خزعبلات؛
بعد کنکور برنامه فساده. البته فاسد شدن توی تخت و تو گوشی چرخیدن*
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دقیقاً همونجایی که حتی با روضه ی سنگین هم اشکام نمیاد،میفهمم که باز یه غلطی کردم،یه خبطی کردم،یه گناهی کردم،که دلم اینجوری از سنگ شده...
و اون لحظه حس و حالم اینجوریه که دلم میخواد از یه بلندی خودمو پرت کنم پایین ولی با چشمای خشک از هیئت بیرون نرم.
انقدر این حس واسم خجالت آوره که حتی روم نمیشه وسط روضه سرمو بالا بیارم.
نمیدونم درک میکنید یا نه ولی واقعاً دلم میخواد این چشمایی که نمیتونه واسه اهل بیت گریه کنه رو در بیارم و بندازم جلوی سگ.