منتظر کسی نباشید که از راه برسد و این حباب آسایش و شادکامی را برایتان به ارمغان بیاورد، رسیدن به آن تنها به دست خودتان میسر میشود.
مطمئن باشید هیچکس برای شما کاری نخواهد کرد.
به عبارت دیگر، هیچکس نمیداند که برای شما آسایش و شادکامی چگونه معنا میشود. بنابراین مهار زندگیتان را در دست بگیرید و همانند گربه، قلمروی خودتان را بسازید.
منطقهای که در آن آسایش، شادکامی و شکوفایی فردی شما جای گرفته باشد.
استفان گارنيه
کتاب " گربه راهنمای ما "
@khoshab1
داستان نویسی با هوش مصنوعی ۱۴
✍علی اکبر ملکی
گربه زیبای خانه ما
یکی بود، یکی نبود. در روزگاران قدیم روستای نشیب در شهرستان خوشاب در یک منطقه کوهستانی زیبا و سرسبز، جایی که درختان بادام و گردو به وفور میروید، خانهای کوچک و دلنشین وجود داشت. این خانه متعلق به پیرزنی مهربان بود که سالها در آن زندگی کرده و با جوجهها، خروسها و مرغهایش روزگار میگذرانید.
او هر روز صبح زود از خواب بیدار میشد تا به کارهای روزمرهاش رسیدگی کند و صدای جیکجیک جوجهها و قوقولیقوقوی خروسش، نویدبخش یک روز جدید بود.
در این خانه، گربهای زیبا به نام "مینا" زندگی میکرد. مینا یک گربه سیاه و سفید با چشمان درخشان و نرم بود که همیشه در کنار پیرزن بود. او نه تنها دوست پیرزن، بلکه محافظ او نیز بود.
هرگاه کسی به خانه نزدیک میشد، مینا با صدای نازک خود شروع به غریدن میکرد و از ورود ناخواسته جلوگیری مینمود.
مینا رفتارهای بسیار خوبی داشت. او همیشه در کنار پیرزن نشسته و به او در کارهای روزمره کمک میکرد. وقتی پیرزن در حال جمعآوری تخممرغها بود، مینا با دقت زیر پای او راه میرفت تا مبادا پایش به تخممرغها بخورد.
همچنین، وقتی پیرزن مشغول پختن غذا بر روی بخاری نفتی بود، مینا کنار کرسی نشسته و با چشمان بزرگش به پیرزن نگاه میکرد، گویی که از او مراقبت میکند.
پیرزن هر روز بعد از ظهرها در سرمای زمستان برای استراحت زیر کرسی نشسته و کتابی را مطالعه میکرد.
مینا نیز در کنارش دراز کشیده و با خر خر کردن خوابش میبرد.
این لحظات آرامشبخش برای هر دوی آنها بسیار ارزشمند بود. گاهی اوقات، پیرزن با یک تکه نانی کوچک یا بخشی از غذایش از مینا پذیرایی میکرد و او با شادی آن را میخورد.
دوستی میان پیرزن و مینا عمیقتر از آن چیزی بود که تصور میشد. هر بار که پیرزن دچار غم یا نگرانی میشد ودر حالی که فرزندان شهر نشینش یادی از او نمی کردند، مینا به آرامی کنار او نشسته و احساس تنهایی را از او دور میکرد.
در روزهای بارانی و برفی، وقتی که بادهای سرد کوهستانی به خانه نفوذ میکردند، پیرزن بخاری نفتی را روشن کرده و کرسی را گرم نگه میداشت و گربه کنار کرسی پیرزن دراز می کشید.
این لحظات نشاندهندهی عشق واقعی بین آنها بود.
زندگی در این منطقه کوهستانی برای هر دوی آنها پر از زیباییهای طبیعی بود. صبحها صدای پرندگان و بوی خوش گلهای وحشی فضای خانه را پر کرده بود.
گاهی اوقات، پیرزن تصمیم میگرفت تا با جوجهها و خروسش به باغ برود و کمی وقت بگذراند. در این مواقع، مینا نیز همراه آنها بود و با بازیگوشی در میان درختان بادام و گردو دویده و جستجو میکرد.
پیرزن همیشه به یاد داشت که چگونه طبیعت زندگی آنها را زیباتر کرده است؛ از صدای دلنشین جوجهها تا خوشبویی گلها. او همچنین قدردان وجود گربه زیبایش بود که نه تنها دوست وفاداری برایش بود بلکه زندگی را برایش شیرینتر کرده بود.
هر شب، وقتی که ستارهها در آسمان نمایان بودند و سکوت کوهستان همه جا را فرا گرفته بود، پیرزن زیر کرسی نشسته و داستانهایی از جوانی خود برای مینا و جوجه هایش تعریف میکرد.
گربه زیبا با گوشهای تیز خود به دقت گوش داده و گویی که همه چیز را درک میکند، سرش را تکان داده و چشمانش برق خاصی داشت.
زندگی آنها پر از عشق، دوستی و زیباییهای طبیعی بود؛ داستانی ساده اما عمیق که نشاندهندهی پیوندهای واقعی بین انسانها و حیوانات است.
پایگاه خبری بصیرت خوشاب
@khoshab1
Basiratkhoshab.ir
🔺آغاز طرح نوسازی تاکسیهای سبزوار
👤 بهزاد ریواده، سرپرست سازمان مدیریت حمل و نقل بار و مسافر شهرداری سبزوار:
🔹با توجه به ضرورت نوسازی و جایگزینی تاکسیهای فرسوده و با عمر بالای ۱۰ سال، طرح ساماندهی ونوسازی این ناوگان توسط از ابتدای امسال آغاز شده است.
🔹در این طرح برای جایگزینی خودروهای تاکسی فرسوده، خودروی سمند سورن پلاس با فروش نقدی (قیمت کارخانه) و محصولات شرکتهای خودروسازی فردا موتور و کرمانموتور با تسهیلات بانکی درنظر گرفته شده است.
🔹در گام نخست این طرح که درآیینی به مناسبت روز ملی حمل ونقل با حضور شهردار، رئیس و اعضای شورای اسلامی شهر ومعاونین شهرداری برگزار شده بود، ۲۵ دستگاه تاکسی سمند سورن پلاس به رانندگان تحویل داده شد.
🔹رانندگان تاکسی های فرسوده به منظور ثبتنام در این طرح، به سازمان مدیریت حمل و نقل بار و مسافر واقع در بلوار شهدای هسته ای – ابتدای خیابان شهید باکری مراجعه کنند.
پایگاه خبری بصیرت خوشاب
@khoshab1
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رئیس ادارهاوقاف سبزوار:
به درخواست مسولان خوشاب و پیشگیری از سرقت، ضریح امامزاده حیدر(ع) جمع آوری شد.
حجتالاسلام هادی حسین آبادی در گفتگو با بصیرت خوشاب در پاسخ به علت جمع آوری ضریح بقعه متبرکه امامزاده حیدر(ع) روستای طالبی واقع در شهرستان خوشاب، گفت:
بنا به درخواست مکتوب فرماندار و امام جمعه محترم و شورای پیشگیری از وقوع جرم و با توجه به سرقت مکرر انجام شده در این بقعه متبرکه، تا پیگیری انتقال امکانات اولیه آب و برق و مستقر شدن خادم ثابت بقعه به طور موقت ضریح جمع آوری گردید و در منزل یکی از اعضای هییت امنا نگهداری میگردد.
همچنین در همین رابطه یاوری، از اعضای شورای روستای طالبی با بیان اینکه برای جمع اوری و باز کردن ضریح این بقعه متبرکه روز گذشته بیش از ۴۰ میلیون تومان هزینه شد، گفت: ای کاش مسولان به جای جمع آوری ضریح تدابیری برای پیشگیری از سرقت ها و حل مشکلات این مکان زیارتی انجام می دادند.
وی با تاکید بر حفظ حرمت و جایگاه بقاع متبرکه و قیمت میلیاردی این ضریح و لزوم نگهداری در مکان و محل مناسب برای پیشگیری از تخریب احتمالی، اضافه کرد: بسیاری از مردم منطقه و ارادتمندان به اهل بیت عصمت و طهارت(ع) در روستا از این اقدام مسولان شهرستان ناراحت هستند و از مسولان کشوری و اداره اوقاف و امور خیریه و خیرین درخواست حل مشکلات را دارند.
پایگاه خبری بصیرت خوشاب
@khoshab1
Basiratkhoshab.ir
احساس می کنم یه جای زندگیم راه رو غلط رفتم ولی اینقدر جلو رفتم که دیگه انرژی برای برگشت ندارم.
خواهش می کنم این یادت بمونه مارتین اگه فهمیدی مسیر رو اشتباه رفتی هیچ وقت برای برگشت دیر نیست.
حتی اگه برگشتن ده سال هم طول بکشه باید برگردی.
نگو راه برگشت طولانی و تاريکه. نترس از این که هیچی به دست نیاری.
استیو_تولتز
کتاب " جز از کل "
@khoshab1
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴⭕️ تاکتیک های جمعیت سازی رژیم جنایت کار صهیونیستی
#بصیرت_خوشاب
@khoshab1
💢 شهید «یحیی السنوار» شخصیت برگزیده جهان عرب در سال ۲۰۲۴ شد
#بصیرت_خوشاب
@khoshab1