هدایت شده از هیامـ🇵🇸ــ
چقد عجیبه که دلمون تنگ میشه برای تار به تار موهایی که لمس نکردیم ، عطری که استشمام نکردیم، دستایی که نگرفتیم ، خیابون گردیی که انجام ندادیم، لذت دیدن غذاخوردنی که ندیدیم ، لمسی که انجام ندادیم.
ما واقعا آدمای عجیبی هستیم.
#آبیِ_تلخِ_من
-آیــ𓂆ـه-
واقعاً و جداً دوست دارم منطق کسایی که به پزشکیان رأی دادن رو بدونم.
آخه آدم حسابی، این آدم تو مناظرات اصلا جملاتش فعل نداشت؛
چطور متوجه شدی که آدمِ اصلحی برای ریاست جمهوریه؟
یه سری آدما یهو میان تو زندگیات و خیلی خیلی با حرفاشون قشنگترش میکنن؛
انگار کلی کلی از اون گلبرگهای گل نرگس میریزن تو سر زندگیات و یه عطرِ ملیح میپاشن تو فضای احساست.
تو این دنیایِ گریز از احساسات، خیلی عجیب مهربونن؛
تولدت مبارک گلنرگس.🤍
امیدوارم هیچوقت مهربونی و روحیهی لطیفت بهت آسیب نرسونه :)))
هدایت شده از -آیــ𓂆ـه-
راستشُ بخوای اوس کریم ، من اصن جز نیگا کردن به لبخندِ مامانم که نمیدونستم عشق چیه . اصن میدونی ، تا نیگا مامانم میکردم ، همچین کیلو کیلو قند و نبات تو دلم آب میشد که نزدیک بود قلبمُ آب ببره ..
تا وقتی که چشمم به لبخند هایِ [اون] نیفتاده بود ، ماجرا همین بود و بس .
بذار نگم از اون روزی که گل لبخندش بین سفیدیِ چهرهاش شکوفه زد و من اصن .. آخ اوس کریم ، دلمونُ بدجور باختیم ..
دیگه از اون به بعد هر وقت خندهی مامانمُ میبینم ، دلم برای لبخندایِ [حضرتِ دلبر] تنگ میشه . اصن قلب واسه چیمون بود اوستا ؟ ما که داشتیم با خندههای مامانمون زندگی میکردیم دیگه ..