دلم میخواهد کنارم باشی.
نه در این صفحه چت لعنتی ، نه پشت گوشی ، نه در عکس های بی روح ، خسته شدم از این کنار هم بودن ها که نصف احساساتمان را هم نمیتوانیم بهم ابراز کنیم ؛ خسته شدم از بغل های مجازی ، دلم تورا دقیقا کنار دستم میخواهد طوری که بدون حرف زدن حالم را بفهمی ، آخر میدانی ، اشک های پشت گوشی هیچوقت احساس نمیشوند.
فقط اون چند ساعتی که استخر بودیم رو همه خطاب بهم اینجوری بودن که:
واییییی تو مثلاً کنکورییی ایییییی؟
چجوری میتونی انقد راحت روی آب بخوابی و ریلکس کنییییی؟😱
چجوری میتونییی زنده باشییییی؟😱
چرا اصلا پاتو از خونه بیرون گذاشتییییی؟😱
خاک تو سرت چرا نمیمیری؟
پ.ن منی که کل امروزو داشتن توی دلم رخت میشستن*🤡
ببخشید که به عنوان یه کنکوری تصمیم دارم تا بعد از کنکور زنده بمونم و همه زندگیم رو بر مبناش قرار نمیدم🤡
من زیاد مناظره هارو ندیدم پس نمیتونم نظر خاصی بدم ولی همین یکمم که دیدم به این نتیجه رسیدم که همشون اسکل مسکل میزنن و نه تنها در حین صحبت ده بار تُپُق میزنن و سوتی میدن،بلکه همش قصد دارن با بولدوزر از روی هم دیگه رد بشن و همو قهوه ای کنن.
و تنها کسی که حس کردم صادقانه داره در مورد هدف هاش واسه ی کشور میگه آقای جلیلیِ.
خزعبلات؛
من زیاد مناظره هارو ندیدم پس نمیتونم نظر خاصی بدم ولی همین یکمم که دیدم به این نتیجه رسیدم که همشون
آها راستی آقای قاضی زاده هم خیلی مرتب و منظم بود و مثل گُل پسرا اونجا نشسته بود ؛ دوسش داشتم.🌝😂
متاسفانه من در حد يكی دو هفته ميتونم كينه به دل بگيرم، بعدش ميشم همون اسكل سابق معذرت نخواسته ميبخشم همه رو.
بابا چقد شماها باکلاسید میرید پیش تراپیست.
من وقتی از مشکلاتم میگم همه میگن برو بابا هیچیت نیس اینا همش تلقینه،انقد به خودت تلقین نکن که حالت بده،درست میشی🌚
واسه هیچ کاری وقت ندارم چون درس دارم، ولی درس هم نمیخونم. نمیدونم چه اتفاقی داره میوفته.