارس به رکورد حدود ۳٫۲۳ میلیون بشکه در روز رسید؛ در حالی که صادرات معمول ینبع پیش از جنگ حدود ۷۵۰ تا ۸۵۰ هزار بشکه در روز بود. ➖ در میان محموله‌های بارگیری‌شده از ینبع، روزانه حدود ۹۳۳ هزار بشکه راهی چین شده است که تقریباً ۲۹ درصد کل بارگیری‌های این بندر را تشکیل می‌دهد. سهم ژاپن تنها حدود ۵۳ هزار بشکه در روز یا نزدیک به ۱٫۶ درصد بوده است. مصر با حدود ۷۲۰ هزار بشکه و هند با ۷۰۲ هزار بشکه در روز نیز از دیگر مقاصد اصلی محموله‌های ینبع بوده‌اند. بنابراین، چین بزرگترین مقصد منفرد نفت این بندر بوده، اما ژاپن در آن مقطع سهم بسیار محدودی داشته است. ➖ همچنین از کار انداختن بندر ینبع می تواند نفت عبوری از تنگه هرمز را هم افزایش دهد که این امر نیز موجب اهمیت بیشتر تنگه هرمز خواهد شد. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 چگونه «تیغ جنگ» حکمرانی را تغییر می‌دهد؟ ▪️ مسأله ما | قسمت چهاردهم/۲ | حامد سروری، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه حکمرانی ➖ باید از خودمان بپرسیم در این جنگ، کدام مفاهیم، نگرش‌ها، باورها، ساختارها و رویه‌ها ناکارآمدی خود را نشان داده‌اند. این بازبینی باید از لایه‌های نرم، مثل ذهنیت و تصویر و باور، شروع شود و تا لایه‌های سخت، مثل ساختمان، آجر و سیمان ادامه پیدا کند. در مقابل، آن دسته از باورها و ویژگی‌هایی که در میدان کارآمدی خود را ثابت کرده‌اند — مثل حضور مؤثر در صحنه و اقدام واقعی — باید تقویت شوند. در نهایت، این «تیغ جنگ» باید بر همه‌چیز اعمال شود. 🔗 تماشای برنامه در آپارات | یوتیوب 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
🗒 دشمن در حال آماده‌سازی میدان و بازکردن راه عملیات‌های بزرگ‌تر ▪️ یادداشت | حسین قتیب: آنچه در جنوب ایران در حال رخ‌دادن است، فقط افزایش تعداد حملات دشمن نیست. مسئله اصلی، تغییر در عمق، جهت و منطق عملیات است. ➖ تا این لحظه قشم، سیریک، بندرعباس، جاسک، بوشهر، خنداب، بندر ماهشهر، بهبهان، اندیمشک، دزفول، اهواز، آبادان و خرمشهر هدف تجاوز آمریکا قرار گرفته‌اند. ➖ این نقاط تصادفی انتخاب نشده‌اند. وقتی آنها را روی نقشه کنار هم می‌گذاریم، یک الگوی روشن دیده می‌شود: حملات از خط ساحلی آغاز شده و به‌تدریج به سمت عقبه در جنوب و جنوب‌غرب کشور حرکت می‌کند. ➖ هدف فقط زدن چند پایگاه، سامانه موشکی یا مرکز نظامی نیست. فشار از ساحل به سمت عمق در حال گسترش است تا خطوط دفاعی، رینگ‌های موشکی، مراکز پشتیبانی و مسیرهای انتقال نیرو و تجهیزات به عقب رانده شوند. ➖ به بیان دیگر، دشمن تلاش می‌کند میان خط دفاع ساحلی و عقبه لجستیکی کشور فاصله ایجاد کند. ابتدا سواحل، بنادر و مراکز نزدیک به دریا تحت فشار قرار می‌گیرند و بعد دامنه حملات به مسیرهای ارتباطی، مراکز پشتیبانی و نقاط مهم‌تر در خوزستان و جنوب کشور کشیده می‌شود. ➖ اینها حملات جدا از هم نیستند. قشم، بندرعباس، جاسک، بوشهر، ماهشهر، اهواز، اندیمشک و دزفول هرکدام بخشی از یک جغرافیای به‌هم‌پیوسته نظامی و لجستیکی‌اند. حمله به هرکدام، در نهایت بخشی از شبکه دفاع، پشتیبانی و انتقال را تحت فشار قرار می‌دهد. ➖ نکته مهم این است که این روند فعلاً در سطحی پایین‌تر از جنگ تمام‌عیار پیش می‌رود. یعنی دشمن هنوز لزوماً وارد مرحله نهایی نشده، اما با حملات محدودتر، مرحله‌به‌مرحله میدان را آماده می‌کند. ➖ در این نوع عملیات، هدف فقط تخریب نیست. واکنش ایران سنجیده می‌شود، نقاط ضعف شناسایی می‌شوند، بخشی از توان دفاعی فرسوده می‌شود و هزینه عملیات بعدی پایین می‌آید. عملیات‌های زیر حد جنگ تمام‌عیار، در واقع می‌توانند مقدمه‌ای برای یک عملیات بزرگ‌تر باشند. ➖ اگر این روند ادامه پیدا کند، معنایش این است که دشمن می‌خواهد پیش از ورود به مرحله وسیع‌تر، خطوط دفاعی را عقب ببرد، مسیرهای پشتیبانی را مختل کند و امکان مانور بیشتری در جنوب و جنوب‌غرب به دست آورد. ➖ در چنین وضعیتی، اهمیت چابهار و خطوط ارتباطی شرق و شمال‌شرق دوچندان می‌شود. چابهار تنها بندری است که برای اتصال ایران به آب‌های آزاد، به عبور از تنگه هرمز وابسته نیست. همین ویژگی، آن را از یک بندر تجاری به یک دارایی راهبردی تبدیل می‌کند. ➖ راه‌آهن‌های شرق و شمال‌شرق نیز فقط پروژه‌های عمرانی یا اقتصادی نیستند. این خطوط در شرایط بحران می‌توانند بخشی از شبکه جایگزین حمل کالا، تجهیزات، سوخت و منابع باشند و وابستگی کشور را به مسیرهای تحت فشار در جنوب کاهش دهند. ➖ بنابراین، حملات اخیر را باید روی یک نقشه واحد دید. نقشه‌ای که از ساحل شروع شده، به سمت عقبه حرکت می‌کند و هدفش فقط تخریب نقاط منفرد نیست، بلکه فرسایش تدریجی ساختار دفاعی و لجستیکی ایران است. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
🗒 ‌حالا چکار کنیم؟ ▪️ یادداشت | فؤاد ایزدی: حمله به ایران دو هدف اصلی داشت: ۱- تصاحب منابع نفتی ایران. یعنی ثروت‌اندونزی برای آمریکا؛ ۲- ایجاد سلطه اسرائیلی-آمریکایی در منطقه. ➖ تنها راه برون‌رفت از شرایط فعلی به یقین رسیدن آمریکا به این واقعیت است که فعلا هیچکدام از این دو هدف در دسترس نیست. چطور؟ ۱- لطفا لیستی از تأسیسات آب‌شیرین‌کن و تأسیسات نفتی هدف ایران در منطقه منتشر کنید. در صورت حمله مجدد به ایران، این تأسیسات باید به گونه‌ای تخریب شوند که بازسازی آنها حداقل دو سال زمان ببرد. حمله به ایران نباید عادی‌سازی شود. ۲- یعنی آمریکا باید متوجه شود که نه تنها ثروتی از منابع نفتی ایران به دست نخواهد آورد بلکه با قیمت بالای نفت برای حداقل دو سال روبرو خواهد بود. ۳- روش صحیح دور کردن سایه جنگ از کشور بازدارندگی نظامی است. تخریب محدود بازدارندگی لازم را ایجاد نمی‌کند. ترامپ به تخریب محدود این تأسیسات به عنوان پروژه بازسازی برای شرکت‌های آمریکایی نگاه می‌کند. اما تخریب گسترده قیمت‌های جهانی نفت و گاز را برای حداقل دو سال بالا نگه می‌دارد و بازدارندگی لازم را ایجاد می‌کند. مسیرهای جایگزین تنگه هرمز باید در اولویت اهداف ایران باشد. اگر آمریکایی‌ها بدانند ایران واقعا به این سبک پاسخ خواهد داد به ایران حمله نخواهند کرد. ۴- تجربه نشان داده امتیاز و مذاکره سایه جنگ را دور نمی‌کند. چون به گفته امام شهید «آمریکا می‌خواهد ایران را ببلعد.» یعنی امتیاز، هرچقدر هم که بزرگ باشد، برای او کافی نیست. در چهار ماه گذشته هیچ شواهدی در عدم صحت‌ این تحلیل امام شهید نداریم. ۵- علی الاصول اولویت اول کشور باید شکستن چرخه حمله، آتش­‌بس، مذاکره، حمله باشد. متأسفانه در میانه راه، مسیر به سمت دریافت سویای تراریخته آمریکایی منحرف شد. ۶- لطفا تنگه هرمز را حداقل برای دو ماه واقعا ببندید. آمریکا هنوز هزینه اقتصادی لازم برای حمله به ایران را پرداخت نکرده. قابل تحمل بودن هزینه حمله به ایران یعنی حمله مجدد گسترده. در ۴۶ سال اول انقلاب اسلامی به ایران حمله نظامی نمی‌شد چون برآورد آمریکا این بود که هزینه حمله به ایران بالا است. باید محاسبات آمریکا به همان حالت برگردد. مقامات کشور گفته‌اند در ماه‌های گذشته تمام نفت‌های روی آب کشور و بیش از آن با قیمت بالا فروخته و پول‌ها دریافت شده است. کشور برای تأمین هزینه‌ها برای دو ماه آینده پول دارد. ۷- لطفا کشور را معطل توهم لغو درازمدت تحریم‌ها یا سرمایه‌گذاری ۳۰۰ میلیاردی نکنید. ۸- لطفا بعد از بازگشایی محدود تنگه هرمز دریافت عوارض را فراموش نکنید. اگر ایران در تنگه هرمز عوارض دریافت نکند، آمریکا و شرکت‌های بیمه انگلیسی دریافت خواهند کرد. ترامپ چند روز پیش گفته بود "تنگه هرمز ماشین چاپ پول است". الان هم می‌خواهد ۲۰ درصد عوارض بگیرد. برآوردهای بین‌المللی درباره ظرفیت درآمدزایی تنگه‌هرمز: ● رویترز: ۱۱۰ میلیارد دلار ● اندیشکده آکسفورد پراسس: ۸۰ میلیارد دلار ● جی‌پی‌مورگان (بزرگترین شرکت خدمات مالی و بانکداری آمریکا): بین ۷۰ تا ۹۰ میلیارد دلار... یعنی دوبرابر فروش نفت. دریافت عوارض نقض هیچ قانون بین‌المللی نیست. ایران عضو کنوانسیون حقوق درياها نیست. دریافت عوارض متعارف ایران را در دنیا منزوی نمی‌کند. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
🗒 جنگ بر سر منابع نیست؛ بر سر «امکان» است ▪️ یادداشت | سیدیاسر جبرائیلی: سال‌ها قدرت کشورها را با مقدار منابعشان می‌سنجیدند. چند بشکه نفت دارند، چه میزان ذخیره معدنی در اختیارشان است، وسعت سرزمین و جمعیتشان چقدر است. اما جهان جدید یک حقیقت متفاوت را آشکار کرده است: داشتن منابع، قدرت نیست؛ توان تبدیل منابع به امکان، قدرت است. ➖ کشوری ممکن است نفت داشته باشد، اما فناوری استخراج و صنایع پایین‌دستی نداشته باشد؛ جمعیت جوان داشته باشد، اما نتواند استعداد آنان را به علم و تولید متصل کند؛ معادن فراوان داشته باشد، اما محصول نهایی را از دیگران بخرد؛ دانشگاه‌های بسیار داشته باشد، اما مسئله‌هایش همچنان بی‌پاسخ بمانند. چنین کشوری ثروتمند است، اما قدرتمند نیست؛ زیرا میان «دارایی» و «توانایی» فاصله افتاده است. ➖ رقابت بزرگ قرن بیست‌ویکم دقیقاً بر سر پر کردن همین فاصله است. منازعه قدرت‌ها دیگر فقط بر سر تصرف سرزمین یا دستیابی به ماده خام نیست؛ بر سر نیمه‌هادی، هوش مصنوعی، دانش فنی، انرژی پایدار، امنیت غذایی، داده، مسیرهای ترانزیت و زنجیره‌های تأمین است. هر قدرتی می‌کوشد امکان تولید و تصمیم‌گیری مستقل را برای خود حفظ کند و امکان‌های رقیب را محدود سازد. بنابراین، جهان از عصر «مالکیت منابع» وارد عصر «مالکیت امکان» شده است. ➖ در چنین جهانی، پیشرفت دیگر صرفاً افزایش تولید یا جذب سرمایه نیست. پیشرفت، معماری شبکه‌ای از امکان‌هاست: امکان آموختن، امکان تولید، امکان دسترسی به اعتبار، امکان دستیابی به فناوری، امکان ورود به بازار، امکان مالکیت ابزار کار و امکان تبدیل استعداد به ثروت و قدرت. ➖ این است که مسئله اصلی ایران امروز نیز کمبود منابع نیست. ایران از حیث انرژی، معدن، موقعیت جغرافیایی، نیروی انسانی، بازار داخلی و عمق فرهنگی، یکی از غنی‌ترین کشورهای جهان است. مسئله این است که بخش بزرگی از این ظرفیت‌ها هنوز به امکان عمومی تبدیل نشده‌اند. ➖ نفت، تا هنگامی که به صنعت، فناوری و رفاه پایدار تبدیل نشود، فقط ماده‌ای در زیر زمین است. معدن، اگر به زنجیره تولید ملی پیوند نخورد، صرفاً خام‌فروشی است. دانشگاه، اگر نتواند مسئله کشور را حل کند، انبار مدرک است. جوان مستعد، اگر به سرمایه، فناوری و بازار دسترسی نداشته باشد، ظرفیت معطل‌مانده یک ملت است. ➖ ما مفهوم دولت را نیز باید از نو تعریف کنیم. دولت نه مالک منابع است، نه رقیب مردم و نه دستگاهی برای توزیع پول. دولت، امین انفال و معمار امکان است. انفال، ماده خام ساخت قدرت عمومی‌اند. نفت، گاز، معادن، زمین‌های عمومی، دریاها و دیگر ثروت‌های مشترک، برای آن در اختیار حاکمیت قرار نگرفته‌اند که هزینه روزمره دولت را تأمین کنند یا به رانت صاحبان نفوذ تبدیل شوند؛ باید به امکان تولید، علم، مالکیت و پیشرفت برای مردم تبدیل شوند. ➖ وجه تمایز اقتصاد مردمی از سرمایه‌داری و کمونیسم، همین است. سرمایه‌داری امکان‌ها را به سرمایه‌داران می‌سپارد؛ کمونیسم امکان‌ها را در دیوان‌سالاری متمرکز می‌کند. اما در معماری تمدن نوین اسلامی، حاکمیت امانت‌دار منابع است و مردم صاحبان میدان خلق ثروت‌اند. ➖ استقلالی که امام خمینی از آن سخن گفت، فقط استقلال در سیاست خارجی نبود؛ استقلال در توان ساختن بود. ملتی مستقل است که بتواند نیازهای اساسی خود را تأمین کند، مسئله‌هایش را با عقل و دانش خود حل کند و برای پیشرفت، منتظر اجازه یا نسخه دیگران نماند. ➖ در ایران آینده، جوان برای آغاز تولید، میان بانک، مجوز و انحصار سرگردان نمی‌ماند. اعتبار بر اساس توان خلق ارزش توزیع می‌شود، نه قدرت ارتباط. دانشگاه از حاشیه اقتصاد و حکمرانی به مرکز حل مسئله می‌آید. معادن و انرژی، خوراک صنایع ملی و پشتوانه توسعه مناطق محروم می‌شوند. روستا به محل انتظار برای مهاجرت تبدیل نمی‌شود؛ با دسترسی به آب، فناوری، سرمایه و بازار، به کانون تولید بدل می‌گردد. دولت نیز به جای آنکه هر روز دامنه تصدی خود را گسترش دهد، هر روز بر شمار مردمی می‌افزاید که قادرند مستقلاً بیافرینند، تولید کنند و مالک حاصل کار خود باشند. ➖ در چنین ایرانی، ثروت در خزانه‌ها انباشته نمی‌شود؛ در توانایی مردم تکثیر می‌شود. قدرت در بزرگی دستگاه دولت دیده نمی‌شود؛ در بزرگی انسان‌هایی دیده می‌شود که دولت برای آنان امکان ساخته است. ملت قدرتمند، ملتی نیست که دارایی بیشتری دارد؛ ملتی است که امکان‌های بیشتری برای شکوفایی مردمش معماری کرده است. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
🗒 آیا شلیک به کشتی‌های تجاری توسط ایران قانونی است؟ ▪️ گزارش مقاله | فواد ایزدی: دکتر الکساندر لات، استاد مرکز حقوق دریاها در دانشگاه نروژ؛ دانشیار حقوق بین‌الملل و حقوق دریاها در دانشگاه تارتو، استونی. نویسنده کتاب‌های «تهدیدات ترکیبی و حقوق دریاها: استفاده از زور و محدودیت‌های تبعیض‌آمیز ناوبری در تنگه‌ها» و «تنگه‌های استونی: استثنائات رژیم تنگه عبور بی‌ضرر یا ترانزیتی» و همچنین ویراستار و نویسنده مشترک مجموعه «حقوق امنیت دریایی در جنگ ترکیبی»، در مقاله‌ای به ابعاد قانونی مسدود کردن تنگه هرمز توسط ایران پرداخته است. ‌➖ ذیل قوانین بین­‌الملل: ۱- ایران می‌تواند کشتی‌های تجاری اسکورت شده توسط آمریکا را هدف قرار دهد. ۲- ایران می‌تواند کل خط ساحلی کشورهای عربی خلیج فارس را محاصره کند. ۳- ناوبری در تنگه بین‌المللی هرمز را به طور کامل ببندد. ۱- اگر کشتی‌های جنگی ایالات متحده یا اسرائیل شروع به اسکورت کشتی‌های تجاری در منطقه خلیج فارس کنند، طبق قانون ۶۰(d) از دستورالعمل سن رمو، کشتی‌های اسکورت شده می‌توانند به عنوان کشتی‌های تجاری دشمن و اهداف نظامی در نظر گرفته شوند. ۲- آیا ایران از نظر قانونی حق اعمال محاصره دریایی در تنگه هرمز را دارد؟ این امر عمدتاً به این بستگی دارد که آیا کل سواحل خلیج فارس (به جز ایران) بخشی از حضور نظامی یک کشور دشمن، یعنی ایالات متحده، هستند یا خیر. از یک سو، حملات ایران کشورهای عربی در خلیج فارس را هدف قرار داده است که این امر را می‌توان با حضور پایگاه‌های نظامی ایالات متحده در هر یک از این کشورهای عربی توضیح داد. اگر ایالات متحده خطوط ساحلی کشورهای عربی در خلیج فارس را کنترل کند، ایران می‌تواند کل خط ساحلی کشورهای عربی خلیج فارس را محاصره کند. معیار کلیدی محاصره، اثربخشی است (ماده ۹۵ دستورالعمل سن رمو)، که در اصل دلالت بر این دارد که هیچ کشتی یا هواپیمایی نمی‌تواند اجازه نقض محاصره توسط ایران را داشته باشد. ۳- همانطور که هاینتشل فون هاینگ در مقاله خود اشاره می‌کند، فضای هوایی بالای یک تنگه بین‌المللی می‌تواند برای پرواز هواپیماهای بی‌طرف و متخاصم بسته شود. او و همچنین کامینوس و کوگلیاتی-بانتز در مقاله دیگری،‌ معتقدند که کشور ساحلی تنگه در صورت «مواجه بودن با شدیدترین شرایط»، می‌تواند اجازه داشته باشد که ناوبری را در یک تنگه بین‌المللی به طور کامل ببندد. مسلماً، به نظر می‌رسد این وضعیتی است که ایران در حال حاضر با آن مواجه است. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
11.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ضرورت دیپلماسی تهاجمی چین علیه روایت‌های غرب‌گرا ▪️ بریده رویداد | دیدار سفیر جمهوری خلق چین با جمعی از اندیشکده‌های ایرانی 💬 مهدی خراتیان، مدیر اندیشکده احیای سیاست: ➖ به نظر می‌رسد که جمهوری خلق چین همچنان نسبت به تحولات خاورمیانه گرفتار رگه‌های دکترین «خیزش مسالمت‌آمیز» است و دوران رقابت استراتژیک کامل با آمریکا هنوز در سیاست‌های چین در این منطقه نمود نیافته. ➖ هم ایران و هم جمهوری خلق چین در مورد ماهیت جنگ برای نظم منطقه‌ای با هدایت ایالات متحده و اسرائیل دچار خطای راهبردی هستند و دوستان چینی در حزب نسبت به تبعات فروپاشی ژئوپلیتیک ایران بر منطقه غرب چین دچار کم‌برآوردی‌اند. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
📸 تحول نظام مالیاتی ایران؛ از ظرفیت به مشروعیت ▪️ گزارش رویداد | نشست تخصصی «مالیات، مفهومی کهن با نگاهی نوین»، به همت اندیشکده صدراعظم و هم‌کاری خانه اندیشه‌ورزان، با حضور جمعی از استادان دانشگاه، پژوهشگران و صاحب‌نظران حوزه حکمرانی، اقتصاد، جامعه‌شناسی و نظام مالیاتی برگزار شد. گزارش سیاستی زیر برگرفته از سخنان اساتید در این رویداد است. ➖ نظام مالیاتی ایران نیازمند تحول پایدار است که فراتر از اصلاحات فنی و قانونی، بر پایه هم‌فرگشت فناوری، منابع انسانی، قوانین و رفتار مؤدیان بنا شود. نشست تخصصی «مالیات، مفهومی کهن با نگاهی نوین» سه رویکرد کلیدی جامعه‌شناختی، مدیریتی و حکمرانی را برای این تحول ارائه کرد. رویکرد هم‌فرگشت به عنوان مدل نوین تحول ➖ بر اساس این دیدگاه، مدل مارپیچی جایگزین مدل‌های خطی تحول می‌شود؛ به‌گونه‌ای که فناوری (به‌ویژه هوش مصنوعی)، کارکنان، مدیران، قوانین و ذی‌نفعان به صورت متقابل بر یکدیگر اثر گذاشته و یکدیگر را ارتقا می‌دهند. سامانه مؤدیان نمونه‌ای از این چرخه یادگیری مستمر و بهبود مداوم است. شاخص‌های کلیدی شامل یادگیری سازمانی، حکمرانی دیجیتال، نوآوری، مشارکت کارکنان، اعتماد سازمانی، تصمیم‌گیری داده‌محور و انعطاف‌پذیری هستند. مالیات به عنوان حلقه اتصال مردم‌سالاری و دیوان‌سالاری ➖مالیات نه فقط منبع درآمد دولت، بلکه ابزاری مهم برای ایجاد اعتماد عمومی، پاسخ‌گویی و مشارکت شهروندان است. کارآمدی دیوان‌سالاری (تخصص‌گرایی، حاکمیت قانون، نظارت منظم) باید با ارزش‌های مردم‌سالاری (عدالت، شفافیت، آزادی بیان و کرامت انسانی) تلفیق شود تا تمکین داوطلبانه افزایش یابد. «تولید اعتماد» مسئله اصلی نظام مالیاتی ➖ ظرفیت مالیاتی اقتصادی و مشروعیت اجتماعی مالیاتی با یک‌دیگر متمایز بوده و سه ظرفیت اقتصادی، نهادی و اجتماعی را برای عملکرد پایدار این سامانه ضروری است. بدون تقویت مشروعیت و اعتماد عمومی، حتی پیشرفته‌ترین سامانه‌ها به نتیجه مطلوب نخواهند رسید. 🔗 مطالعه گزارش رویداد 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
🗒 آمریکا با حملات اخیر به خاک ایران دنبال چیست؟ ▪️ یادداشت | ️شهاب اسفندیاری: این روزها ابهامات و شبهات مختلفی درباره‌ حملات اخیر آمریکا به خاک ایران در فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود. بسیاری از شهروندان از آسیب به زیرساخت‌ها و تاسیسات کشور و شهادت مدافعان وطن خشمگین هستند. در کنار جنگ نظامی، جنگ روانی دشمن هم اوج گرفته و روایتی واژگون از وقایع را تبلیغ و ترویج می‌کند. به نظرم برای روشن شدن فضا و ایجاد اتحاد و انسجام در برابر دشمن توجه به ۱۰ نکته زیر اهمیت دارد. ۱- آمریکا در جنگ به اهداف خود نرسید و شکست خورد. همه‌ تحلیل‌گران برجسته‌ بین‌المللی این واقعیت را تصدیق کرده‌اند. ۲- ایران در جنگ کنترل تنگه هرمز به عنوان مهترین اهرم راهبردی و اقتصادی برای اعمال فشار به دشمن را به دست آورد. ۳- آمریکا در ۴۰ روز جنگ و با تمام قدرت نظامی خود نتوانست تنگه هرمز را باز کند. ۴- مذاکرات برای تثبیت دستاوردهای جنگ، تنبیه متجاوز و طلب خسارات جنگ بود. ۵- دشمن به بهانه مذاکرات و با تفسیر تفاهم‌نامه اقدام به باز کردن مسیر جنوبی و لغو ترتیبات ایرانی و سلب اختیار ایران از تنگه هرمز کرد. ۶- باز بودن مسیر جنوبی فقط منع ایران از درآمد عبور و مرور از تنگه به عنوان جبران بخشی از خسارات جنگ نیست. باز بودن مسیر جنوبی یعنی از دست رفتن مهمترین اهرم ایران در مذاکرات آتی و مهمترین اهرم ایران در بازدارندگی از اعمال تحریم و حمله مجدد. آمریکا به همین دلیل اینقدر بر سلب اختیار ایران در تنگه هرمز اصرار دارد. ۷- باز بودن مسیر جنوبی یعنی ناوهای نظامی از تنگه عبور کنند و برای حمله مجدد به ایران آرایش نظامی بگیرند. یعنی تمام پایگاه‌های نظامی آمریکا در خلیج فارس بازسازی شوند و از آنها برای حمله مجدد به ایران استفاده شود. جنگ طلبان آمریکایی دنبال تحقق این اهداف هستند که اصرار بر باز بودن مسیر جنوبی دارند. ۸- هرکس از باز شدن تنگه هرمز بدون اعمال ترتیبات ایرانی حمایت کند، خواسته و ناخواسته در مسیر جنگ طلبان آمریکا حرکت کرده است. ۹- آمریکا با حمله به زیرساخت‌ها و با هیچ عملیات نظامی دیگری نمی‌تواند تنگه را باز کند. تنها امید آمریکا به فتنه و اختلاف در داخل و سست شدن اراده مسئولین در حفظ دستاوردهای جنگ رمضان است. عملیات روانی و تبلیغاتی اخیر در مورد جنوب ایران توسط مزدوران آمریکا و عناصر وطن‌فروش در این راستا است. ۱۰- آمریکا با سلب اختیار ایران و لغو ترتیبات ایرانی در تنگه هرمز می‌خواهد واقعیت جنگ را تحریف کند و تصویر پیروز از خود به نمایش بگذارد. اگر کسانی تسلیم این روایت آمریکا شوند، و ایران را طرف شکست خورده در جنگ معرفی کنند، زمینه زورگویی‌ها و زیاده‌خواهی‌های بیشتر آمریکا را فراهم کرده‌اند. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 تلاش برای هم‌زیستی مسالمت‌آمیز و ادامه مسیر توسعه هم‌کاری با ایران ▪️ بریده رویداد | دیدار سفیر جمهوری خلق چین با جمعی از اندیشکده‌های ایرانی 💬 علیرضا ثمودی، پژوهش‌گر ارشد حوزه چین: ➖ چینی‌ها چه حمایت‌های ملموسی فراتر از همکاری اطلاعاتی ماهواره‌ای و امنیتی در جنگ‌های اخیر به ایران ارائه کرده یا خواهند کرد، به‌ویژه در حوزه پدافندی، تا ضمن مهار رقبایشان در غرب آسیا، امنیت ایران را تقویت کنند؟ 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام | ایکس دنبال کنید!
16.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 چند پیشنهاد برای مهم‌ترین سفیر ایران در دنیا ▪️ مسأله ما | قسمت پانزدهم/۱ | فرشاد عادل، پژوهشگر مطالعات راهبردی ➖ اگر امروز کشوری بودیم که بهترین روابط را با غرب داشت و، برای مثال، ایالات متحده بزرگ‌ترین شریک تجاری‌مان بود، باز هم همکاری با چین سرنوشتی محتوم به شمار می‌رفت که تاریخ و جغرافیای ما آن را رقم زده‌اند. امروزه همکاری با کشوری مانند چین دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. 🔗 تماشای برنامه در آپارات | یوتیوب 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام | ایکس دنبال کنید!