اوایل فکر میکردم
با حضور هرکسی
میتواند جای کس دیگر گرفته شود
بعدها وقتی میان جمع قرار گرفتم
و خوش و بش با آنها تمام وقتم را پر کرد
و من با کوچکترین لبخند و ریکشنی یادت افتادم
فهمیدم که تو در من ریشه ای داری عمیق
که آب میخورد
و بزرگ میشود حتی میان جمعی که حس میکردم
دلتنگی معنا ندارد.
کاش امتحانا مجازی بشه ، کاش من بال داشتم و پرواز میکردم و میرفتم مشهد
کاش طیالارض بلد بودم و میرفتم کربلا
کاش توی خونمون یه مخزن شیرکاکائو داشتیم
کاش پول واقعا علف هرز بود
از کتاب شترها پرواز میکنند
به قدری خوابهام ریشهای از واقعیت دارن که تا وقتی که چشمهام باز نشه
احساس واقعی بودن میکنم
باغ خرمالو؛
به قدری خوابهام ریشهای از واقعیت دارن که تا وقتی که چشمهام باز نشه احساس واقعی بودن میکنم
و گاهی اوقات نمیتونم بیدار بشم و واقعا باید تا لحظه اخر توی اون خواب بمونم.