نگاهم را که دزدیدم،
دلم صدبار لعنت کرد.
چرا میخواهیش امّا،
انقدر مغرور و خود خواهی؟!
_ خویش؛ _
همین که اسم تو آمد دوباره باران زد
فدای نامِ قشنگت حلال زاده ی من ..
_ ناشناس؛ _
من نگاه از مردم این شهر میدزدم ولی
آنکه را سیری ندارم از تماشایش تویی..
_ محمدرضااحمدی؛ _
طِبقِ قانونِ وفاداری به پایت سوختم
طِبقِ بند آخرش رفتی سراغ دیگری...!
_ علیصفری؛ _