حسین خسروی 🇮🇷
♨️ ادای احترام شخصیتهای خارجی به #آقای_شهید ایران 🇮🇷 @Khosravi
انتهای ویدیو اون خانم چه صحنه حماسیای خلق کرد:
انتقام خون شما رو میگیریم...
DDK-LastVer.pdf
حجم:
1.6M
داشتم فایلهای قدیمی رو مرور می کردم رسیدم به پروژه کارشناسی ام!
چقدر برای این پروژه زحمت کشیدم. درایور نویسی موضوعی بود که شاید در کل ایران 10 نفر هم کار نکرده بودند اما چون نیاز شرکتی بود که در آن به تازگی مشغول کار شده بودم، این موضوع را به عنوان پروژه کارشناسی تعریف کردم که با یک تیر دو نشان بزنم... چند ماه وقت گذاشتم و 105 صفحه تهیه کردم با چه کیفیتی 👆
استاد پروژه وقتی تحویل گرفت، روز بعدش ضمن اینکه 20 داد، از من اجازه گرفت که از این مطالب در برخی دروسش استفاده کنه!
#خاطره
#کارشناسی
#شریف
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما ترکِ خانه و کاشانه نکردهایم که
"غنیمت" بهدست آوریم!
ما به قصاص خون #امام_شهید مان برخاستهایم 💔
@Khosravi
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چقدر تاریخ عبرتآموز است...
ما هم همین طور مختار 👌
@Khosravi
❇️ از شنبه تا سه شنبه را بسیار مهم بدانید.
*ما نیاز به یک رزمایش عظیم آخرالزّمانی داریم برای اتفاقات بسیار مهمی*
و این مهمترین و شاید تنهاترین فرصت است.
از هر جای ایران شده با هر سختی خودتان را به تهران برسانید تا این رزمایش تاریخ ساز شکل بگیرد.
تمامِ این خون دلهایی که از آتش بس به بعد خوردیم، تمام این نگرانیهای شدید که نسبت به آینده داریم ، نسبت به جان ولی خدا و نائب امام زمان داریم ...همه اینها را یک تشییعِ عجیب و خرد کنندهی دشمن، برطرف میکند.
یاد آقای شهید به خیر، که نزدیک هر انتخابات یا راهپیمایی میگفت حضور شما مردم امنیت آور است و چشم طمع دشمن را بر میدارد.
حالا بیشتر از تمام این چهل و هفت سال این حضور مهم و حیاتی شده
رها باید کرد این مدل انذارهای اشتباه را که فرزند نیاورید، تهران شلوغ نشود . سالمند نیاید و ....
نیازی به حضور در مصلی نیست،برای آنها که کمی مردد شدند در چند کیلومتری مصلی یا تشییع هم بودن، مهم است . در انتهای مسیر بودن، هم مهم است
*تشییع باید تاریخی شود، تا تاریخ بسازد...*
حسین خسروی 🇮🇷
❇️ از شنبه تا سه شنبه را بسیار مهم بدانید. *ما نیاز به یک رزمایش عظیم آخرالزّمانی داریم برای اتفاق
نمیدونم متن فوق را کدام کانال نوشته
ولی حرف حقی است. حضور در تهران خیلی مهم است.
هدایت شده از شیخ رمضانی(اسماعیل) 🇮🇷
سلام بر هر کسی که خدا مقدر کرده است نوشته مرا بخواند
عزای انتقام شهید نمیرود، میماند ...
برای کسی «بدرقه» میگیرند که بخواهد برود. رهبر شهید نرفته که برایش «بدرقه» بگیریم. شهید #منتقم میخواهد. مردم نمیگویم عزاداری نکنید! مگر میشود شهید گریه کن نداشته باشد؟ اما عزاداری «بدرقه» نه، عزاداری «قصاص و انتقام»
نگویند ترامپ و نتانیاهو بند کفش امام شهید هم نمیشوند!! قصاص جبران ارزش فرد رفته با قصاص قاتل نیست که بخواهید ارزش قاتل را با مقتول مقایسه کنید. مگر امام حسن مجتبی که ابنملجم را قصاص کرد، لحظهای از نبود ستون هدایتی به نام علی (علیه السلام) جبران شد؟ قصاص برای زندگی مانده هاست نه جبران رفته ها! [به حکم قرآن قصاص برای زندگی است]
🔺 مردم هر نمادی با خودتان به تشییع میآورید از رنگ و نوشته و شعار و پوشش و..... بوی « #قصاص و #انتقام » بدهد!
عزاداری منتقم یعنی زینبی که از گودال بر سرزنان و عزادار بیرون میآید تا کاخ یزید را بر سرش خراب کند که هیچ، اصلاً بساط حسین کُشی را از عالم جمع کند. و دیدید که دیگر بعد از کربلا کسی جرأت نکرد بر سر امامان بعدی کربلای دیگری بیاورد. مردم برای حفظ امامان بعدی انقلاب بیایید نه برای « بدرقه » امام قبلی. امام قبلی اصلاً نرفته که بدرقهای بخواهد. راهش عزای «قصاص و انتقام» است نه عزای غم زده ها.
بگذارید جهانیان ببینند رهبری شهید شد با میلیون ها #خون_خواه نه میلیون ها عزادار!
۱۲ تیر ۱۴۰۵
شیخ اسماعیل رمضانی
#داستانک
کفش و دخترک 👟💔
عصر پنجشنبه بود و مغازه کفشفروشی شلوغ. مردی میانسال با کاپشنی که رنگ و رویش رفته بود، دست دختربچهی ۷-۸ سالهای را گرفته بود و وارد شد. چشمان دخترک برق میزد. یکراست رفت سراغ کفشهای صورتی چراغدار که پشت ویترین دیده بود.
دخترک با ذوق کفش را پوشید و شروع کرد به کوبیدن پاهایش روی زمین تا چراغهای پاشنهی کفش روشن شود. خنده از لبش نمیافتاد. رو کرد به پدرش و گفت: «بابا! همین خوبه؟ همینه که قول داده بودی؟»
پدر لبخند تلخی زد. آرام به سمت فروشنده رفت و قیمت را پرسید.
فروشنده گفت: «۹۵۰ هزار تومان.»
مرد انگار آب سردی رویش ریخته باشند، یخ کرد. دستش را بیاختیار روی جیبش گذاشت. میدانستم کل موجودیاش شاید به سیصد هزار تومان هم نرسد.
به سمت دخترش برگشت. نمیدانست چطور بگوید «نه». زانو زد و آرام گفت: «دخترم... این کفش یکم برات تنگ نیست؟ انگار پات رو اذیت میکنه... بریم یه مدل دیگه ببینیم؟»
دخترک با بغض گفت: «نه بابا، اندازهمه... به خدا پام راحته... قول میدم خرابش نکنم...»
نگاههای سنگین مشتریان دیگر روی این پدر و دختر بود. پدر داشت خرد میشد. عرق سردی روی پیشانیاش نشسته بود. دست دخترش را گرفت تا با ناامیدی از مغازه بیرون بروند.
ناگهان شاگرد مغازه که پسری جوان بود، با صدای بلند گفت: «آقا صبر کنید! اون کفش رو نذارید سر جاش!»
همه برگشتند. پسر جوان با عجله دوید و جعبه کفش را از دست دختر گرفت و با حالتی جدی به صاحبکارش (فروشنده اصلی) گفت:
«اوستا! این همون جفته که لنگهش توی انبار زیر نور آفتاب رنگش یه پرده رفته بودا! همونی که زدیم تو لیست حراجیِ انبارگردانی.»
بعد رو کرد به پدر و با صدایی که همه بشنوند گفت: «آقا شانس آوردید! این مدل چون تکسایز شده و یه ایراد جزئی رنگ داره (که اصلا معلوم نبود)، قیمتش شده ۱۸۰ هزار تومان. اگه نمیخواید بذارم برای مشتری بعدی؟»
پدر با ناباوری به پسر جوان نگاه کرد. او میدانست کفش هیچ ایرادی ندارد. نگاهی به چشمان پسر انداخت و مهربانیِ زلال را در آن دید.
با صدایی لرزان گفت: «بله... بله میخوایم.»
پول را داد. وقتی داشتند میرفتند، دخترک خوشحالترین بچه دنیا بود و پدر، با قامتی که انگار دوباره راست شده بود، دست دخترش را فشرد. موقع خروج، پدر برگشت و با نگاهی خیس از اشک، فقط یک بار سرش را برای شاگرد مغازه تکان داد. آن نگاه، هزاران کلمه تشکر داشت.
بعد از رفتن آنها، صاحب مغازه که تا آن لحظه ساکت بود، جلو رفت و به شاگردش گفت: «پسر! اون کفش سالم بود! چرا ضرر زدی به دخل؟»
شاگرد لبخندی زد و گفت: «اوستا، اون کفش چراغش فقط زیر پای اون دختر روشن میشد، اما چراغ دلِ اون پدر، با این کار تا آخر عمر روشنه...❤️ مابهالتفاوتش رو از حقوق خودم کم کنید.»
صاحب مغازه اشک در چشمانش جمع شد، صورت شاگردش را بوسید و گفت: «امروز بهترین کاسبی عمرم را یادم دادی. حلالت باشد...»
نتیجه اخلاقی:
گاهی برای اینکه «دلی» نشکند، باید قانونی را شکست.
بخشندگی فقط پول دادن نیست؛ گاهی «بهانهتراشی» برای حفظ آبروی یک انسان، بالاترین عبادت است.
#مهربانی_کیمیاست
حسین خسروی 🇮🇷
✅ ترتیل و ترجمه صوتی صفحه ۲۳۳ سوره مبارکه هود آیات ۹۸ الی ۱۰۸ @Khosravi
بسماللهالرحمنالرحیم
📗وَلا تَركَنوا إِلَى الَّذينَ ظَلَموا فَتَمَسَّكُمُ النّارُ وَما لَكُم مِن دونِ اللَّهِ مِن أَولِياءَ ثُمَّ لا تُنصَرونَ
و به کسانی که [به آیات خدا، پیامبر و مردم مؤمن] ستم کرده اند، تمایل و اطمینان نداشته باشید و تکیه مکنید که آتش [دوزخ] به شما خواهد رسید ودر آن حال شما را جز خدا هیچ سرپرستی نیست، سپس یاری نمی شوید.
سوره هود - آیه ۱۱۳
🌸 هر روز قرائت یک صفحه از #قرآن_کریم
🌿 صفحه ۲۳۴ 🌿
🇮🇷 @Khosravi