eitaa logo
ترحیم خوانی مجمع الذاکرین
18.6هزار دنبال‌کننده
466 عکس
199 ویدیو
29 فایل
پندیات/اشعارترحیم وروضه ازابتداتاانتهای مجلس ختم مادحین گرامی برای ارسال صوت مجالس خوددرکانال به این آیدی ارسال بفرمایید 👇 @khadeemeh110 @khatmkhanimajma #ترحیم_خوانی_مجمع_الذاکرین
مشاهده در ایتا
دانلود
بعد پرپر شدنت ای گل زیبا چه کنم من به داغ تو جوان رفته ز دنیا چه کنم بهر هر درد دواییست مگر داغ جوان من به دردی که بر او نیست مداوا چه کنم نوگلی پرورده بودم خاک از دستم ربود آن‌چنان در بر گرفت انگار در عالم نبود سال ها زحمت کشیدم تا گلم پرورده شد ناگهان پیک اجل آن غنچه را از من ربود ✍️؟؟؟
خانه ام یک روز بابا بود و نیست بـاعث دلگرمیِ مـا بود و نیست چون درخت سبزطوبی بودونیست سایهٔ لطفش همه جا بودونیست حیف شد که عکس بابا قاب شد رفت و دیگر زین جهان نایاب شد پدر آیینه ی خـوش اقبالی است در چنین روزی کـه روز عالی است حیف شدجای پدرجان خالی است درد بـی پـدری بـد مـلالی است هر کـه در عـالم پـدر از دست داد او دل آرامی قدر از دست داد مـن چـه گـویم از کمالات پدر؟ هم غرورم بوده و هم تاج سر در دل دریـای غیرت چـون گهر مـی رود از خـاطرم یـادش مگر؟ یادونامش تا قیامت ماندنی است دفتر مردانگی اش خواندنی است آنکه نامش جـاودانه مانده است گل یادش پـر جـوانه مانده است شورعشقش درزمانه مانده است دردهجرش روی شانه مانده است او پـدر بـود و پـدر بـود و پـدر رفتنش بـر جـان و بـر دل زد شرر گر چه عمری در پی یک لقمه نان در تلاش و کـار بوده بی اَمان گر چـه سَرو قد او گشته کمان لیک در سیرت پدر بوده جوان تـا کـه باشد گـردش لَیلُ النَّهار نـام بـابـا هست «مداح» ماندگار ✍️
بـاز داغ دیگری بـر دل نشست کشتی صبرم دگر برگِل نشست بـاز داغ دیگری جـانم گرفت مرگ ،جانِ نور چشمانم گرفت من که عمری غم مکرر دیده ام بــاز هم داغ بـرادر دیـده ام آنکه آمد پاک الهی پاک رفت نـازنین دیگری در خـاک رفت داغ جـانسـوز بــرادر آه آه مـی کند از غم بـرادر را تباه می کند از غصه خواهر را تباه آنکه دل به مِهر اودل بست رفت نازنین برادرم از دست رفت بعد خـواهر، بعد پـدر، مادرم آتشــم زد داغ ایـن بــرادرم گرچه زین غمها بنالم روز و شب زین مصیبت گرشوم درتاب وتب لیک داغ مـن کجا زینب کجا آنکه جانش آمده بر لب کجا؟ دل بسوز از داغ شاه عالمین نیست داغی بدتر از داغ حسین هم زمین در ماتم او سینه زد آسمان هم از غم او سینه زد خواهرش درمانده شد در کربلا بــر سـرش بــارید بــاران بـلا تـا کـه دیدند کودکان آشفته اند تسلیت بـا تــازیـانه گفتـه اند سینه ی «مـداح» از داغ حسین لاله باران است چون باغ حسین ✍️
گل عشق از صفای مادران است ره غم رد پای مادران است کف پایش ببوس و حرمتش دار که جنت زیر پای مادران است رسی از دامن مادر به معراج که آنهم از دعای مادران است نبی فرمود بنما احترامش رضای حق رضای مادران است ندارد کس وفایش را در عالم وفاداری وفای مادران است شود شمع وجودش زار و بی جان جهان پر از سخای مادران است به گوش خلق عالم تا قیامت خوش و شیرین صدای مادران است سراپای وجودش عشق فرزند محبت در نوای مادران است گل گلزار باغ آفرینش وجود آشنای مادران است "مبشر " بس سراید مدح مادر که جنت زیر پای مادران است ✍️
بیاچون سایه ای بالای سر باش بیا تلخی دوران را شکر باش بیا ای تکیه گاهم چون همیشه برای من تو مهربان پدر باش ┄┄┅┅┅❅💚❅┅┅┅┄┄ دلـم تنگ تـو بـاشد مهـربانم ببـارد غـم ز ابـر دیـدگـانم پدر، روز پدر شـد جای تبریک سر قبر تو فـاتحه بخوانم ┄┄┅┅┅❅💚❅┅┅┅┄┄ تو که تا رفته ای از این حوالی نصیبم شدغم و افسرده حالی در ایـن ایـام فرخنده ، دریغـا پدر خیلی بُـوَد جـای تـو خالی ┄┄┅┅┅❅💚❅┅┅┅┄┄ توکه رفتی دگر بشکسته بالم پـر از دلتنـگی و درد و مـلالـم خبر داری چه آمد بـر سر من نمی پرسی چـرا دیگر ز حـالم ✍️
عاقبت هیچ نماند ز جمال من و تو نبُوَد هیچ نشان اَز خَط و خال من و تو خوب و بَد میگذَرَد با هَمهٔ سَختی ها «خوب و بَد میگذرد وای بحال من وتو » خورده گَر تیر اَجَل بَر پَر و بال دگَری میخورد روز دگر بَر«پَر و بال من و تو» نشود منصب شاهانه جلوگیر اَجَل گَر که باشد دو جهان یکسَره مال من وتو «عاقبت خاک گِل کوزه گران خواهی شد» نَبُود هیچ اَثَر اَز خَط و خال من و تو این همه مال و منالی که فراهم کردیم میشود آخَر این کار وَبال مَن و تو طالحان را نَبُوَد سود در این دورَهٔ عُمر زاد تَقواست فَقَط شَرط کمال من وتو گفتهٔ خلق ملاک عمل انسان نیست آنچه فَرموده خدا گشته حَلال مَن وتو پیش اَزآنکه اَجَل آیَد به سُراغت بَرخیز تا بکی بَر سَر دنیاست جدال من و تو تیغ صَیاّد اَجَل بَر رَگ تَقدیر خورَد می نشیند به گلوگاه غَزال مَن و تو نَشوی کام روا گَرچه سلیمان رَهی میشود خاتمه این جاه وجلال من وتو ✍️
عاقبت هیچ نماند ز جمال من و تو نبُوَد هیچ نشان اَز خَط و خال من و تو خوب و بَد میگذَرَد با هَمهٔ سَختی ها «خوب و بَد میگذرد وای بحال من وتو » خورده گَر تیر اَجَل بَر پَر و بال دگَری میخورد روز دگر بَر«پَر و بال من و تو» نشود منصب شاهانه جلوگیر اَجَل گَر که باشد دو جهان یکسَره مال من وتو «عاقبت خاک گِل کوزه گران خواهی شد» نَبُود هیچ اَثَر اَز خَط و خال من و تو این همه مال و منالی که فراهم کردیم میشود آخَر این کار وَبال مَن و تو طالحان را نَبُوَد سود در این دورَهٔ عُمر زاد تَقواست فَقَط شَرط کمال من وتو گفتهٔ خلق ملاک عمل انسان نیست آنچه فَرموده خدا گشته حَلال مَن وتو پیش اَزآنکه اَجَل آیَد به سُراغت بَرخیز تا بکی بَر سَر دنیاست جدال من و تو تیغ صَیاّد اَجَل بَر رَگ تَقدیر خورَد می نشیند به گلوگاه غَزال مَن و تو نَشوی کام روا گَرچه سلیمان رَهی میشود خاتمه این جاه وجلال من وتو ✍️
مبادا پول شود ،دینت برادر شود اموال ، آئینت برادر درون خود کنی از معصیت تار تمام جلوه ماشینت برادر تو در افکار دنیایی ندانی اجل باشد کمینت ای برادر بسازی کاخ و گر افلاک کشد سر شود بستر زمینت ای برادر خیالت هست که پنهان در گناهی نباشند درکمینت ای برادر ملک دائم بود اندر نظاره یسار و از یمینت ای برادر چه خواهی کرد و فردا در دل گور کسی نیست هم نشینت ای برادر نه کاخ و نه زاموال و نه قدرت نگردد هم قرینت ای برادر چه داری تو زاعمال چونکه باشد رفیق بهترینت ای برادر بیا تا وقت باقیست گیر توشه زعمرِ واپسینت ای برادر بود حب علی وآل احمد امید آخرینت ای برادر بکن کاری( صفا )خود بهر فردا نگردد کس غمینت ای برادر ✍️
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خداوندا ندانم چون بنالم همی دانم شکسته پر وبالم عزیزان داغ پشت داغ دیدم دریغ ،آتش گرفته باغ دیدم الهی هیچ کس اینسان نبیند اَجل گلهای باغش را بچیند چه سازم مرگ یاران درد دارد به دل داغ عزیزان درد دارد سزد زین غم بریزم خاک بر سر که گلهایم شدند یکباره پرپر ز دستم «.................» رفته چه آسوده به زیر خاک خفته خبر دادند «......» نزد خدا رفت دگر از خانه ام لطف وصفارفت خبر آمد چنان آتش به دل زد خبر آمد شرر بر آب و گِل زد قسم دادم خدای عاشقان را مَبَر از خانه یار مهربان را خداوندا مدد فرما که دیگر نبیند خانه ای داغ جوان را ندانم چون کنم هجر پدر را چسان ناله زنم داغ پسر را اگر چه ماتم وهجران سخت است خدایااین چنین فقدان سخت است ✍️
مسلمان باعث رنجیدن افکار کی گردد بشر با یاوه گویی صاحب گفتار کی گردد کسی که در بر داور نکرده خم سر خود را بدان با خواندن تلقین دگر هوشیار کی گردد گنه آلوده را ، گویید ، بپرهیزد از گناه خود گناهت گر فزون گردد دگر هموار کی گردد هر آنکس پیرو خط علی و آل او باشد فدای پست و جاه و درهم و دینار کی گردد بیا تعمیر دل کن ، خانه ی گل را مکن ویران که روز واپسین گل از برایت یار کی گردد هر آنکس گفت مسلمانم مپندارش به دین داری که با تسبیح و سجاده کسی دیندار کی گردد هر آنکس گول زرق و برق دنیا را خورد دیگر ربا و رشوه خواری از برایش عار کی گردد هر آنکس هر چه دارد از پر قنداقه اش دارد اگر آلوده باشد شیر نیکوکار کی گردد بیا تجدید پیمان کن " مبشر " با خدای خویش که خلاق صمد از بنده اش بیزار کی گردد ✍️