#سرگذشت_الهام
#عشق_بچه
#پارت_هشتاد_پنج🌺
خداروشکر وسیله داشتم و اگه به تاریکی هم میخورد با خیال راحت میرفتم خونه…به این طریق شدم پرستار خانم بزرگ..یه روز که نوبت حمومش بود دختر بزرگش فهیمه گفت:میتونی مامان رو حموم ببری؟؟اگه اذیت میشی خودم ببرم؟..!!گفتم:میبرم…دوست دارم حقوقی که میگیرم حلال باشه…فهیمه گفت:حلاله حلاله..هم زندگی ماها به ارامش رسیده و هم خیالمون از مادرمون راحته چون خانمی به مهربونی شما پرستارشه…تا فهمیه رفت ،بسمت خانم بزرگ رفتم و از خواب بیدارش کردم.دلم میخواست در طول روز بیدار باشه تا هم من احساس تنهایی نکنم و هم شب راحت بخوابه و بچه هاش اذیت نشند…به خانم بزرگ گفتم:اول بریم حموم و دوش بگیریم بعدش صبحونه میخوریم….نون سنگک هم گرفتم….قبول کرد و داخل حموم شدیم.وقتی شروع کردم به شستن خانم بزرگ بنظرم اومد که بچه امو دارم میشورم..خانم بزرگ مثل یه بچه زیر دوش نشسته و سرشو انداخته بود پایین تا اب و کف توی چشمش نره…یه آن احساساتی شدم و بغلش گرفتم و بوسیدمش ،مثل بچه ی نداشتم..اون لحظه توی دلم گفتم:درسته که بچه نصیبم نشد اما نباید زندگیمو بخاطر بچه از بین میبردم…میتونستم تمام محبتمو نثار بهنام کنم و محکم بچسبم به زندگیم…..
ادامه ..
░⃟
https://eitaa.com/khanehcakeyasnaa
صبح آغاز دوباره زیستن است 🌷
تنفسی عمیق
از تازه ترین هوای زندگی🌺
یک قدم نزدیک تر به رویاهای دیروزت
پس نفس بکش امروز را
و جاری کن عشق❤️ را در بند بند وجودت
سلام دوستان مهربونم 💞
https://eitaa.com/khanehcakeyasnaa
📝 لبخند، هنر یاد توست که بر لبانم مینشیند، وقتی در پیچ و خم ثانیههایم به تو میاندیشم… ❤️
╔═══════🍃🌺🍃╗
https://eitaa.com/khanehcakeyasnaa
╚🍃🌺🍃═══════╝
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شاید خیر باشد و تو ندانی ...
╔═══════🍃🌺🍃╗
https://eitaa.com/khanehcakeyasnaa
╚🍃🌺🍃═══════╝
سرِ صبی نفسی تازه کنیم💪
این انگورا ب انگور حسینی اس،لامصب انقدر خوشمزه اس ک نگم،بفرمایید 😋
آخه امروز خیلیییی کار داریم🥴
https://eitaa.com/khanehcakeyasnaa
#سرگذشت_الهام
#عشق_بچه
#پارت_هشتاد_شش🌺
از همون روز خانم بزرگ شد بچه ی من،مثل یه مادر بهش رسیدگی میکردم و زندگیم با عشق و علاقه سپری میشد…دو سال گذشت،بعد از دو سال که حسابی توی کار پرستاری جا افتادم وبا خانم بزرگ و بچه هاش دوست شدم ،قرار بر این شد که تا شب ساعت ۱۰بمونم و حقوقمو بیشتر کنند…قبول کردم،چون هم، زمان کمتری توی خونه تنها میشدم و هم پول بیشتری میگرفتم.در طی این دو سال یه سری وسایل و مایحتاج زندگیمو خریده بودم اما بیشتر درامدمو پس انداز میکردم تا در اینده به زندگیم سر و سامون بدم…با خانواده هم در ارتباط بودم و کم کم رفت و امدها شروع شد…بعضی وقتها مامان و بابارو دعوت میکردم وچند روز خونه ام میموندند..دو سال از طلاقم گذشته بود و به این نوع زندگی عادت کرده بودم.تا اینکه یه روز وقتی خونه ی خواهر بزرگم شام دور هم بودیم ،خواهرم منو کشید توی اتاق و گفت:الی..یه حرفی بزنم ناراحت نمیشی؟گفتم:چه حرفی؟بگوببینم،تاکید وار گفت:ناراحت نشی هااا..خواهرم با من من اما لب خندون گفت:یه خواستگار داری…متعجب نگاه کردم و گفتم:خواستگار..!گفت:اررره،گفتم:یعنی چی منو دیده و پسندیده؟گفت:نه نه.،هنوز که تورو ندیده..وقتی بیاد خواستگاری میبینه…..
ادامه..
░⃟
https://eitaa.com/khanehcakeyasnaa
12.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زندگی وقتی آسونتر میشه که دیگه باهاش نجنگیم.
بارون میباره؛ چه غر بزنیم، چه غر نزنیم.
ترافیک هست؛ چه حرص بخوریم، چه نخوریم.
آدما همونطور که دلشون میخواد رفتار میکنن؛ چه ما نگران باشیم، چه نباشیم.
روی چیزایی تمرکز کنیم که میتونیم تغییرشون بدیم،
و اون چیزایی که از دستمون خارجه، رها کنیم🍃
https://eitaa.com/khanehcakeyasnaa
شگفتی زندگی اینه که برای هر کسی، آدم متفاوتی هستی.
برای بعضیها ساکتی، برای بعضیهای دیگه پرحرف.
یه عده تو رو به خاطر مهربونیهات به یاد میارن، یه عده به خاطر رفتنت.
توی داستان یکی آدم بدی هستی و توی داستان یکی دیگه، قهرمان.
تو فقط یک نفر نیستی؛
تو نسخههای متفاوتی از خودتی که در ذهن و نگاه دیگران شکل گرفتی.
پس شاید لازم نباشه تلاش کنی برای همه، آدمِ مورد قبول داستان باشی🍃
صبحتون بخیر و دلتون شاد ❤️🌱
https://eitaa.com/khanehcakeyasnaa
10.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو تکرار نخواهی شد
قدر لحظه هایت را بدان
https://eitaa.com/khanehcakeyasnaa
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حال و هوای پاییز 😂
https://eitaa.com/khanehcakeyasnaa