خزعبلات؛
از دست مامانبزرگ که میگفت از خونه بیرون نرو سرما میخوری فرار کردم و یه پتو رو سرم کشیدم و بدوبدو ت
اولین عید غدیری که تو نیستی..
اولین عید غدیری که به عنوان سید بزرگ فامیل خونهتون پر از مهمون نبود و چقدر سخت میگذره این اولینها..
از تو آسمونا برامون عیدی بفرست و زندگیمونو مثل هرسال پر از برکت کن بابابزرگ.
یه فاتحه لطف میکنید؟
خزعبلات؛
درموردش پتومو میکشم رو سرم میخوابم.
امام رضا همین الان سلام رسوند گفت بهش بگو به جای اینکه درموردش پتو بکشه رو سرش و بخوابه بیاد با خودم حرف بزنه همه چیو درست میکنم :)
خزعبلات؛
تنها ملتی هستیم که از شروع جنگ خوشحاله😂
ببین انقد نیومدی خونم برام کیک شکلاتی بپزی که دوباره جنگ شد😭
آخرش من دعوت حقو لبیک میگم و تو برام کیک نمیپزی :)))