به نظرِ تو صدای شجریان زیبا نیست ؟ بویِ باران چطور؟ صدای روحفزای مامان اول صبح ، که خواب را از چشم میدزدد ؛ چه ؟! دیدن نمره ی بالاتر از انتظار در امتحان سخت ، زیبا نیست ؟ آیا تو طرحِ بخاری که از چای بلند میشود ، را دوست نداری ؟ آیا زندگی همین دلخوشی هایِ ساده نیست ؟ آیا دلخوشی همیشه ، زیباست ؟!
هدایت شده از کمانابرو
برای بار چهارم خوندن "هزار خورشید تابان" رو شروع کردم ؛ مطمئنم این بار هم دوباره با فصل سه اشک میریزم و ظلمِ به زن رو ، -سیاهبختیِ لیلا و زخمهایی که به مریم زده شد- با خشم محکوم میکنم .
این کتاب همیشه جزوِ موردعلاقه هام میمونه .
از روزهایِ پرمشغله ، دستهای پرتکاپو و عربیکا
|یکم شهریورماهِ هزاروچهارصد و چهار|
هدایت شده از کمانابرو
یکی از اتفاقاتِ دلنشین این روزها ، بحثِ خوشطعم تبادل شله مشهدیه ؛ به مناسبت شهادت شاهِ ایران ، آقایِ امام رضا ، از دوست و همسایه و آشنا و امثالهم ، شله میگیریم و شله میپزیم و پخش میکنیم .
امیدوارم این تبادلات ادامه پیدا کنه🙏🏻
خانهیِدوست
در پسِ اشک های از چشم گریخته ، در پس تماس های از دست رفته ، در پس آرزوهای از اشتیاق افتاده و در پشت تکتک پنجره هایی که روزی با باران همآوایی کرده اند ؛ انتظار خفته است . انتظار یک لبخند ، یک تماسِ طولانی ، انتظار یک آرزوی محقق و انتظار باریدن و خواندن ...
همیشه یک نفر چشمبه راه می ماند .
| برای چشم های به راه خیره شده ، نیمه شب ششم شهریور ماهِ هزارو چهارصد و چهار |