روزها دارن خیلی خلوت سپری میشن
میخوام برگردم به روزهایی که بوی غذا خونه رو پر میکرد و چراغ خونه روشن بود..
باغ خرمالو؛
گاهی فکر میکنم تو میتونی نجاتم بدی از همۀ دردهای ریز و درشتی که توی قلبم نهفتهست و امیدوارم که ای
من هنوز منتظرتم
راههای زیادی رو امتحان کردم ، و میدونم تو آخرین و تنها راه منی عزیزم
راهی که به اشک شوق ختم میشه
باغ خرمالو؛
روزها دارن خیلی خلوت سپری میشن میخوام برگردم به روزهایی که بوی غذا خونه رو پر میکرد و چراغ خونه روش
خونه قرار بود رنگ و بوی جدید بگیره
اما سر همین تا مرز بستری شدن رفتم
بادبانهارا به عقب بکشید ، برمیگردیم