eitaa logo
خانه های قرآن و عترت
163 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
976 ویدیو
12 فایل
با توفیقات الهی و همت عاشقان کلام وحی و هم زمان با بعثت نبی مکرم اسلام و ایام الله دهه فجر ، گروه " خانه های قرآنی " در پیام رسان ایتا تاسیس شد . در اشاعه پیام قرآن سهیم باشیم لینک دعوت : https://eitaa.com/khanehaye_ghoranoetrat
مشاهده در ایتا
دانلود
📛هفت نفر اول را بشناسید...📛 🔹 در کتاب «ثواب الاعمال و عقاب الاعمال» درباره کیفر فرزند خطارکار حضرت (ع) و دو نفر از و دو تن از امت اسلام با توجه به روایات رسیده این چنین نقل می کند: -راوى می گوید از امام صادق(ع) شنیدم که فرمودند: 🔹در روز هفت نفر از همه سخت‌تر است: فرزند آدم(ع) که برادرش را کشت، نمرود که با حضرت (ع) در مورد خداوند بحث و خدا را انکار کرد، دو نفر از بنى اسرائیل که قوم خود را و کردند، فرعون که گفت: من بالاترین خداى شما هستم و دو نفر از این امت که یکى از آن‌ها بدتر از دیگران است و در تابوتى شیشه‌اى در زیر در دریاهایى از آتش قرار دارد.  -راوى از امام باقر(ع) پرسید: اولین کسى که وارد جهنم می شود کیست؟! فرمودند: ابلیس و دو نفر دیگر که در سمت راست و چپ او هستند.  🔹اسحاق بن عمار صیرفى مى‌گوید: به امام کاظم(علیه السلام) عرض کردم: درباره آن دو نفر چیزى بگویید و من درباره آن دو مطالب زیادى از پدرتان شنیده‌ام، فرمودند: اى اسحاق! اولى همانند آن و دومى همانند است،عرض کردم: بیشتر بفرمایید.فرمودند: به خدا سوگند آن‌ها عده‌اى را مسیحى، یهودى و مجوسى کردند، خداوند کار آن‌ها را نبخشد.عرض کردم: بیشتر بفرمایید.فرمودند: سه نفر هستند که به آن‌ها نظر نمى‌افکند، آن‌ها را پاک نمی کند و عذاب دردناکى براى آنها مهیاست. عرض کردم:فدایت گردم، اینان کیستند؟ 🔹فرمودند: کسى که از غیر خدا ادعاى کند یا امام از طرف خدا را بدنام کند و یا گمان کند آن دو نفر بهره‌اى از اسلام داشته‌اند.عرض کردم: بیشتر بفرمایید.فرمودند: اى اسحاق! برایم فرقى ندارد که آیه محکمى از را محو کنم، پیامبرى حضرت محمد(صل الله علیه و آله وسلم) را انکار کنم، گمان کنم در خدایى نیست یا در امامت بر حضرت على(ع) پیشى بگیریم (یعنى این کارها با گناه انکار امامت امیرالمؤمنین(ع) و ادعاى امامت خودم برابر است).عرض کردم: فدایت شوم، بیشتر بفرمایید.فرمودند: ای اسحاق! همانا در دره‌اى به نام «سقر» است، از زمانى که خداوند آن را آفریده، نفس نکشیده است، اگر خداوند به اندازه سر سوزنى به او اجازه تنفس بدهد، بدون شک همه زمینیان را آتش مى‌زند و همانا از گرما، بدبویى، کثیفى و عذاب‌هایى که خداوند براى اهل این دره آماده کرده، گریزانند و همانا بدون شک در این دره کوهى است که همه کسانى که در این دره هستند از گرما، بدبویى، کثیفى و عذاب‌هایى که خداوند براى ساکنان این کوه کرده است، گریزان هستند و همانا بدون شک در این چاه افعى‌ای است که همه اهل این چاه از پلیدى، بدبویى، کثیفى و سم‌هایى که خداوند عزوجل در نیش آن براى اهلش مهیا کرده، گریزان هستند و همانا و بدون تردید در شکم این هفت صندوق است که پنج نفر از امت‌هاى گذشته و دو نفر از این امت در آن هستند.عرض کردم: فدایت شوم این پنج نفر و دو نفر کیستند؟فرمودند: آن پنج نفر عبارتنداز: که هابیل را کشت، که با حضرت ابراهیم(ع) درباره وجود خدا بحث کرد و منکر خدا شد و گفت: من زنده می کنم و می میرانم، که گفت: من بالاترین خداى شما هستم، که گروهى را یهودى کرد و که عده‌اى را مسیحى کرد و دو تن بیابانى از این امت. ┅┅✿❀🌿🌺🌿❀✿┅┅ در اشاعه پیام قرآن سهیم باشیم https://eitaa.com/khanehaye_ghorani
17.81M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙 توصیه از نیوجرسی به مخاطبانش:👇 اگر تاکنون نرفته اید حتما بروید. حضور خدا را در آنجا دیدم. قدرت خدا را حس کردم. ارتباط قلبی با امام حسین پیداکردم و اشکم جاری شد. 🟢 تهیه با ما 📣 انتشار با شما 🤝 لینک دعوت : 👇 https://eitaa.com/khanehaye_ghorani
مردی با خانواده‌اش سوار کشتی شد تا به وطن برسند. در میانه راه، کشتی شکست و همه غرق شدند، جز همسر آن مرد که روی تخته‌پاره‌ای نجات یافت و به جزیره‌ای رسید. در آن جزیره، راهزنی بی‌حیا او را دید و پرسید: «انسانی یا جن؟» زن داستان خود را تعریف کرد. راهزن قصد داشت. زن از ترس لرزید و به آسمان اشاره کرد و گفت: «از می‌ترسم.» مرد پرسید: «آیا تا به حال چنین کاری کرده‌ای؟» زن پاسخ داد: «نه، به خدا سوگند.» مرد تحت تأثیر قرار گرفت و گفت: «تو که گناه نکرده‌ای و این‌قدر می‌ترسی، من که گناهکارم باید بیشتر بترسم.» او کرد و به سوی خانواده‌اش بازگشت. --- مدتی بعد، در بیابانی با راهبی همسفر شد. هوا بسیار گرم بود. راهب گفت: «دعا کن تا ابری بر سر ما سایه اندازد.» مرد پاسخ داد: «من گناهکارم و روی دعا ندارم. تو دعا کن و من آمین می‌گویم.» راهب دعا کرد و او آمین گفت. ناگهان ابری آمد و بالای سرشان سایه انداخت. در دو راهی که از هم جدا شدند، ابر بالای سر مرد گنهکار رفت و راهب زیر آفتاب ماند! راهب متعجب شد و پرسید: «چه کار نیکی کرده‌ای؟» مرد داستان آن زن و توبه‌اش را بازگو کرد. راهب گفت: «به‌خاطر ترس از خدا، گناهان گذشته‌ات بخشیده شد. حالا مراقب آینده باش!» --- پیام داستان: ترس از خدا و توبه واقعی، حتی بزرگ‌ترین گناهان را می‌بخشد و مسیر هدایت را باز می‌کند. ترس از خدا باعث نجات از بعضی از مصیبت ها می شود. 🤝 عضویت در : از لینک زیر 👇 https://eitaa.com/khanehaye_ghoranoetrat