پس فرداشم امتحان داشتیم بعد وقتی از سالن اومدیم بیرون دیدیم همه دهمیا و یازدهمیا تو حیاط میز چیندن و بازارچه راه انداختن:))))
یعنی همش خوراکی بود یا لوازم آرایشی و بدلیجاتتتتتت
روحم داشت پرواز میکرد:))))
از عدسی بگیر تا سالاد ماکارونی و ساندویچ سرد
از لواشک و ترشی و خیارشور بگیر تا کیک و شیرینی
از رژ لب بگیر تا تمام وسایل روتین پوستی و آرایشی
اصلا بهشت بودااااااا
تازه یه گوشه حیاطم کراپ میفروختن😂😂😂
ماهم که خبر نداشتیم یه قرون پول همراه خودمون نبرده بودیم یعنی بغضمو همراه با آب دهنم با دیدم اون خوراکیا قورت میدادمممم:))
تهشم کل کیفمو زیر و رو کردم ۴۲ تومن پول جمع شد رفتم یه ماسک صورت خریدم😂😂😂
ماسکه ۴۳ تومن بود منم به دختره(فروشنده)گفتم عزیزم ۴۲ تومن بیشتر ندارم میتونم به جای اون هزار تومن یه بوس بهت بدم لتبحهیعتیخعتع🙂😂
خزعبلات؛
چقد صدام بخاطر سرماخوردگی تو دماغی شدهفخزخفیخفیهف
یه طرف بینیم آبشار نیاگارا
یه طرف بینیم کویر لوت
کتَفی بِنفسك لنفسَك
فَهذا زمن العابِرین
به خودت برای خودت اکتفا کن
که این زمانه،
زمانه رهگذران است.