eitaa logo
بصیرت خوشاب(سبزوار)
570 دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
3.2هزار ویدیو
46 فایل
قیامِ کربلا، یک گزارشِ خبریِ ساده نبود؛ منشورِ حیاتِ آزادگان بود که تا قیامت می‌گوید: «زنده‌باد آن‌که معروف را فریاد زد، و مرده‌باد آن‌که منکر را در سکوتِ خود پناه داد!»
مشاهده در ایتا
دانلود
الیزابت وارن، سناتور آمریکایی 🔹آمریکایی‌ها از گزینه‌های «بخر حالا، بعداً پرداخت کن» برای پرداخت نیازهایی مانند خواربار یا مراقبت‌های پزشکی استفاده می‌کنند. 🔹حدود نیمی (۵۰ درصد) از کاربران در سال گذشته حداقل یک بار دیرکرد داشته‌اند، در مقایسه با ۳۴ درصد در سال ۲۰۲۴ 🔹این اقتصاد ترامپ است.
با کاروان قسمت اول: اینجا، در بهارِ قلمزنیِ من، هنوز پس از خواندنِ نامِ «حج» دلم چون پرستویی به سوی آسمانِ مکه می‌پرد. الآن که برایت می‌نویسم، اشک از دیدگانِ پیرم می‌چکد بر کاغذ، نه از ضعفِ سال‌ها، که از شوقِ دیدارِ خانه‌ای که ابراهیمِ خلیل، با دستانِ پر از ایمان، بنیانش را نهاد. ای حاجیِ عازم! ای جانِ روانِ ایران! می‌خواهی بروی به سرزمینی که نه فقط نقش بر زمین است، که نبضِ تاریخِ آسمان است. از کویرِ خشکِ نجد تا کوهِ نور، هر ذره‌اش با سجده‌های فرشتگان و گام‌های هاجرِ سرگردان عجین شده. تو از شهرِ حافظ و سعدی حرکت می‌کنی، از سرزمینی که مؤذن‌هایش «حی علی الصلاه» را با آهنگِ نی، در هم آمیخته‌اند. و می‌روی به سرزمین وحی؛ آنجا که محمدِ امین(ص)، در غارِ حرا، «اقرأ» را از جانِ جبرئیل شنید. آیا دلت برای طواف، نغمه‌ای جز «لبیک اللهم لبیک» سر می‌دهد؟ آن هنگام که کعبه را می‌بینی، انگار که تاریخ را می‌بینی که در پرده‌ای از نور، به رقص ایستاده. حجرالاسود را می‌بوسی و یادِ مصافحه رسول می‌افتی؛ می‌دانی که اینجا، در همین وادی بطحا، قربانیِ اسماعیل و صبر یعقوب، حکایتِ پایداریِ ملتِ تو - ملت ایران - را زمزمه می‌کند. احساست را بگو! آن هنگام که از مدینه به مکه می‌روی، دلت که در سینه می‌تپد، همنوا با قطارهای مدرنِ سعودی نیست؛ هماهنگ با بانگ کاروان‌هایی است که قرن‌ها پیش از بلخ و بخارا و نیشابور و سبزوار، با پای پیاده می‌آمدند. تو حمل‌کننده امانتی: صدای زمزمه‌های ایرانیانی که روی گنبدِ کاشی‌فیروزه‌ای مسجدالحرام، نامشان نهان است. وقتی در عرفات می‌ایستی، هیچ فرقی میان تو و میلیون‌ها انسانِ سیاه و سفید و زرد و سرخ نیست. همانجا است که شعله‌های تکبر و تعصب، در آفتاب سوزانِ حقیقت، خاکستر می‌شوند. همانجا است که یادت می‌آید «لسان‌المُلک» شیرازی چه زیبا سرود: «به جانِ کرد و به دل ترک و به لب لر، حاجیِ» یعنی حج، یعنی این که تو از هر مرزِ ساختگی عبور کرده‌ای تا به مرزِ «اِنَّ اَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ اَتْقیکُمْ» برسی. باران که بر صحرای عرفات ببارد، یادِ شکفتنِ اولین صبحِ هستی می‌افتی، وقتی آدم و حوا به هم رسیدند. تو نیز از هجرانِ خانه، به وصالِ خدا رسیده‌ای. ایرانِ تو، با همه هنرش، اینک در پستوی جانَت، چون نشانی ماندگار است. اما تو آمده‌ای تا نشانی دیگر بگیری: «لَبَّیْکَ، لا شَریکَ لَکَ لَبَّیْکَ». برو ای حاجی! که پنجه به دامنِ ستاره‌ها زده‌ای. مُحرِم شو از آنجا که آفتاب بر کوه‌های زاگرس می‌تابد، و حلال شو با ذکر «سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ» در جوارِ رحمت. قلمم از نوشتن باز ماند، اما دلم می‌خواهد در این سال ها، خوش‌ترین سفر، سفر تو باشد. خدایت به سلامت به ایران بازگرداند، در حالی که «حَجًّا مَبْرُورًا وَ سَعْیًا مَشْکُورًا»؛ حجی پذیرفته و کوششی سپاس‌گفته. اللهم آمین. @khoshab1
🔴 ترامپ: ما نیروهای مسلح ایران را به طور کامل نابود کرده‌ایم! پ.ن: ما الان مُردیم، منتهی چون گرمیم هنوز متوجه نابودیمون نشدیم😂😂😂
🔻صحن مجلس هفتهٔ آینده به صورت وبیناری برگزار می شود ▪️سخنگوی هیئت رئیسهٔ مجلس: هفته آینده در کنار نشست‌ها و جلسات کمیسیون‌های تخصصی که در حال برگزاری هستند، جلسه صحن نیز به صورت وبیناری برگزار شود.| فارس
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
با کاروان ۱۴۰۵ قسمت دوم : بوی مدینه، یا بوی بهشتِ گمشده ۲۶ سال... بیست و شش بهار که هر صبحِ جمعه‌اش، چشمانم دنبال خط افق بود؛ هر شبِ جمعه‌اش، رو به قبله می‌گفتم: «یا رسول الله، دلم برای گنبدِ سبزت پر می‌زند.» امروز، دستانِ لرزانم روی شیشه اتوبوس است. پشت سرم، کویرِ خشکِ عربستان خودش را به آتشِ سراب سپرده. اما پیش رویم... پیش رویم، از میانِ غبار، بارقه‌ای از نورِ نخلستان‌ها می‌درخشد. راننده می‌گوید: «مدینه.» نه، من نمی‌شنوم. نمی‌بینم جز ردِ پایِ پیامبری که از کوهِ ثور به سوی یَثْرِب آمد، و یثرب شد «مدینه النبی». ۲۶سال قبل، وقتی از این شهر رفتم، پشت سرم را نگاه نکردم؛ مبادا دلم بشکند. آن روز، کلید خانه‌ام ، به سنگینیِ یک وصیت‌نامه بود. امروز، بعد از دو دهه انتظار، برمی‌گردم به شهری که حتی سنگفرشش بوی «رَءُوفٌ رَحِیم» می‌دهد. چراغ‌های مدینه را از دور می‌بینم... نه چراغ بَرقی که با سیم کشیده باشند؛ نورهایی از جنس مشک و عود. اینجاست که زمزمه سوره «احزاب» از اعماق جانم جاری می‌شود: «إِنَّ اللَّهَ وَمَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ...» یادم هست ۲۶ سال قبل، همین جا، زیر سقفِ مسجدالنبی، پیرمردی شامی به من گفت: «پسرم، مدینه تنها شهر روی زمین است که ملائکه با پای پیاده از دروازه‌هایش عبور می‌کنند.» حالا خودم پیر شده‌ام. حالا خودم می‌خواهم آن ملائکه را ببینم. اتوبوس می‌ایستد. پایم را که بر زمینِ مدینه می‌گذارم، گویی تمامِ تاریخِ هجرت از رگهایم جاری می‌شود. لرزه بر اندامم می‌افتد. ۲۶ سال نبودم، گویی بیست و شش سال پیش فقط دیروز بود. بوی خاکِ مدینه، بوی همان شبی را می‌دهد که پیامبر(ص) از مکه رفت و علی(ع) در بسترِ او خوابید... بوی شجاعت، بوی مظلومیت، بوی وطنی که هرگز ترکش نکرده بودم. امروز با چشمانی تر آمده ام اما می‌دانم که ذرّه‌هایی از آن گنبدها، با هر باران، بر چشمانِ عاشقان می‌نشیند. همان عاشقانی که در ایران، بر گنبدهای کاشی‌فیروزه‌ای، نام «یا رسول الله» را با خونِ دل نوشته اند. امشب، خبرنگارِ پیر روایت می‌کند: «۲۶ سال دیر آمدی؟ نه، مدینه هرگز نمی‌پرسد کجا بودی. مدینه فقط می‌گوید: خوش آمدی، ای بنده‌ای که نبوت را با تشیع عجین کرده‌ای...» هنوز «اشهد ان محمداً رسول الله» در اذانِ ما، بلندترین جمله است. و السلام علیک یا رسول الله. السلام علیک یا شفیع المذنبین. آمین. @khoshab1
🔻 ‌رابرت پیپ: ترامپ همین حالا « پروژه آزادی» را عملاً به خاک سپرد. با حمله به تأسیسات نفتی امارات، این طرح از همان روز اول شکست خورد. ترامپ از سر استیصال مدام بین مواضع کاملاً متضاد در نوسان است— یک سراشیبیِ رو به سقوط که حاصلِ شکست راهبردی در دامِ تشدید تنش است.