eitaa logo
حسین خسروی 🇮🇷
3.9هزار دنبال‌کننده
2هزار عکس
1.7هزار ویدیو
19 فایل
کانال دکتر حسین خسروی (معاون دانشجویی دانشگاه صنعتی شاهرود) شناسه جهت ارتباط مستقیم (بعضی اوقات به دلیل حجم زیاد پیامها، دیر پاسخ داده میشه): @hosseinkh110 تبلیغ نداریم!
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام بر هر کسی که خدا مقدر کرده است نوشته مرا بخواند عزای انتقام شهید نمی‌رود، می‌ماند ‌‌... برای کسی «بدرقه» می‌گیرند که بخواهد برود. رهبر شهید نرفته که برایش «بدرقه» بگیریم. شهید می‌خواهد. مردم نمی‌گویم عزاداری نکنید! مگر می‌شود شهید گریه کن نداشته باشد؟ اما عزاداری «بدرقه» نه، عزاداری «قصاص و انتقام» نگویند ترامپ و نتانیاهو بند کفش امام شهید هم نمی‌شوند!! قصاص جبران ارزش فرد رفته با قصاص قاتل نیست که بخواهید ارزش قاتل را با مقتول مقایسه کنید. مگر امام حسن مجتبی که ابن‌ملجم را قصاص کرد، لحظه‌ای از نبود ستون هدایتی به نام علی (علیه السلام) جبران شد؟ قصاص برای زندگی مانده هاست نه جبران رفته ها! [به حکم قرآن قصاص برای زندگی است] 🔺 مردم هر نمادی با خودتان به تشییع می‌آورید از رنگ و نوشته و شعار و پوشش و..... بوی « و » بدهد! عزاداری منتقم یعنی زینبی که از گودال بر سرزنان و عزادار بیرون می‌آید تا کاخ یزید را بر سرش خراب کند که هیچ، اصلاً بساط حسین کُشی را از عالم جمع کند. و دیدید که دیگر بعد از کربلا کسی جرأت نکرد بر سر امامان بعدی کربلای دیگری بیاورد. مردم برای حفظ امامان بعدی انقلاب بیایید نه برای « بدرقه » امام قبلی. امام قبلی اصلاً نرفته که بدرقه‌ای بخواهد. راهش عزای «قصاص و انتقام» است نه عزای غم زده ها. بگذارید جهانیان ببینند رهبری شهید شد با میلیون ها نه میلیون ها عزادار! ۱۲ تیر ۱۴۰۵ شیخ اسماعیل رمضانی
کفش و دخترک 👟💔 عصر پنجشنبه بود و مغازه کفش‌فروشی شلوغ. مردی میانسال با کاپشنی که رنگ و رویش رفته بود، دست دختربچه‌ی ۷-۸ ساله‌ای را گرفته بود و وارد شد. چشمان دخترک برق می‌زد. یک‌راست رفت سراغ کفش‌های صورتی چراغ‌دار که پشت ویترین دیده بود. دخترک با ذوق کفش را پوشید و شروع کرد به کوبیدن پاهایش روی زمین تا چراغ‌های پاشنه‌ی کفش روشن شود. خنده از لبش نمی‌افتاد. رو کرد به پدرش و گفت: «بابا! همین خوبه؟ همینه که قول داده بودی؟» پدر لبخند تلخی زد. آرام به سمت فروشنده رفت و قیمت را پرسید. فروشنده گفت: «۹۵۰ هزار تومان.» مرد انگار آب سردی رویش ریخته باشند، یخ کرد. دستش را بی‌اختیار روی جیبش گذاشت. می‌دانستم کل موجودی‌اش شاید به سیصد هزار تومان هم نرسد. به سمت دخترش برگشت. نمی‌دانست چطور بگوید «نه». زانو زد و آرام گفت: «دخترم... این کفش یکم برات تنگ نیست؟ انگار پات رو اذیت میکنه... بریم یه مدل دیگه ببینیم؟» دخترک با بغض گفت: «نه بابا، اندازه‌مه... به خدا پام راحته... قول میدم خرابش نکنم...» نگاه‌های سنگین مشتریان دیگر روی این پدر و دختر بود. پدر داشت خرد می‌شد. عرق سردی روی پیشانی‌اش نشسته بود. دست دخترش را گرفت تا با ناامیدی از مغازه بیرون بروند. ناگهان شاگرد مغازه که پسری جوان بود، با صدای بلند گفت: «آقا صبر کنید! اون کفش رو نذارید سر جاش!» همه برگشتند. پسر جوان با عجله دوید و جعبه کفش را از دست دختر گرفت و با حالتی جدی به صاحب‌کارش (فروشنده اصلی) گفت: «اوستا! این همون جفته که لنگه‌ش توی انبار زیر نور آفتاب رنگش یه پرده رفته بودا! همونی که زدیم تو لیست حراجیِ انبارگردانی.» بعد رو کرد به پدر و با صدایی که همه بشنوند گفت: «آقا شانس آوردید! این مدل چون تک‌سایز شده و یه ایراد جزئی رنگ داره (که اصلا معلوم نبود)، قیمتش شده ۱۸۰ هزار تومان. اگه نمی‌خواید بذارم برای مشتری بعدی؟» پدر با ناباوری به پسر جوان نگاه کرد. او می‌دانست کفش هیچ ایرادی ندارد. نگاهی به چشمان پسر انداخت و مهربانیِ زلال را در آن دید. با صدایی لرزان گفت: «بله... بله می‌خوایم.» پول را داد. وقتی داشتند می‌رفتند، دخترک خوشحال‌ترین بچه دنیا بود و پدر، با قامتی که انگار دوباره راست شده بود، دست دخترش را فشرد. موقع خروج، پدر برگشت و با نگاهی خیس از اشک، فقط یک بار سرش را برای شاگرد مغازه تکان داد. آن نگاه، هزاران کلمه تشکر داشت. بعد از رفتن آن‌ها، صاحب مغازه که تا آن لحظه ساکت بود، جلو رفت و به شاگردش گفت: «پسر! اون کفش سالم بود! چرا ضرر زدی به دخل؟» شاگرد لبخندی زد و گفت: «اوستا، اون کفش چراغش فقط زیر پای اون دختر روشن می‌شد، اما چراغ دلِ اون پدر، با این کار تا آخر عمر روشنه...❤️ مابه‌التفاوتش رو از حقوق خودم کم کنید.» صاحب مغازه اشک در چشمانش جمع شد، صورت شاگردش را بوسید و گفت: «امروز بهترین کاسبی عمرم را یادم دادی. حلالت باشد...» نتیجه اخلاقی: گاهی برای اینکه «دلی» نشکند، باید قانونی را شکست. بخشندگی فقط پول دادن نیست؛ گاهی «بهانه‌تراشی» برای حفظ آبروی یک انسان، بالاترین عبادت است.
حسین خسروی 🇮🇷
✅ ترتیل و ترجمه صوتی صفحه ۲۳۳ سوره مبارکه هود آیات ۹۸ الی ۱۰۸ @Khosravi
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم 📗وَلا تَركَنوا إِلَى الَّذينَ ظَلَموا فَتَمَسَّكُمُ النّارُ وَما لَكُم مِن دونِ اللَّهِ مِن أَولِياءَ ثُمَّ لا تُنصَرونَ و به کسانی که [به آیات خدا، پیامبر و مردم مؤمن] ستم کرده اند، تمایل و اطمینان نداشته باشید و تکیه مکنید که آتش [دوزخ] به شما خواهد رسید ودر آن حال شما را جز خدا هیچ سرپرستی نیست، سپس یاری نمی شوید. سوره هود - آیه ۱۱۳ 🌸 هر روز قرائت یک صفحه از 🌿 صفحه ۲۳۴ 🌿 🇮🇷 @Khosravi
4_297669198144866784.MP3
زمان: حجم: 875.3K
✅ ترتیل و ترجمه صوتی صفحه ۲۳۴ سوره مبارکه هود آیات ۱۰۹ الی ۱۱۷ @Khosravi
حسین خسروی 🇮🇷
به ظالمان تمایل نداشته باشید و تکیه نکنید... و چه ظالمی ظالم تر از آمریکا؟