eitaa logo
باغ خرمالو؛
1هزار دنبال‌کننده
220 عکس
69 ویدیو
1 فایل
[ماریآی سابق] مجنون نجف / مداواگر روح / دلداده‌ی شش‌ماهه / درحال تکامل.. در نهایت از ما اُمید به جای میماند..
مشاهده در ایتا
دانلود
Daniel Nb4_6048534230286212374.mp3
زمان: حجم: 4.2M
همه سعیم و کردم، نبودی آدمش ؛
احساس تشنگی میکردم ، پس یه پارچ خنک آب رو سر کشیدم اما بعدتر متوجه شدم تشنگی نبود ، بلکه سوختن جگرم بود..
یک روز یک نفر می‌آید و جای تمام زخم‌هایت را با شعر عوض می‌کند..
انگار سن که می‌ره بالاتر سلیقه‌ها بیشتر و بیشتر شبیه به پدر و مادرهامون میشه حتی در رابطه با دیدگاهمون نسبت به زندگی هرچقدر که میگذره متوجه میشیم چقدر حق با مامان بوده..
به ازای هر یه صفحه درس خوندن، سه جلسه تراپی نیاز دارم
من انسان قانعی‌ام حتی قانع به رشته فکری از خیال تو
اگه ساعت از دوازده شب بگذره چطور غم ۱۱ آذر رو تحمل کنم؟
باغ خرمالو؛
نپرس در هوای تو کدام لحظه گم شدم؟ همان ، همان زمان که رفتی : ) من هنوزم منتظرم ببینمت ننه‌جون کلی دل‌تنگتم و می‌دونم توام دل‌تنگ منی همیشه توی قلبم جاودانه میمونی و همیشه مثل لحظه‌ی رفتنت برات اشک میریزم مریم خیلی دوستت داره حتی اگه دنیاها باهات فاصله داشته باشه:) فاتحه میخونید لطفا؟:)🖤
باغ خرمالو؛
چقدر سر نوشتنش بغض کردم واقعا از وقتی که ننه‌جون رفت ، همه چیز به هم ریخت حتی من
یادمه وقتی رفتیم کربلا یه خانم خیلی مسن هم همراهمون بود ، هروقتی که میدیدمش یاد مادر بزرگم میفتادم‌ و بغض میکردم در آخر وقتی دستمو گرفت که بلند بشه ، دستم توان نداشت که کمکش کنه چون نشستم پیش پاش به یاد مامان‌بزرگم اشک ریختم
یا وقتی مشهد بودم توی دارالحجه که نشسته بودم یه خانم مسن داشت از پله‌ها میومد بالا چادرشو مثل چادر مامان‌بزرگم بسته بود همین که دیدمش اشک از چشمام روونه شد