eitaa logo
بصیرت خوشاب(سبزوار)
566 دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
3.2هزار ویدیو
46 فایل
قیامِ کربلا، یک گزارشِ خبریِ ساده نبود؛ منشورِ حیاتِ آزادگان بود که تا قیامت می‌گوید: «زنده‌باد آن‌که معروف را فریاد زد، و مرده‌باد آن‌که منکر را در سکوتِ خود پناه داد!»
مشاهده در ایتا
دانلود
ریال بی جان! 📌تصور می‌کردید روزی که ارزش هر دلار آمریکا به یک میلیون ریال ایران برسد؟این اتفاق  نه تنها یک شوک ارزی، بلکه اتفاقی کم سابقه‌ در ساختار اقتصادی، اجتماعی و روانی جامعه ایران خواهد بود. کاهش شدید ارزش پول ملی، که در اینجا به معنای افت ارزش هر ریال به یک‌ میلیون‌ام دلار (یعنی حدود ۰.۰۰۰۰۰۱ دلار) است، پیامدهایی عمیق و چندلایه به همراه دارد. 📌نخستین اثر، تورم افسارگسیخته یا ابرتورم است. وقتی ارزش پول ملی تا این حد سقوط کند، قیمت کالاها و خدمات به‌صورت نجومی افزایش می‌یابد. نمونه تاریخی آن را می‌توان در زیمبابوه (۲۰۰۸) دید، جایی که نرخ تورم به ۷۹.۶ میلیارد درصد در ماه رسید و پول ملی عملاً بی‌ارزش شد. در ایران، با دلار یک میلیون ریالی، هزینه واردات کالاهای اساسی مانند گندم، دارو و سوخت سر به فلک می‌کشد( توجه کنید منابع دولت در تامین ارز ۲۸۵۰۰ تومانی برای واردت به شدت محدود است)، زیرا اقتصاد ایران به شدت به واردات وابسته است. این امر عرضه را کاهش داده و قیمت‌ها را به‌گونه‌ای بالا می‌برد که حتی اقشار متوسط نیز توان خرید مایحتاج اولیه را از دست می‌دهند. 📌دومین پیامد، فروپاشی قدرت خرید و فقر فراگیر است. در ونزوئلا (۲۰۱۶-۲۰۱۹)، کاهش ارزش بولیوار به دلیل سیاست‌های ناکارآمد و تحریم‌ها باعث شد که دستمزدها عملاً بی‌معنی شوند. در ایران، اگر حداقل دستمزد ماهانه کارگران را حدود ۱۰۰ میلیون ریال فرض کنیم، با دلار یک میلیون ریالی، این مبلغ معادل ۱۰۰ دلار در ماه می‌شود—کمتر از سطح فقر مطلق جهانی (۱.۹ دلار در روز). این وضعیت نه تنها به بیکاری گسترده منجر می‌شود، بلکه نابرابری را تشدید می‌کند، زیرا کسانی که به دارایی‌های ارزی یا فیزیکی (مانند طلا وسکه) دسترسی دارند، ثروت نسبی خود را حفظ می‌کنند، اما اکثریت جامعه به ورطه فقر سقوط می‌کنند. 📌سومین اثر، بی‌ثباتی اجتماعی و سیاسی است. تاریخ نشان می‌دهد که بحران‌های ارزی شدید اغلب جرقه ناآرامی‌های اجتماعی هستند. در آرژانتین (۲۰۰۱)، پس از سقوط ارزش پزو و اعلام ورشکستگی دولت، اعتراضات خیابانی و غارت فروشگاه‌ها فراگیر شد. در ایران، دلار یک میلیون ریالی می‌تواند اعتماد عمومی به نظام اقتصادی و حاکمیت را به‌طور کامل از بین ببرد. کاهش ارزش پول، احساس ناامنی و سرخوردگی را در میان مردم دامن می‌زند و ممکن است به مهاجرت گسترده، افزایش جرم و جنایت، و حتی شورش‌های اجتماعی منجر شود. 📌از منظر اقتصادی کلان، این سناریو به انقباض شدید تولید ناخالص داخلی (GDP) می‌انجامد . وابستگی ایران به درآمدهای نفتی که با دلار تسویه می‌شود، در چنین شرایطی به یک شمشیر دو لبه بدل می‌شود. گرچه دولت ممکن است در کوتاه‌مدت از افزایش ریالی درآمدهای ارزی سود ببرد، اما هزینه‌های سرسام‌آور واردات و کاهش تقاضای داخلی، بخش تولید و خدمات را فلج می‌کند. تجربه آلمان در دوره وایمار (۱۹۲۳) نشان می‌دهد که ابرتورم چگونه می‌تواند چرخ‌های اقتصاد را از حرکت بازدارد: در آن زمان، ارزش مارک به حدی سقوط کرد که مردم برای خرید نان، سبدهای پر از پول نقد حمل می‌کردند. 📌در نهایت، این وضعیت به بحران بدهی و ورشکستگی نهادها دامن می‌زند. بانک‌ها و شرکت‌هایی که وام‌های ارزی دارند، با افزایش نجومی تعهدات خود مواجه می‌شوند و قادر به بازپرداخت نخواهند بود. این زنجیره می‌تواند به فروپاشی سیستم بانکی منجر شود، همان‌طور که در یونان (۲۰۱۰-۲۰۱۵) شاهد بودیم، جایی که بحران بدهی، اقتصاد را سال‌ها به رکود کشاند. 📌دلار یک میلیون ریالی، فراتر از یک عدد، نماد فروپاشی اعتماد، انسجام اجتماعی و توان اقتصادی است. تاریخ به ما می‌آموزد که چنین بحران‌هایی قابل مدیریت نیستند، مگر با اصلاحات ساختاری عمیق، شفافیت، و بازسازی اعتماد عمومی—اموری که در کوتاه‌مدت بعید به نظر می‌رسند. این سناریو، هشداری است برای امروز: اگر روندهای کنونی مهار نشوند، شاید این کابوس دور از واقعیت نباشد. اکونومیست فارسی/ حسین سلاح‌ورزی @khoshab1 Basiratkhoshab.ir
دل سوی مهر می کشد و مهر سوی دل جایی که مهر نیست مکن جستجوی دل دل گوشت‌پاره‌ای که بجنبد به سینه نیست منگر چنین ز چشم حقارت به سوی دل بحث بهشت و دوزخ و آشوب کفر و دین چون بنگرند نیست مگر گفتگوی دل افلاک را به لرزه فکندی بهر نفس گر آمدی ز پرده برون، های هوی دل ما را نوید افسر شاهی مده که ما در کنج انزوا نبریم آبروی دل الا که آرزوی دلی را برآوریم ما را نبود و نیست دگر آرزوی دل دشنام تلخ و روی ترش دلنشین‌ترست ما را ز خنده‌ای که نباشد ز روی دل دیدی چگونه جام سراپای خنده شد آن‌دم که شیشه قهقهه کرد از گلوی دل بر لوح دل رموز محبت نوشته‌اند ما خوانده‌ایم و کرده ز بر پشت و روی دل واقف شود ز معنی دل هرکه چون «‌بهار» بگذاشت جان و جاه و جوانی به روی دل ملک الشعرای بهار @khoshab1
اعلام مبلغ فطریه بر اساس استان ها @khoshab1
گربه‌ها به طور طبیعی استراحت و آرامش را در برنامه روزانه خود قرار می‌دهند؛ این موضوع به ما یادآوری می‌کند که اهمیت دادن به استراحت و خواب کافی برای سلامتی ذهنی و جسمی ضروری است. ،  زندگی به سبک گربه ها @khoshab1
🔲⭕️لپ تاپم را با من دفن کنید: زندگی به سبک تحصیل کردگان بی سواد! سایمون کوپر ژورنالیست در فایننشال تایمز می نویسد: دستگاه‌های دیجیتال باعث شده‌اند ما یعنی انسان‌های امروزی، «بیشتر» از هر دورۀ دیگری در تاریخ بشریت بخوانیم. اما دیگر مثل قبل نمی‌خوانیم. خواندنِ دیجیتال، به تجربه‌ای تکه‌تکه، سرسری و سطحی تبدیل شده. بنابراین شاید تعداد کلمات خیلی زیادی در روز بخوانیم، ولی همۀ آن‌ها در قالب متن‌های چند کلمه‌ای یا نهایتاً چند خطی است. حال اگر بخواهیم همان تعداد کلمه را در قالبِ یک متن واحد بخوانیم، با دشواری بسیاری مواجه می‌شویم. زیرا درک متنی طولانی نیازمند مهارت‌ «خواندن عمیق» است. این روزها هیچ کس متن های طولانی را نمی خواند. بیش از نیمی از افراد همین متن را تا انتها نمی خوانند. انسان‌ها در خواندن متن‌های طولانی به مشکل خورده‌اند. مجموعه‌ای بیش از دوهزار ناشر، محقق، کتابدار و نویسنده و دانشگاهی سراسر جهان، چندی پیش در  مانیفستی اعلام کردند: «خواندنِ دیجیتال» در حال تخریب عادتِ «خواندن عمیق» در میان ماست. خواندن عمیق نقشی حیاتی در تمدن بشری داشته. استیون پینگر، روان‌شناس آمریکایی می گوید از اواخر قرن هفدهم با رواج خواندنِ متن‌های طولانی در بین مردم، توانایی «همدردی با دیگران افزایش یافت. مردم با خواندنِ متن‌های طولانی دربارۀ زندگیِ دیگر انسان‌ها، توانستند دنیا را از چشم آن‌ها ببینند و تأثیر بسیار مهمی در تغییر نگرش آن‌ها دربارۀ موضوعاتی مثل برده‌داری، شکنجه و استبداد گذاشت. خواندنِ عمیق باعث رویدادهای دوران‌سازی مثل انقلاب آمریکا و انقلاب فرانسه شد. ماریان وولف، محقق آمریکایی، می‌نویسد: ما در دنیای آنلاین دائماً در حال اسکرول‌کردن، نصفه‌نیمه خواندن یا ذخیره‌کردن متن‌هاییم تا در آینده‌ای نامعلوم آن‌ها را بخوانیم، چون این رسانه ها برای خواندنِ عمیق طراحی نشده اند. (بارنویسی شده از این منبع:نشریه ترجمان) یکی از دوستانم به شوخی می گفت می خواهم وصیت کنم لپ تاپم را با من دفن کنند چون کلی فایل ذخیره کرده ام که بعدا بخوانم و احتمالا تا زمان مرگ فرصت نمی کنم که بخوانم شان تحلیل و تجویز راهبردی: ما در دام سه گانه Skimming, Scanning, Scrolling (3S) افتاده ایم. ترجمه شان می شود نگاه گذرا، جستجوی سریع، رد کردن یا رد شدن از مطالب برای دیدن مطلب بعدی. خب این چه مشکلی ایجاد می کند؟ چهار مشکل ایجاد می شود: ۱) خواندن عمیق باعث می شود که جهان را از دیدگاه دیگران ببینم (از دیدگاه یک آواره بعد از جنگ یا یک دزد حرفه ای یا یک مستاجر)، ولی خواندن سطحی چنین توانایی در ما ایجاد نمی کند. همین باعث می شود که توان همدلی و همدردی در ما بمیرد. ۲) خواندن عمیق باعث می شود که یک مساله را از زوایای مختلف نگاه کنیم. پیچیدگی و چند بعدی بودن مساله را درک کنیم اما وقتی همه چیزهایی که می خوانیم کوتاه است  کلا می رویم سراغ تحلیل های ساده، سرراست، یک خطی و اینگونه است که توانایی تفکر سیستمی و چند بعدی را از دست می دهیم. ۳) توهم دانایی نیز نتیجه بعدی است. چون ما راجع به همه چیز از 3S استفاده می کنیم راجع به همه چیز فکر می کنیم که بلدیم و جالب اینکه اظهار نظر هم می کنیم از رژیم غذایی فستینگ، تا سیاست های ارزی و تا نتایج مذاکرات ترامپ و پوتین. از سیاست تا اقتصاد! از زیست شناسی مولکولی تا فیزیک کیهانی! ۴) در نتیجه کسانی که دیگر نمی‌خوانند (عمیق نمی خوانند)، توان اندیشیدن را هم از دست می‌دهند. شما وقتی توانایی درک و تحلیل عمیق را از دست می دهید به مروز توان اندیشیدن را هم از دست می دهید. این چهار باعث می شود که ما با پدیده ای روبرو باشیم به نام تحصیل‌کردگان بی سواد. بخش بزرگی از جامعه یک دیپلمی، لیسانسی، فوق لیسانسی و یا دکترایی داریم! اما در طول زمان به خاطر عدم خواندن عمیق عملا تبدیل شده ایم به «همه چیزان دان مدعی متوهم» یا همان مدرک داران بی ادراک! راهکار چیست؟ ریاضت مطالعاتی؛ ریاضت، گوشه گیری موقتی برای انجام تمرین‌های سخت و خودخواسته‌ای است که فرد برای تعالی نفس و دستیابی به کمال روحی انجام می‌دهد. این مفهوم در ادیان مختلف، گرایش های معنوی و سنت‌های عرفانی وجود داشته و شامل خودداری خودخواسته از برخی امور، سکوت، خلوت نشینی و انجام کارهای سخت بوده است. به همین سیاق ریاضت مطالعاتی یعنی اینکه نمی توانیم نمی توانیم برای همیشه خود را از دنیای دیجیتال منقطع کنیم اما می توان گهگاهی این امور را انجام دهیم: •  ایجاد زمان-مکانی برای مطالعه عمیق: خواندن متون طولانی بدون انقطاع و حواس پرتی
•  تفکر انتقادی: تحلیل، بررسی و مقایسه نظریات مختلف. •  نوشتن و خلاصه‌برداری: تبدیل دانش به محتوای ساختاریافته برای درک بهتر. ما به خواندن محتواهای سطحی، ساده، سرراست و یک خطی معتاد شده ایم باید با ریاضت مطالعاتی آن را تعدیل و مهار کنیم. /مجتبی لشکربلوکی @khoshab1
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقای مهربانم سلام... جمعه آخر ماه عزیزخداست آخر ماه شد و ماه نیامد آخر سی سحر ناله زدیم آه نیامد آخر با کلافی سر بازار نشستیم ولی حیف شد یوسفم از چاه نیامد آخر جان مااز غمِ دوریش به لب آمده است صاحب غیبت جانکاه نیامد آخر ترسم این است دوباره به تباهی بروم مشعل و روشنی راه نیامد آخر تعجیل در امر فرج زمزمه می کنیم اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن... راهبُرد(مرتضی تیجانی ) @khoshab1
...اصفهانی.موسیقی سنتی🥀Mohammad Esfehani - Booye Baran (128)(1).mp3
زمان: حجم: 5.7M
جان من کجایی با صدای ‌ ای که بوی باران..!! شکفته در هوایت...!!! ╰┈➤ ❝[ @khoshab1 ] ❞
🟢حماسهٔ قدس: نغمهٔ جاودانهٔ مقاومت ✍علی اکبر ملکی به گزارش پایگاه خبری روز قدس، نه یک روز، که فریادی است که از عمق قرنها اسارت، شعله ور میشود؛ همچون ققنوسی که از خاکستر خویش، بالهای آفتابگونش را بر فراز آسمانهای شکسته میگستراند. این روز، یادآور آن است که فلسطین، تنها یک جغرافیا نیست، بلکه قلب تپندهٔ امتی است که در هر ذره از خاکش، رگباری از حماسه و عشق به آزادی جاری است. 🟢 را باید در آیینهٔ اشعار دید: جایی که بیان کرده است «غلام همت آنم که زیر چرخ کبود / ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است» این بند، نوای رهایی است؛ همان رهایی که فلسطین با دندانهای گره کرده به اراده اش، هر روز از چنگال صهیونیسم میدَرّد. مقاومت، نه یک انتخاب، که سرنوشتی است نوشته شده بر لوح سنگی تاریخ؛ سنگی که بارانهای دروغ، نتوانسته آن را فرسوده کند. 🟢شعر نیز زمزمه گر این راه است: «خاک شدیم و باران بر ما باریدند / باز از زمین برآریدندمان سبزه زارید». فلسطین، این سبزه زار مقاومت، هر بار با طوفانهای آتشین دشمن، خاکستر میشود، اما باز از دل خاک، جوانه میزند. ، قبلهٔ اول مسلمین، همچون شمعی است که بادهای سهمگین اشغال، هرگز نورش را خاموش نکرده است. 🟢شاعر بزرگ معاصر، احمد شاملو، فریاد میزند: «من آسمان را دوباره میسازم / اگرچه میدانم / که تو با من نخواهی آمد» مبارزه برای فلسطین، ساختن آسمانی نو است؛ آسمانی که در آن، هیچ پرنده ای به جرم فلسطینی بودن، تیرباران نمیشود. ، همانند سایه ای است که خورشید حقیقت را می پوشاند، اما همانگونه که بیان کرده است: «نباشد همی تاریکی اندر جهان / که روشن نگردد ز تابش دهان». ، زبانه کشیدن این تابش است. هر سنگِ پرتاب شده از دستان کودک فلسطینی، شعری است علیه سکوت جهان. هر بانوی محجوبه ای که در کرانهٔ باختری و در فلسطین اشغالی نان فرزندش را با اشکهایش میپزد، روایتی است از عشق بی پایان به خاک. 🔴 این مبارزه، تنها جنگ اسلحه ها نیست، نبرد نور و ظلمت است؛ نبردی که در آن، حتی یک برگ زیتون نیز سپر میشود در برابر زره پوشهای اشغال گر. 🟢قدس، نامی است که در دل هر آزاده ای میتپد. ، زنجیره ی سکوت را میدرد و فریاد « آزاد است» را از تهران تا بیروت، از یمن تا اندونزی، و از اروپا تا آمریکا و ...به آوایی جهانگیر بدل میکند. 🟢 همانگونه که فردوسی در حماسه سرایی اش آموخت: «توانا بود هر که دانا بود / ز دانش دل پیر برنا بود». دانایی امروز، شناختن است و توانایی، ایستادن در برابر ستمگرانی است که می پندارند تاریخ را میتوان با خون بازنوشت. را زنده بداریم، چرا که زنده بودنش، زنده بودن انسانیت است. @khoshab1
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا