💠 نگاه اتفاقی به نامحرم
💬 سوال: در اماکن عمومی یا در منزل، انسان چشمش بطور اتفاقی به نامحرم می افتد که حجاب خود را کاملاً رعایت نکرده، حکم اینگونه نگاه ها چیست ؟
✅ پاسخ:
آن چیزی که حرام است نگاه کردن است نه نگاه افتادن - لذا انسان آنچه را که به طور اتفاقی می بیند اشکال ندارد ولی باید بلافاصله نظر را برگرداند تا حکم نگاه کردن پیدا نکند.
📚کتاب احکام روابط زن و مرد ( سید مسعود معصومی )
10.19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰احڪــ🔎ــام نمــ📿ــاز قضــای والــ🧔♂🧕ــدین
📣نکاتی مهم قابل توجه همه افراد ⬇️⬇️
⁉️مقدار رعایت مستحبات در نماز قضای میّت توسط اجیر در چه حدی است؟
⁉️هزینه گرفتن اجیر برای خواندن نماز قضای پدر و مادر بر عهده چه کسی است؟
#ستاد_ترویج_احکام
💠 #استاد_محمدی_شیخشبانی
#احکام_نماز
#نماز_قضای_والدین
━━━━━━━⊰◇⊱━━━━━━━━
💫📗#معرفی_کتاب
💫🌹مجموعه حاضر بر اساس چکیده ای از سری کتابهای چند جلدی نیمه پنهان ماه تولید شده است که به بیان زندگی نامه و خاطرات شهیدان دفاع مقدس از زبان همسرانشان می پردازد .
🥀🤍این مجموعه شامل روایتی از ۷۴ شهید انقلاب و دفاع مقدس از زبان همسرانشان می باشد. از برجسته ترین شهدایی که در این مجموعه روایت شده اند میتوان به شهدای زیر اشاره کرد :
💫🌹شهید مصطفی چمران ،محمد ابراهیم همت ، مهدی زین الدین، حاج حسین خرازی، مهدی باکری، حسن باقری، عبدالحسین برونسی، حاج احمد متوسلیان ، احمد کشوری ، محمود کاوه ، محمد بروجردی ، عباس دوران ، عباس بابایی ، احمد کاظمی ، محمد جهان آرا ، نواب صفوی ، آیت الله بهشتی، علی اندرزگو و ...
خسرو آزاد.mp3
10.55M
💫🌹مجموعه صوتی " نیمه پنهان ماه"
🥀🤍روایتی از زندگی شهدا به زبان #همسران_شهدا
🎙تهیه شده در ایران صدا
7️⃣2️⃣ قسمت بیست و هفتم
💫🌹خاطره شهید خسرو آزاد
#نیمه_پنهان_ماه
#زندگینامه_شهدا
#دفاع_مقدس #انقلاب_اسلامی
💫🌹آذر 60 / نبردِ چزابه / بر سرِ جنازهی شهید «عباس بازوی»
🥀🤍شبِ قبلش سرِ سفرهی شام گفت: "اینجا که آمدید از خدا طلبِ شهادت کنید!"
🔺و پشت بندش این شعرِ را خواند:🔻
💫🌹"عاشق چو شدی تیر به سر باید خورد / زهری که رسد همچو شکر باید خورد
🥀🤍در راهِ وصالِ دوست با چهرهی باز / دریا دریا خونِ جگر باید خورد"
💫🌹حالا تیر به سرش خورده و پشتِ خاکریز افتاده
🌷راوی محمد عباسی شاهرود🌷
🔻افراد حاضرِ در عکس از راست:
◀️ (1) اسم و فامیلش را فراموش کردم-متأسفانه- (2) شهید مهدی فضلی (3) محمد مزینانی
◀️ (4) مهدی امامیون -لحظاتی قبل از جانبازی- چند دقیقه بعد از این عکس، او از ناحیهی سر موردِ اصابتِ تیرِ دشمن قرار گرفت و به شدت مجروح شد. حکایتِ «مهدی امامیون» خودش به تنهائی یک کتاب است
◀️ (5) شهید محمود کریمی -او بنا به گفتهی تمامِ بچههای «نبردِ چزابه» یک تنه یک گردان، بلکه یک تیپ بود. هلکوپترِ عراقیها با شلیکِ آر.پی.جیِ او سقوط کرد و پس از آن پاتکِ دشمن هم خوابید. خدا کند فرصت باشد و از او بنویسم
◀️ (6) شهید اکبرِ چمنی، آن که بالا سرِ شهید محمود نشسته است- کتابِ مربوطه، خاطراتِ دوستانش از اوست (7) اسم و فامیلِ ایشان را هم متأسفانه فراموش کردم (8) شهید عباس بازوی که همه به دورِ او حلقه زدهاند.
💫🌹من وصیت کرده بودم که اگر شهید شدم همانجا من را بگذارند و بَر نگردانند. رفقا هم دلواپسِ همین حرف من بودند. ما هفت تا رفیق بودیم. قبل از عملیات هم هر کدام یکی یک کیلو شکلات خریده بودیم که هر کی شهید شد شکلاتهایش را بین رزمندهها پخش کنیم.
🥀🤍گفتیم آنکه شهید میشود به حجلهی دامادی میرود و میشود داماد! آنهائی که میمانند بروند سرِ وسایلِ داماد و شکلاتهایش را پخش کنند! «حسینعلی» [1] کنار من شهید شد. من دیدم که تیر به سرش خورد و افتاد. با قناصه زدنش.
💫🌹مدام «یا زهرا» میگفت. خم شدم، اول به گوشِ راستش اذان و بعد به گوشِ چپش اقامه گفتم و رو به قبلهاش کردم که دیدم «مهدی امامیون» آمد. گفت: "محمد! عباس هم تیر خورد" ما یک فاصلهای با «عباس بازَوَی» داشتیم؛ رفتم دیدم عباس تیر به پیشانیش خورده و همینطوری افتاده...
🥀🤍آن عکسی که حالا داریم از همان صحنه است که همه رو جنازهی عباس خیمه زدهایم. در عکس مهدی امامیون هم هست. بله، عباس تیر خورده بود و پیشانیاش کبود بود. از پشتِ سر هم مغزش زده بود بیرون. عباس همینطور آرام و راحت دراز کشیده بود و اسلحهی ژ-3 اش هم دستش بود.
💫🌹حالا ما هم طبقِ همان وعدهی قبلی گفتیم داماد شده و شکلاتهایش را درآوردیم و تقسیم کردیم. وصیت هم کرده بود که دفترِ شعرِ من را بدهید به «منصور جلالی» [2]. عباس شعر هم میگفت. شعرهای قشنگی هم میگفت. ما شکلاتها را توزیع کردیم و بالا سرِ داماد هم عکسِ یادگاری گرفتیم! «اکبر چمنی» هم در آن عکس هست.
🥀🤍عباس چون سربازی رفته بود میدانست که سلاح را نباید از دست بدهد! فلذا ژ-3 هنوز در دستش بود! همان قوانین ارتش را او هم رعایت میکرد. همانجا هم یادم هست شوخی میکردیم! البته آنلحظه داغ بودیم و متوجه نبودیم که چه اتفاقی دارد میافتد. خطاب به عباس میگفتیم "بابا کی به کیه! ما تیربارش را انداختیم تو هنوز ژ-3 را نگه داشتی!"
💫🌹عباس کلاش نداشت جزو همان نیروهائی بود که از سپاهِ شاهرود ژ-3 تحویل گرفته بود. «حاج حسین کلاتهای» مسئولِ تدارکاتِ سپاهِ شاهرود بود. بچهها هم از همان شاهرود از همین حاج حسین سلاح تحویل گرفته بودند. میگفتیم "اگر حاج حسین کلاتهای ببینه که بی سلاح برگشتیم روزگارِ ما را سیاه میکنه!"
🥀🤍کمکم بچهها متوجه شدند که دارد چه اتفاقی دور و برشان میافتد. اول مهدی حالتِ انزوا گرفت و رفت تو خودش. بعد یکی یکی بچهها کم آوردند. خب، ما تا آنموقع شهید ندیده بودیم و در چنین موقعیتی هم نبودیم. در انقلاب هم که «ناصر بیاری» شهید شد و یک عده مجروح شدند وضعیت اینجوری نبود؛ اینجا خیلی عجیب بود! ما داشتیم یکی یکی دوستانِ قدیمیِ دورانِ پر خاطرهی شهر و کوچه پس کوچههای خاطراتمان را از دست میدادیم.
🌷راوی محمد عباسی شاهرود🌷
8.99M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 چرا آمریکایی که دور تا دور ایران پایگاه نظامی داره،
⁉️اما به ایران حمله نظامی نمیکنه؟!
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 سردار اسماعیل قاآنی:
💫🌹از ماورای جهان تا برادران شهرک شهید محلاتی دربارهٔ عملیات وعدهٔ صادق تحلیل دارند
🔺که چرا اینطور و آنطور نشد!
🚀🚀🚀عملیات با حساب و کتاب برگزار شد. وعدهٔ صادق ویژگیهای خاص خودش را داشت. فقط در دریای سیاه ۷-۸ گروه ناو مستقر شدند
🔺تا جلوی عملیات را بگیرند.
🛫🛬🛫بیش از ۲۰۰ هواپیما از اوایل شب عملیات تا پایان عملیات در آسمان منطقه بودند. متراکمترین نقطهٔ دنیا به لحاظ پدافند هوایی منطقهای بود که ما عملیات کردیم؛
🔺در تاریخ این اتفاق را پیدا نمیکنید.
🟢🍃مولای من
🥀🤍ای پناهگاهم بهوقت غم و اندوه،
🟢🍃ای فریادرسم به هنگام سختی
🥀🤍به تو پناه آوردم و از تو فریادرسی خواستم
🟢🍃به تو پناه آوردم و جز به تو پناه نمیآورم
🥀🤍و جز از تو درخواست گشایش نمیکنم
🟢🍃پس به فریادم برس و گشایشی در کارم قرار ده
🥀🤍از من عمل اندک را بپذیر و از گناه بسیارم درگذر همانا تو مهربان و آمرزندهای ...
🟢🍃امام سجاد علیه السلام فرازی از دعای ابوحمزه ثمالی
🥀🤍سلام، صبح به خیر و عافیت
🟢🍃صبح پنج شنبتون ســـــرشــار از لطف و محبت خداوند تبارک و تعالی