کوه را با دست کَندن، بهتر از دل کَندن است
بینِ هر دل کندنی، جان کندنی رخ میدهد!
_ جوادصارمی؛ _
گرم را برعکس کردم، مرگ را دیدم به چشم
یا بکش من را و یا مثل گذشته گرم باش...
_ سیدجوادکاشانی؛ _
نگاهم را که دزدیدم،
دلم صدبار لعنت کرد.
چرا میخواهیش امّا،
انقدر مغرور و خود خواهی؟!
_ خویش؛ _
همین که اسم تو آمد دوباره باران زد
فدای نامِ قشنگت حلال زاده ی من ..
_ ناشناس؛ _