eitaa logo
ختم و چله
1.4هزار دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
1.7هزار ویدیو
25 فایل
ایدی مدیر👈 🆔 @Baghani ایدی کانال👈 🆔 @khatm_chele لینک پیام ناشناس به مدیر کانال👇👇 https://harfeto.timefriend.net/17013351538880
مشاهده در ایتا
دانلود
مداحی آنلاین - اذن دخول حرم تو یا زینبه - محمود کریمی.mp3
6.34M
🌸 (س) 💐اذن دخول حرم تو یا زینب 💐دست عطا و کرم تو با زینب 🎤 ⚫️کانال 👇👇 🆔 @khatm_chele
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
ختم و چله
چهل حدیث تا تولد امام رضا( ع) ✨زکّی✨ 7⃣1⃣.قال الرضا علیه السلام: «السَّفِلَةُ مَنْ کَانَ
چهل حدیث تا تولد امام رضا(ع) ✨صدیق✨ 9⃣1⃣ .قال الرضا علیه السلام: «اَلْمُؤْمِنُ اِذَا غَضِبَ لَمْ یُخْرِجْهُ غَضَبُهُ مِنْ حَقٍّ» مؤمن هر گاه خشمگین شود، خشمش او را از مسیر حق منحرف نمی سازد. بحار الانوار/ج۷۵/ص۳۵۲ 🌺🌺🌺 0⃣2⃣ .قال الرضا علیه السلام: « اصْحَبِ السُّلْطَانَ بِالْحَذَرِ وَ الصَّدِیقَ بِالتَّوَاضُعِ وَ الْعَدُوَّ بِالتَّحَرُّزِ وَ الْعَامَّةَ بِالْبِشْرِ » در برابر قدرتمندان محتاط، در برابر دوستان فروتن، در برابر دشمنان مراقب و در برابر مردمان گشاده رو باش. بحارالأنوار/ج۷۱/ص۱۶۷ 🌺🌺🌺 ۱۱روز تا تولد ⚫️کانال 👇👇 🆔 @khatm_chele
✍️ 💠 وسعت سرسبز باغ در گرمای دلچسب غروب، تماشاخانه‌ای بود که هر چشمی را نوازش می‌داد. خورشید پس از یک روز آتش‌بازی در این روزهای گرم آخر ، رخساره در بستر آسمان کشیده و خستگی یک روز بلند بهاری را خمیازه می‌کشید. دست خودم نبود که این روزها در قاب این صحنه سِحرانگیز، تنها صورت زیبای او را می‌دیدم! حتی بادی که از میان برگ سبز درختان و شاخه های نخل ها رد می‌شد، عطر او را در هوا رها می‌کرد و همین عطر، هر غروب دلتنگم می‌کرد! 💠 دلتنگ لحن گرمش، نگاه عاشقش، صدای مهربان و خنده های شیرینش! چقدر این لحظات تنگ غروب سخت می‌گذشت تا شب شود و او برگردد و انگار همین باد، نغمه دلتنگی‌ام را به گوشش رسانده بود که زنگ موبایلم به صدا درآمد. همانطور که روی حصیر کف ایوان نشسته بودم، دست دراز کردم و گوشی را از گوشه حصیر برداشتم. بعد از یک دنیا عاشقی، دیگر می‌دانستم اوست که خانه قلبم را دقّ‌الباب می‌کند و بی‌آنکه شماره را ببینم، دلبرانه پاسخ دادم :«بله؟» 💠 با نگاهم همچنان در پهنه سبز و زیبای باغ می‌چرخیدم و در برابر چشمانم، چشمانش را تجسم می‌کردم تا پاسخم را بدهد که صدایی خشن، خماری عشق را از سرم پراند :«الو...» هر آنچه در خانه خیالم ساخته بودم، شکست. نگاهم به نقطه‌ای خیره ماند، خودم را جمع کردم و این بار با صدایی محکم پرسیدم :«بله؟» 💠 تا فرصتی که بخواهد پاسخ بدهد، به سرعت گوشی را از کنار صورتم پایین آورده و شماره را چک کردم، ناشناس بود. دوباره گوشی را کنار گوشم بردم و شنیدم با همان صدای زمخت و لحن خشن تکرار می‌کند :«الو... الو...» از حالت تهاجمی صدایش، کمی ترسیدم و خواستم پاسخی بدهم که خودش با عصبانیت پرسید :«منو می‌شناسی؟؟؟» 💠 ذهنم را متمرکز کردم، اما واقعاً صدایش برایم آشنا نبود که مردّد پاسخ دادم :«نه!» و او بلافاصه و با صدایی بلندتر پرسید :«مگه تو نرجس نیستی؟؟؟» از اینکه اسمم را می‌دانست، حدس زدم از آشنایان است اما چرا انقدر عصبانی بود که دوباره با حالتی معصومانه پاسخ دادم :«بله، من نرجسم، اما شما رو نمی شناسم!» که صدایش از آسمان خراش خشونت به زیر آمد و با خنده‌ای نمکین نجوا کرد :«ولی من که تو رو خیلی خوب می‌شناسم عزیزم!» و دوباره همان خنده‌های شیرینش گوشم را پُر کرد. 💠 دوباره مثل روزهای اول مَحرم شدن‌مان دلم لرزید که او در لرزاندن دل من به‌شدت مهارت داشت. چشمانم را نمی‌دید، اما از همین پشت تلفن برایش پشت چشم نازک کردم و با لحنی غرق ناز پاسخ دادم :«از همون اول که گوشی زنگ خورد، فهمیدم تویی!» با شیطنت به میان حرفم آمد و گفت :«اما بعد گول خوردی!» و فرصت نداد از رکب که خورده بودم دفاع کنم و دوباره با خنده سر به سرم گذاشت :«من همیشه تو رو گول می‌زنم! همون روز اولم گولت زدم که عاشقم شدی!» و همین حال و هوای عاشقی‌مان در گرمای ، مثل شربت بود؛ شیرین و خنک! 💠 خبر داد سر کوچه رسیده و تا لحظاتی دیگر به خانه می آید که با دستپاچگی گوشی را قطع کردم تا برای دیدارش مهیا شوم. از همان روی ایوان وارد اتاق شدم و او دست‌بردار نبود که دوباره پیامگیر گوشی به صدا درآمد. در لحظات نزدیک مغرب نور چندانی به داخل نمی تابید و در همان تاریکی، قفل گوشی را باز کردم که دیدم باز هم شماره غریبه است. 💠 دیگر فریب شیطنتش را نمی‌خوردم که با خنده‌ای که صورتم را پُر کرده بود پیامش را باز کردم و دیدم نوشته است :«من هنوز دوستت دارم، فقط کافیه بهم بگی تو هم دوستم داری! اونوقت اگه عمو و پسرعموت تو آسمونا هم قایمت کنن، میام و با خودم می‌برمت! ـ عَدنان ـ » برای لحظاتی احساس کردم در خلائی در حال خفگی هستم که حالا من شوهر داشتم و نمی‌دانستم عدنان از جانم چه می خواهد؟... ✍️نویسنده: ⚫️کانال 👇👇 🆔 @khatm_chele
AUD-20200618-WA0024.mp3
7.64M
کتاب صوتی قسمت 1 ⚫️کانال 👇👇 🆔 @khatm_chele
✍دوستان من!اگر می خواهید در خواندن خودتان،یک پله هم بروید و می خواهید نماز هایتان بهتر شود،گاهی بخوانید. ✅چون نافله و نماز شب خیلی به نماز روز کمک می کند و آن را جبران می کند. نماز شب قدرت بالایی به انسان می دهد و گناهان ما را پاک می کند. اینکه انسان برای نماز شب بلند شود،و تنهایی در خانه پروردگارش برود،خیلی قشنگ و است. 🔴شرکت در طرح نماز شب👇👇 https://eitaa.com/khatm_chele/1790 ⚫️کانال 👇👇 🆔 @khatm_chele
آیت الله :🌺 اصلا پیغمبر "ص" با همین شب زنده داری و سحر خیزی و انس با شب ، معرفت الهی می گرفتند . بلی ، آن لحظه های خاص و آن رحمت الهی ... در سحر ! سحر ، سحر ! 🔴شرکت در طرح نماز شب👇👇 https://eitaa.com/khatm_chele/1790 ⚫️کانال 👇👇 🆔 @khatm_chele
💠 از علیه السلام از وقت نماز شب سوال شد پس فرمودند : 💌همانا نماز شب، در آخر شب با فضیلت تر از اول شب است و آن وقت اجابت دعا هاست و نماز در آن موقع ، هدیه ی مومن به پروردگارش است ، پس نیکو کنید هدیه های خودتان را برای پروردگارتان ، تا خدای تعالی نیز جایزه های شما را نیکو نماید. 📚ارشاد القلوب ،ج1،ص 92 🔴شرکت در طرح نماز شب👇👇 https://eitaa.com/khatm_chele/1790 ⚫️کانال 👇👇 🆔 @khatm_chele
🔸 نماز شب بخوان! که با نماز شب خواندن 🔺 هم صورتت نيكو می شود، 🔻 هم خُلقت نيكو می شود، 🔺 هم بوی خوب پيدا می كنی، 🔻 هم رزقت زياد می شود، 🔺 هم دُيُون و قرض های شما ادا می شود، 🔻 هم غصه های شما برطرف می شود، 🔺 هم چشم شما باز می شود و جلا پيدا می كند. اينها همه نتيجه نماز شب خواندن است. 🔴شرکت در طرح نماز شب👇👇 https://eitaa.com/khatm_chele/1790 ⚫️کانال 👇👇 🆔 @khatm_chele
ختم و چله
#طرح_ده_شب_باخدا 8⃣1⃣ شما باید در این بازه ده روزه از تاریخ. 1399/4/6 جمعه تا تاریخ. 1399/4/15 یک
طرح ده شب با خدا 18(نماز شب ) این طرح تمام بشه تا ماه محرم دیگه طرح نماز شب نداریم