نشریات-علمی-پژوهشی-حوزوی-اسفند1403.pdf
حجم:
1.5M
🌿 مجلات دارای رتبه الف و ب حوزه
▫️منبع: سایت معاونت پژوهش حوزه
🆔https://eitaa.com/khansari53/934
📘 یاس در آتش – آیتالله جعفر سبحانی
موضوع: بررسی تاریخی شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) با تکیه بر اسناد معتبر اهل سنت.
نویسنده با استناد به منابع تاریخی غیرشیعی نشان میدهد که واقعهی «هجوم به خانه فاطمه (س)» در متون اهل سنت نیز گزارش شده است.
🔹 ساختار کتاب:
1️⃣ مقدمه درباره اهمیت موضوع
2️⃣ بررسی گزارشهای تاریخی اهل سنت
3️⃣ تحلیل سندی و تاریخی وقایع
4️⃣ نتیجهگیری و ضمایم
🔹 ویژگیها:
تکیه بر منابع اهل سنت، نه فقط منابع شیعی
نگارش کوتاه و روشن (حدود ۱۲۰ صفحه)
ارائه اسناد و نقل قولها بهصورت مستند
🔹 نکات:
✅ تمرکز پژوهشی بر منابع مشترک
✅ استدلال منطقی و آرام
✅ قابل فهم برای عموم
🔹 جمعبندی:
«یاس در آتش» کتابی خواندنی برای آشنایی با اسناد تاریخیِ شهادت حضرت زهرا (س) از نگاه اهل سنت است؛ مقدمهای خوب برای مطالعات تخصصیتر در تاریخ صدر اسلام.
@
1_15371785783.pdf
حجم:
535.2K
انتشارات موسسه امام صادق ع
الحجة الغراء علی شهاده الزهراء سلام الله علیها
تالیف الشیخ جعفر السبحاني
109 صفحه _رقعی
🆔https://eitaa.com/khansari53/936
اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُکَ"
🏴شهادت حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها تسلیت باد
ای کشتی شکسته که پهلو گرفتهای
بر گو چرا تو دست به پهلو گرفتهای
گل را خدا برای سرور آفریده است
ای گل چرا به غصه و غم خو گرفتهای
🆔https://eitaa.com/khansari53/937
🔹شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها به نقل وقایع الأیّام محدث قمی
در این روز، سنه 11، موافق روایت طبرى از حضرت صادق (ع) و بنا به قول شیخین و سید و کفعمى و بهایى و غیره وفات حضرت فاطمه علیها السلام واقع شده پس باید در این روز، شیعیان به مراسم تعزیت آن حضرت قیام نمایند و زیارت آن مظلومه و نفرین بر ظالمان و غاصبان حق او کنند.
بدانکه در روز وفات حضرت زهرا اختلاف بسیار است و اظهر نزد احقر، آن است که بقاى آن مظلومه بعد از پدر بزرگوارش ، نود و پنج روز بوده و در این روز وفات کرده و از براى هفتاد و پنج ، وجهى توان ذکر کرد که جاى ذکرش نیست ، لکن خوب است عمل شود به هر دو روایت در عزاى آن مظلومه و اقامه مصیبت .
به هر حال ،بعد از پدر بزرگوار خود، در دنیا چندان مکث نکرد و پیوسته نالان و گریان بود به حدی که او را یکى از بکاؤو ن خمس شمردند و اهل مدینه ازکثرت گریه او شکایت کردند و در این مدت قلیل آنقدر اذیت و درد کشید که خدا داند و اگر کسى تأمل کند در این کلمات که امیر المؤ منین علیه السلام بعد از دفن او با قبر پیغمبر خطاب کرده ، می داند که چه مقدار بوده صدمات آن مظلومه ، چه به سندهاى معتبر وارد شده که چون امیر المؤ منین (ع) از دفن فاطمه فارغ شده ، حزن و اندوه آن حضرت هیجان کرد، آب دیده هاى مبارکش بر روى انورش جارى شد و رو به قبر حضرت رسالت (ص) گردانید و بر آن حضرت سلام کرد از جانب خود و فاطمه و بعض دردهاى دل خود را ذکر کرد، تا آنکه عرض کرد: امانت خود را بخود برگردانیدى و گروگان خود را از من باز گرفتى .
چه بسیار قبیح است آسمان سبز و زمین گرد آلود در نظر من. یارسول الله ! اندوه من به در نخواهد رفت تا آنکه حق تعال از براى من اختیار کند آن خانه را که اکنون تو در آنجا مقیمى .در دلم جراحتى است چرگ آورنده و در سینه ام اندوهى است از جا به در آورنده ، چه بسیار زود جدایى افتاد میان ما و به سوى خدا شکایت میکنم حال خود را.
و بزودى خبر خواهد داد تو را دختر تو به معاونت و یارى کردن امت تو یکدیگر را بر غصب حق من و ظلم کردن در حق او، پس از او بپرس احوال را، چه بسیار غمها در سینه او بر روی هم نشسته بود که به کسى اظهار نمى توانست کرد و به زودى همه را بتو خواهد گفت و خدا از براى او حکم خواهد کرد و او بهترین حکم کنندگان است .
🆔https://eitaa.com/khansari53/938
🔹ناراحتی شدید رسول اکرم صلی الله علیه و آله از مصائب حضرت فاطمه هنگام وفات به نقل وقایع الأیّام محدث قمی
شیخ طوسى از ابن عباس روایت کرده است که چون هنگام وفات حضرت رسول(ص) شد، آنقدر گریست که آب دیده اش به محاسن مبارکش جارى شد.
گفتند: یارسول الله ! سبب گریه شما چیست ؟ فرمود: گریه میکنم براى فرزندان خود و آنچه نسبت به ایشان خواهند کرد بدان امت من بعد از من. گویا مى بینم فاطمه دختر خود را بر او ستم کرده باشند بعد ازمن واو ندا کند که (یا ابتاه یا ابتاه) واحدى از امت من او را اعانت نکند.
فاطمه (ع) چون این سخن را شنید، گریست. حضرت فرمود: گریه مکن اى دختر! فاطمه گفت : گریه نمیکنم براى آنچه بعد از تو بامن خواهند کرد ولکن میگرم از مفارقت تو یارسول الله !
حضرت فرمود: که بشارت باد تو را اى دختر که زود به من ملحق خواهى شد و تو اول کسى خواهى بود که از اهل بیت ، به من ملحق می شود.
🆔https://eitaa.com/khansari53/939
اثر فرهیخته ارجمند دکتر سید مهدی میرصانعی خوانساری
🆔https://eitaa.com/khansari53/941
🔹وصایا و آخرین لحظات حیات حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به نقل محدث قمی
🔹در (روضة الواعظین) و غیره ، روایت است که حضرت فاطمه را مرض شدیدى عارض شد و تا چهل روز ممتد شد، چون دانست موت خود را (ام ایمن) و (اسماء بنت عمیس) و حضرت امیر المؤ منین را حاضر ساخت و گفت : اى پسر عم ! از آسمان خبر فوت من ، به من رسید و من در جناح سفر آخرتم ، تو را وصیت مى کنم به چیزى که در خاطر دارم حضرت فرمود: آنچه خواهى وصیت کن اى دختر رسول خدا! پس بر بالین آن حضرت نشست و هر که در آن خانه بود، بیرون کردند، پس فرمود: که اى پسر عم ! هرگز مرا دروغگو و خاین نیافتى و از روزى که با من معاشرت کرده اى مخالفت تو نکرده ام. حضرت فرمود: معاذالله ، تو داناترى به خدا و نیکوکارتر و پرهیزکارتر و کریم تر و از خداترسان ترى از آنکه تو را سرزنش کنم به مخالفت خود و بر من بسیار گران است مفارقت تو ولکن مرگ امری است که چاره ای از آن نیست. به خدا سوگند که تازه کردى بر من ، مصیبت رسول خدا را و عظیم شد وفات تو بر من ، پس میگویم : انالله و انا الیه راجعون
براى مصیبتى که چه بسیار درد آورنده است مرا و چه بسیار سوزنده و به حزن آورنده است مرا .به خدا سوگند که این مصیبتى است که تسلى دهنده ندارد و رزیه اى است که هیچ چیز عوض آن ، نمى تواند شد.
پس ساعتى هر دو گریستند، پس امیر المؤ منین سرفاطمه را ساعتى به دامن گرفت و به سینه خود چسبانید و فرمود: هر چه مى خواهى وصیت بکن که آنچه فرمایى به عمل میاورم و امر تو را بر امر خود اختیار میکنم ، پس فاطمه گفت : خدا جز اى خیر دهد تو را اى پسر عم رسول خدا! وصیت مى کنم تو را اول که بعد از من امامه را به عقد خود در آورى ، زیرا که مردان را چاره اى از زن گرفتن نیست او براى فرزندان من ، مثل من است ، پس گفت :
که براى من نعشى قرار ده ، زیرا که ملائکه را دیدم که صورت نعش براى من ساختند.
حضرت فرمود: وصف آن را براى من بیان کن ، پس وصف آن را بیان کرد. حضرت براى او درست کرد و اول نعشى که در زمین ساختند، آن بود . پس گفت که باز وصیت مى کنم تو را که نگذارى بر جنازه من حاضر شوند یکى از آنانیکه بر من ستم کردند و حق مرا گرفتند، چه ایشان دشمن من و دشمن رسول خدایند و نگذارى که احدى از ایشان و اتباع ایشان بر من نماز کنند و مرا در شب دفن کن در وقتیکه دیده ها در خواب باشد."3"
در (کشف الغمه) و غیره روایت کرده اند که چون وفات حضرت فاطمه علیه السلام نزدیک شد، اسماء بنت عمیس را فرمود که آبى بیاور که من وضو بسازم ، پس وضو ساخت و بروایتى غسل کرد، نیکوترین غسلها و بوى خوش طلبید و خود را خوشبو گردانید و جامه هاى نو طلبید و پوشید و فرمود:اى اسماء! جبرئیل در وقت وفات پدرم چهل درهم کافور آورد از بهشت ، پدرم آن را سه قسمت کرد یک حصه را براى خود گذاشت و یکى از براى من و یکى از براى على ، آن کافور را بیاور که مرا بان حنوط کنند، چون کافور را آورد، فرمود: نزدیک سر من بگذار، پس پاى خود را رو به قبله کد و خوابید و جامه بر روى خود پوشید و فرمود: اى اسماء! ساعتى صبرکن ، بعد از آن مرا بخوان اگر جواب نگویم على را طلب کن و بدانکه من به پدر خود ملحق گردیده ام .
اسماء ساعتى انتظار کشید بعد از آن آن حضرت را ندا کرد صدایى نشنید، پس گفت : اى دختر مصطفى اى دختر بهترین فرزندان آدم ! ای دختر بهترین کسیکه روى زمین راه رفته است اى دختر آنکسى که در شب معراج به مرتبه قاب قوسین اوادنى رسیده است ! چون جواب نشنید جامه را از روى مبارکش برداشت دید که مرغ روحش به ریاض جنت پرواز کرده است ، پس بر روى آن حضرت افتاد و آن حضرت را می بوسید و می گفت : چون به خدمت حضرت رسول برسى ، سلام اسماء بنت عمیس را به آن حضرت برسان.
در این حال حسنین از در در آمدند و گفتند: اى اسماء! مادر ما، در این وقت چرا به خواب رفته است ؟ اسماء گفت : مادر شما بخواب نرفته ولیکن برحمت رب الارباب واصل گردیده است ، پس حضرت امام حسن خود را بر روى مادر افکند و روى انورش را می بوسید و می گفت : ای مادر بامن سخن بگو، پیش از آنکه روحم از جسد مفارقت کند و حضرت امام حسین بر پایش افتاد و می بوسید آن را و می گفت : ای مادر بزرگوار! منم ، فرزند تو حسین ، بامن سخن بگو پیش از آنکه دلم شکافته شود و از دنیا مفارقت کنم .
پس اسماء گفت : اى دو جگر گوشه رسول خدا! بروید و پدر بزگوار خود را خبر کنید و وفات مادر خود را به او برسانید، پس ایشان بیرون رفتند چون به نزدیک مسجد رسیدند، صدا به گریه بلند کردند، پس صحابه به استقبال ایشان دو یدند، گفتند سبب گریه شما چیست ! ای فرزندان رسول خدا! حق تعالى هرگز دیده شما را گریان نگرداند مگر جاى جد خود را خالى دیده اید و گریان شده اید از شوق ملاقات او.
گفتند: مادر ما از دنیا مفارقت کرد چون حضرت امیر، این خبر وحشت اثر را شنید بر رو در آمد و فرمود: بعد از تو خود را به که تسلى دهم.
🆔https://eitaa.com/khansari53/942
16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#فیلم
🔻دسته عزاداری فاطمیه علمای مشهدمقدس سال ۱۳۸۴ از بیت مرحوم آیت الله حاج میرزا علی فلسفی به سمت حرم مطهر رضوی
🔹با حضور مرحوم آیت الله فلسفی و جمعی دیگر از علما و اساتید و عموم طلاب و مردم مشهد
🆔https://eitaa.com/khansari53/944
آیة الله شهیدیلزوم تقويت عقائد.mp3
زمان:
حجم:
10.4M
ردیهای بر انحرافات مستحدثه...
🔻 استاد محقق آیةالله شهيدى در ابتداى درس خارج اصول ١٤٠٤/٩/٨:
✔️ 1:12 ضرورت فحص از اصول مهمهی دین (مانند وجود خدا یا نبوت و امامت) بداهت عقلی دارد.
✔️ 1:36 آنکس که بگوید "من در امام زمان عج شک دارم ولی تحقیق نمیکنم چون برای من مهم نیست." هم خلاف حکم واضح عقل و هم ضرورت شرع است.
✔️ 2:28 جهالت خود را منتشر نکنید.
✔️ 3:29 خودش مقر است که شیعه نیست.
✔️ 3:37 اظهار تأسف از برخى بيانيههای حوزوی
✔️ 4:09 إنکار روایات متواتره و أحکام قرآنیه
✔️ 4:38 اهانت به فقه و فقهاء
✔️ 5:56 بی اطلاعی از فقه
✔️ 7:33 وضعیت رو به أفول حوزه
✔️ 10:02 ضرورت تهذيب نفس
✔️ 10:41 ضرورت تقويتِ عقائد از راهِ استدلالات علميه
✔️ 13:16 دين خدا و عقائد مردم، بازيچه نیست. قدری آخرت باور باشیم.
🆔https://eitaa.com/khansari53/945
💠 شجاعت آیتالله مدرس
[به مناسبت دهم آذر سالروز شهادت آیت الله سید حسن مدرّس (م1316ه.ش)]
از بیانات حضرت آیتالله شبیری زنجانی «مد ظلّه»:
«مدرّس را خودم درک نکردم، از مرحوم والد شنیدم ایشان میفرمود: مرحوم مدرّس مجلس رفته بود و صحبت میکرد. شعر معروفی راجع به مردههاست که میگوید:
آنان که به صد زبان سخن میگفتند
آیا چه شنیدند که خاموش شدند؟
مدرّس راجع به مخالفینش که خیلی نطّاقی میکردند و قبلاً همراه مدرس بودند ولی بعداً برگشتند، میگفت: «آنان که به صد زبان سخن میگفتند، آیا چه شنیدند، چه دیدند، چه گرفتند، چه خوردند که خاموش شدند؟!».
❖ــــــــــــــ❖
حاج میرزا فخرالدین جزایری نقل میکرد، میگفت که: تشک و مانند آن زیر خودش نمیانداخت. عمامهاش را روی متکا میگذاشت و روی زمین میخوابید و عبای خودش را روی خودش میکشید و آن هم لحافش بود.
میگفت: این شخص باید زندان ببیند. اگر قرار بشود که روی تشک و امثال اینها بخوابد، نمیتواند زندان را تحمّل کند!
❖ــــــــــــــ❖
معروف است که رضاخان گفته بود که: از من چه میخواهی؟
مدرس گفته بود که: میخواهم که تو نباشی!
📚جرعه ای از دریا، ج1، ص546 و547
🆔https://eitaa.com/khansari53/946