خوبم ولی به مرحمت بیوفاییات!
زل میزنم به سایهی فنجان چاییات
دل میتپد برای تو وقتی ندارمت
دلتنگم ای رفیق، امان از جداییات
بیاختیار سمت صدای تو میدود
گوشی که خو گرفته به نغمهسراییات
دیشب تو را درون غزلها گریستم
در جستجوی عطر خوش آشناییات
با قلب من بگو که نشسته در انتظار
کی میرسد زمان خوش دلرباییات؟
حس میکنم که بی سبب از من بریدهای
میسوزم از شرارهی بیاعتناییات
حالم بد است، پشت سرت آه میکشم
اشکم چکید بر غزل بیوفاییات
همه امید ها بر باد رفته
+چشمهایت اولین و آخرین شادمانیهای مناند...♥️
فرزند زنی دیگر:
چشمان مردی را خواهند داشت که من اقیانوس ها برایش اشک ریختم:)
دل مو چی پرچم ایران سی تو سه رنگه
هم خراب هم پر زخین هم سیت به تنگه
❤️🍃
هیچ چشمی لایق دیدار گیسوی ِتو نیست ،
من محمد خانام و این شهر کرمان من است .
صبح بخیرهای تو
پیام عاشقانه ای است
که عشق را پیوند میزند
به لبهای من…
امروزتان پر از عاشقانه های یهویی☺️
نوش دارویی عزیزم باز بیمارت منم
زخم دارم بر تنم محتاج دیدارت منم
من به عشقت،از همه دنیا بریدم با وفا
فاش می گویم که هرشب عاشق زارت منم
"میم"جانم مثل مرفینی و تسکین می دهی
هر کجا باشی و باشم باز هم یارت منم
قصه یِ سهراب هر شب می شود تکرار تا
مثل رستم باز باشی...بر زمین خوارت منم
جان به قربانت کنم جان در رهت هم هیچ نیست
کاش می گفتی تو امشب این که دلدارت منم