خزعبلات؛
کاش الان مشهد بودم عمیقاً بهش نیاز دارم
دوستم الان از جلوی ضریح بهم زنگ زد:»
بارون آروم آروم میباره و بوی چای هل و بهارنارنجی که تازه دم کردم همهجارو پر کرده.
به هر کجای این خونه که نگاه میکنم یاد تو میوفتم.
اگه بودی، احتمالا الان تازه از مسجد برگشته بودی و از نونوایی نون تازه برامون خریده بودی. بعد من ازت میپرسیدم باباجی برات چایی بریزم؟
و بعد باهم چایی میخوردیم و تو برام شعر میخوندی.
ولی تو دیگه نیستی و هرجای این خونه رو که نگاه میکنم، تورو اونجا نمیبینم.
خزعبلات؛
چرا بقیه میتونن تو ایتا اهنگ بفرستن ولی من نه؟😭
خودتون برید آهنگ دوسِت داشتم چاووشی رو تو بارون گوش بدید*
من عاشق پرایوت آدمام چون معمولاً آدما اونجا خود واقعیشونن.
برای همین وقتی میبینم یکی بهم اعتماد کرده و منو آدم امنی دونسته و تو پرایوتش راه داده خیلی ذوقی و قشعقستقظثعظ میشم و سعی میکنم هیچوقت از اعتمادش سواستفاده نکنم😭😭💘
هدایت شده از رواقِ دل
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
[ او نمیداند حسین کیست
و هیچ درکی از نبرد کربلا ندارد... ]