بسم الله الرحمن الرحیم
سلام و عرض ادب خدمت همه عزیزان و نور چشمهای هیئت
چند وقت پیش یکی از دوستان هیئتی، البته با آیدی ناشناس در تلگرام، با مهربونی یه نکتهای رو مطرح کردن که چرا بعضی شبها به بعضی از عزیزان شرکتکننده در هیئت غذای بیشتری داده میشه؟ اون هم جلوی چشم بقیه.
چون این سؤال رو قبلاً هم یکی دیگه از عزیزان پرسیده بود، خواستم یه توضیح کوتاه و صمیمی خدمتتون عرض کنم؛ شاید اگر کسی ذهنش درگیر شده باشه، جوابش رو بگیره و سوء تفاهمی براش ایجاد نشه
ببینید دوستان، بعضی شبها هیئت برای اطعام، بانی داره؛ یعنی یه نفر یا یه خانواده عزیز، کل هزینه غذا رو اون شب تقبل میکنن.
حالا اگه اون شب غذا اضافه بیاد، طبق ادب و احترام، تصمیمگیری درباره غذای اضافه با خود بانیه.
بهشون میگیم: اگر دوست دارید غذای اضافه رو با خودتون ببرید یا به مهموناتون بدید، کاملاً مختارید.
خیلی وقتها مهمونهایی که بانیها دعوت میکنن، از راههای دور میان. شاید اصلاً خم پیچی نباشن. طبیعیست که بانی دلش میخواد تا وقتی غذای اضافه هست، اون عزیزان هم بهرهمند بشن. مثلاً مهمانش رو یه دونه غذای اضافی بهش بده در صورتی که غذا زیاد آمده باشد
اما بعضی شبها، مثل شب میلاد امام رضا علیهالسلام، هیئت بانی خاصی نداره.
تو این شبها با سبک گلریزان سفره انداخته میشه؛ یعنی دلهای مهربون دور هم جمع میشن، هرکسی به اندازه وسعش کمک میکنه. شاید ۱۰، ۱۵ یا حتی ۲۰ نفر با هم هزینه غذا رو تأمین میکنن.
تو این جور مواقع، اگه غذا اضافه بیاد، خادمین ترجیح میدن اون غذا به عزیزانی برسه که توی این کار خیر سهم داشتن.
از نگاه ما، احترام گذاشتن به کسی که دلش با هیئته و همراهی کرده، وظیفهست.
همونطور که قرآن فرموده:
«هل جزاء الإحسان إلا الإحسان»
(آیا پاداش نیکی، جز نیکی است؟)
خیلی قشنگه وقتی مثلاً یه نفر که برای هیئت ۳ میلیون تومان هزینه کرده، یک یا دو پرس غذا با خودش میبره خونه.
شاید خانوادهاش اون شب نتونسته باشن بیان. دیدن این صحنه، حس خوبی بهشون میده.
این مطلب یعنی هیئت قدردان محبت و همراهیه.
و خب، آیا این کار باعث نمیشه که بانی برای دفعات بعدی هم دلگرمتر بشه و با اشتیاق بیشتری کمک کنه؟
لازم به ذکره همون شبهایی که شما به ظاهر میبینید بعضیا با غذای اضافی منزل میرن ,خیلی وقتها پیش آمده خادمین هیئت خودشون غذا نمیخورن.
یا بعضی شبها غذا کمه یا بعضی از عزیزان درخواست غذا برای خانوادهشون دارن که حضور ندارن. مثلاً میگن:
«پسرم نیومده، میشه یه غذا هم براش بدید؟»
یا
«دخترم مریضه، میشه یه غذا براش ببریم؟»
در چنین شرایطی، خادمها با دل و جان از سهم خودشون میگذرن.
و جالبه بدونید، گاهی لذت نخوردن از لذت خوردن بیشتره، وقتی بدونی دل کسی رو شاد کردی.
در مورد پیامی که اون دوست عزیز فرستادن هم باید بگیم:
ما برای همه شما عزیزان، یکسان احترام قائلیم. هیچ فرقی بین کسی نیست, که مثلاً به یه نفر غذای اضافه بدیم و به بقیه ندیم
ولی بعضی وقتها ممکنه از بیرون، چیزی جور دیگه دیده بشه.
اگه از پشت صحنه خبر داشته باشیم، متوجه میشیم که نیتها و تصمیمها بر اساس محبت، احترام و حکمت بوده.
در هر حال، اگه سؤال یا نکتهای بود، با دل و جان آماده شنیدنش هستیم.
دل به دل گفتن، بهترین راه برای رفع سوءتفاهمه.
از اینکه همیشه کنار ما هستید و دلهاتون با هیئته، از صمیم قلب سپاسگزاریم.
التماس دعا از همه شما خوبان
با نهایت سپاس و قدردانی از جناب آقای محمود یاوری، فرزند بزرگوار مرحوم قدمعلی یاوری،
که با محبت و همدلی، این سه فیلم آخر را با گوشی خود ضبط کرده و در اختیار ما قرار دادند.
اقدام ارزشمند ایشان نشان از علاقهمندی و همراهی صمیمانهشان با این مجموعه دارد.
خداوند روح پدر بزرگوارتان را قرین رحمت و آرامش قرار دهد.
امیر مسعود بصائری عزیز، به اقتضای شغل شریفشان,سالهاست که همنشین گلهاست؛ و مگر میشود عمری با گل زندگی کرد و خودت گل نشوی؟
خُلق و خویش، مثل همان گلهاییست که میفروشد: لطیف، بیادعا و پر از طراوت.
هر جا قدم میگذارد، عطر مهربانیاش در فضا میپیچد؛ گویی گلها، خصلتهایشان را به او بخشیدهاند.
در میلاد امام رضا علیهالسلام هم، مثل همیشه گل کاشت؛ با آوردن گل و هدیه دادن به هیات
جمع دوستان را معطر کرد و فضای محفل را از جنس بهشت ساخت.
این زیباییها فقط از کسی برمیآید که حتی در نبود همسرش، باز هم نام و یاد او را با عشق در دلها زنده نگه میدارد.
یاد شادروان خانم مریم بصائری گرامیباد، که هنوز هم ردّ لبخند و مهرشان در گلهای هر جلسه پیدا است...
از همه همراهان عزیز خواهش میکنیم با فرستادن صلواتی، شادی روح آن بانوی مهربان را به جا آورند و برای سلامتی و عزت آقا امیر مسعود دعا کنند.
هدایت شده از رسانه بهداشت کوهسار
با سلام
🍏🍏🍏🍏🍏🍏🍏🍏🍏
سپاس و قدر دانی از خیرین محترمی که در دوسال گذشته با اهدای وسایل فوق به مرکز بهداشت شهدای خم پیچ قدم خیری جهت رفاه حال عمومی و استفاده بیماران روستا از این امکانات شدند.
۱-دستگاه اکسیژن ساز
۲-دستگاه سونی کیت(جهت شنیدن صدای قلب جنین)
۳-تخت بستری موقت جهت بیماران در منازل
۴-دستگاه کنترل قند و چربی خون
۵-کپسول اکسیژن و مانیتور
۶-آبگرمکن ایستاده
انشاءالله که خداوند متعال این موقوفات و هدایا را ذخیره آخرت همه خیرین عزیز گرداند و به ایشان در دنیا صحت و سلامتی برای خود و خانواده عنایت فرماید،و دعای خیر بیماران بدرقه راهشان گردد.
👈👈با عنایت به تحویل دستگاه اکسیژن ساز و تخت بستری به مرکز نیکوکاری حضرت صاحب الزمان روستا بیماران عزیز جهت دریافت این وسایل ابتدا به مرکز بهداشتی و سپس به مرکز نیکوکاری جهت دریافت وسیله مذکور مراجعه نمایند.
♦️♦️با توجه به نیاز به یک دستگاه مانیتورینگ جهت اطاق بستری سرپایی مرکز، از خیرین محترم و تمامی برادران و خواهران عزیزی که نیت خیر آنها همیشه در راه سلامتی عموم مردم بوده است.تقاضا داریم با عباس آقای بصائری(شورای محترم روستا و مسئول موکب شهدای خم پیچ ) جهت واریزی کمک هزینه خرید این دستگاه همکاری نمایند.
☘☘باشد که شرکت در امور خیریه عام المنفعه صدقه جاریه ای محسوب گردد.و مورد قبول حق تعالی قرار گیرد.☘☘
@bahdashtkohsar
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کارشه از سنگ طلا درست کنه...
از لات محل گدا درست کنه...
@https://eitaa.com/khompich/8261
با سلام و عرض ادب و احترام
به نام خدایی که شفای دلها و جانها در ید قدرت اوست...
مدتیست برادر گرانقدرمان، جانباز سرافراز و ذاکر بااخلاص اهلبیت علیهمالسلام، حاج محمدجواد زینالدینی، با مشکلات جسمانی و روند درمانی دستوپنجه نرم میکنند.
همانطور که مستحضرید، ایشان چند سال پیش عمل قلب باز انجام دادند و از آن زمان تاکنون درگیر پیامدهای آن عمل و بیماریهای مرتبط هستند و هر از گاهی نیازمند مراجعه به بیمارستان و پیگیریهای درمانیاند.
ایشان که قریب به نیمقرن است، با عشق و صفا، پرچمدار روضه و مدیحهسرایی در هیئت خمپیچیها بودهاند، همواره خالصانه در مسیر خدمت به آستان اهلبیت عصمت و طهارت علیهمالسلام گام برداشتهاند و دلهای بسیاری را با صدای روضهشان به کربلا پرواز دادهاند.
اکنون که در بستر بیماریاند، دعای دلهای پاکی چون شما، بزرگترین سرمایه و قوت قلب ایشان خواهد بود.
از درگاه خدای متعال، برای این خادم دیرینِ اهلبیت، شفای عاجل، سلامتی کامل، و عمر باعزت مسألت داریم.
محبت بفرمایید برای سلامتیشان، یک صلوات و یک سورهی حمد قرائت بفرمایید.
خداوند دعای خالصانهی شما را به اجابت مقرون فرماید، انشاالله
دلنوشتهای کودکانه برای خورشید خراسان
در شب میلاد نور، وقتی عطر رضوی تمام فضای حسینیه را پر کرده بود، از نونهالان عزیز خواستیم که برگههایی را همراه خود به خانه ببرند؛ برگههایی که قرار بود با دستان کوچکشان رنگی شود، زیبا شود، و مهمتر از همه، با جملهای از دلشان به امام رضا علیهالسلام مزین گردد.
هدفمان ساده اما عمیق بود:
اینکه دلهای کوچک را با بزرگترین ارزشها پیوند بزنیم؛
در زمانی که قدرتهای فرهنگی دنیا میکوشند با رنگ و لعاب ظاهری، کودکان ما را از حقیقت دور کنند، ما تصمیم گرفتیم جذابیت را در آغوش نور و ایمان بجوییم...
و حالا عکسی که مشاهده میکنید، یکی از همان برگهاست؛
اثری زیبا از نونهال عزیزمان متین آبپرور،
که نهتنها با رنگهای دلش صفحه را آراست،
بلکه جملهای نوشت که دل هر دلدادهای را میلرزاند:
"عاشق کرمتم امام رضا"
چقدر این جمله ساده، اما پرمفهوم است...
چقدر این عشق زلال، درخشانتر از هر زر و زیوریست که دنیا میتواند ارائه کند.
ما به نونهالانمان افتخار میکنیم
و به این مسیر نورانی ادامه خواهیم داد...
تا دلهای کوچک، در دامان بزرگان دین، بزرگ شوند.
نامهای کودکانه برای امام مهربانیها
گاهی دل کوچک یک کودک، حرفهایی دارد که از هزار منبر شنیدنیتر است...
در طرحی که ویژه نونهالان عزیز در شب میلاد امام رضا علیهالسلام برگزار کردیم، از بچهها خواستیم نقاشی کنند، رنگ بزنند و دلشان را برای امامی که دوستش دارند، روی کاغذ بریزند.
سید محمد حسام ساجد، یکی از همین کودکان دلپاک، نقاشی زیبایی کشید و با خطی ساده اما پر از احساس نوشت:
"امام رضا جانم، تو امام مهربانیها هستی"
چه زیباست این جمله…
نه فقط واژهها، بلکه احساسی که پشت آن است:
کودکی که در دلش، مهربانی را با نام "رضا" شناخته...
چه هدیهای از این دلنشینتر؟
کاش همه ما مثل کودکان، ساده و بیپیرایه، اماممان را صدا بزنیم…
همانطور که حسام ساجد صدا زد:
"امام مهربانیها..."
دلی کوچک، آرزویی بزرگ...
یکی از دلنشینترین جملاتی که از نونهالان عزیزمان شنیدیم، از سیده مهرسا ساجد بود که پس از رنگآمیزی نقاشیاش نوشت:
"امام رضا جان، من رو دعوت کن بیام پیشت"
چه جملهای زیبا و پر از آرزو!
در این دنیای پرمشغله، دل کودکانهای مثل مهرسا به سادگی خواستهای بزرگ را به امام رضا میسپارد.
این دلهای کوچک، لایق میهمانی بزرگی چون تو هستند.