خزعبلات؛
من تازه بهشتو روی زمین پیدا کرده بودم؛)
ولی نتونستم زیاد ازش استفاده کنم و همین باعث میشه تا مدت ها قلبم از شدت غم و اندوه درد بگیره.
مامان بابامو بعد از ده روز محکم بغل کردم.
اونا آروم شونه هاشون میلرزید ولی من انقد خسته و مریض و تب دار بودم که فقط خودمو تو بغلشون رها کردم.
خزعبلات؛
وقتی رسیدم خونه به صورت رگباری براتون ویس میدم و تعریف میکنم که در سفر بر من چه گذشت...
فعلاً شرایط ویس دادن با این بینی گرفته و صدای زاقارت رو ندارم شرمنده😭😂