چند وقتیه به سرم زده که برم مدرسه ی دبستانم و ازشون بخوام پرونده های یازده سال پیش رو بگردن تا بتونم شماره ای از دوستِ صمیمیِ کلاس اولم پیدا کنم چون واقعا خیلی بهش فکر میکنم و دلم میخواد ببینمش.
اون تنها و اولین کسی بود که همیشه حواسش بهم بود و بخاطر من با دوستای دیگم دعوا میکرد و نسبت به من حسود بود.
بعد از اون دیگه هیچوقت انقدر تو اولویت دوستام نبودم که بخوان روم حساسیتی نشون بدن.
یه چله هست که از فردا شروع میشه اسمشو نمیدونم ولی میگن خیلی فضیلت داره.
میتونیم مثلاً روزی ۱۰۰ تا صلوات بفرستیم یا مثلا سعی کنیم نمازامونو اول وقت بخونیم یا یکی از گناهامونو بزاریم کنار...
هر کاری که فکر میکنین چهل روز میتونین پیوسته انجام بدین رو انتخاب کنین حتی اگه کم باشه.
امیدوارم بتونیم با این چله حداقل کمی روحمونو برای محرم پاک کنیم و آماده بشیم.
رفتم جلوی مامانم خودمو زدم به غش و کولی بازی در آوردم که آی فلان شدم آی بهمان شدم،قلبم داره میگیره،نفسم تنگ شدهههه
میگه چته باززز؟
خیلی جدی زُل زدم تو چشاش گفتم بوسِ خونم افتاده اگه بهم یَک دانه بوس ندی میمیرم.
همینطوری که سعی داشت خندشو قورت بده تا ابهتش حفظ بشه گفت چه جونوری هستی تو!
بیا بوست کنم دختره ی فلان فلان شده.
بعدشم دو تا بوس خوشکل گرفتم🌝
خزعبلات؛
رفتم جلوی مامانم خودمو زدم به غش و کولی بازی در آوردم که آی فلان شدم آی بهمان شدم،قلبم داره میگیره،ن
دیگه خانواده رو عادت دادم خودشون خیلی خودکار وقتی از کنارم رد میشن یه بوس میدنو میرن😔😂
حتی اون داداشم که همیشه میگفت من از این لوس بازیا خوشم نمیاد و به جای بوس کتک کاری میکردیمم اومد بوسم کرد🙂😂.
هنوز شام درست حسابی ای نخوردم و دارم از گشنگی میمیرم.
الان یه ترکیب جدید و جادویی به فکرم رسید که فکنم خیلی خوشمزه باشه.
میخام نودل قارچ و پنیرو با سس پاستا آلفردو قاطی کنم اسمشم گذاشتم نودل آلفردو.
سس آلفردو:
یه قاشق آردو با کره یا روغن تفت میدی بعد که از خامی در اومد بهش شیر اضافه میکنی تا حدی که حالت سس مانند پیدا کنه بهش پودر سیر و آویشم میزنی خامه هم اگه دوست داشتی بزن ولی من نمیزنم چون حجمش خیلی سنگین میشه و معدم درد میگیره بعدشم به سس قارچ تفت داده شده اضافه میکنی قارچو هم میتونی همون گوشه ی ماهیتابه کنار اون آرد و کره یه تفت کوچولوبدی و بعد نودل آبکش شده رو اضافه میکنی و ادویه نودلو میریزی اگه دوست داشتی میتونی پنیر پیتزا و سینه مرغم اضافه کنی ولی من نمیریزم.
من خودم هنوز امتحانش نکردم و فقط ایدش به ذهنم رسید.
اگه امتحان کردین و خوشتون اومد بهم بگین.
«سلاماً على من غرسوا وروداً في أرواحنا و رحلوا دون رعايتها.»
سلام بر آنها که در جانمان گلها کاشتند و بیمراقبت رها کردند.
یکم واسه ی این پیام دیر شده ولی میخواستم بهتون بگم که اگه کسی روز دخترو بهتون تبریک نگفت یا براتون هدیه نخرید ناراحت نشید چون تنها کسی که میتونه مسبب حالِ خوبتون باشه فقط و فقط خودتونید.
هر کاری که فکر میکنید باعث میشه حالتون خوب بشه رو انجام بدید؛هر کاری که در توانتونه و شرایطشو دارید.
مثلاً برید بیرون خوش بگذرونید یا اگه نمیتونید برید بیرون تو خونه یه غذای خوشمزه یا یه کیک برای خودتون درست کنید،به سر و وضعتون برسید و از خودتون کلی عکسای دافی طور بگیرید،نقاشی بکشید،آهنگ گوش بدید،با دوستاتون حرف بزنیدو...
خلاصه،قدر خودتونو بدونید و برای حال خوبتون تلاش کنید و منتظر نباشید و توقع نداشته باشید که یه نفر از در بیاد تو و حال شمارو خوب کنه یا خوشحالتون کنه!
روزتون مبارک فرشته های زمینی🤍.
از کیلومتر ها دورتر،یه بوس و بغلِ محکم برای تک تکتون🫂؛
خزعبلات؛
دارم کم کم احساس خطر میکنم. روز دختر نزدیکه و مامانم اینستاگرام داره و این خیلی ترسناکه. مخصوصاً اون
الحمدالله که امسال مامانم یکی از عکسای خوشکلمو استوری کرده💘.
یادمه وقتی حدود ۱۰ ۱۱ ساله بودم روز دختر هی با دخترای فامیل آهنگ روی پیشونی فرشته ها نوشته رو میخوندیم بعد اون موقع هنوز روز پسر نداشتیم پسر خالمم که همسن خودمه عصبانی شده بود که آی چرا روز پسر نداریم و فلان منم بهش گفتم میدونی چرا؟چون روی پیشونی شیطونکا نوشته هر کی پسر داره جاش وسط جهنم😂😂😂
انقد عصبی شده بود و بغض کرده بود که میخواست بزنه زیر گریه منم هی اینو براش میخوندم و هار هار میخندیدم آخرشم از بس رواعصابش راه رفتم قهر کرد رفت😂😔.
یکم از امروزی که نبودم بگم...
تا بعد از ظهر کار خاصی نکردم بعدش خالم زنگ زد پاشید بریم پارک یه حال و هوایی عوض کنیم و با دختر خاله هام یکم تو پارک قدم زدیم و حرف زدیم همینطور که داشتیم قدم میزدیم دیدیم چند تا پسر دارن با هم دعوا میکنن و دست به یقه شدن منم که عاشق دعوام میگفتم تروخودا یکم اینجا وایسیم ببینیم دعواشون به کجا میکشه که دختر خاله هام دستمو گرفتن و کشون کشون بردن و نفهمیدم آخرش نتیجه ی دعوا چی شد😔😂
بعدم که تصمیم گرفتیم از پارک بریم بیرونو یه چرخی تو خیابونا بزنیم گفتیم بریم رو پل هوایی و اینا بعد یه اکیپ پسر بودن که میخواستن رفیقشونو از پل پرت کنن پایین و ماهم خیلی جدی منتظر بودیم تا پسره پرت بشه پایین ولی ننداختنش😔
پسره جوری جیغ میزد انگار داره میزاد😂😂
واقعاً من منتظر اتفاق هیجان انگیزی بودم یعنی چی که پرتش نکردین پایین؟
شوخی پسرا کلاً تو یه لول دیگه ایه*
مثل اسکلا از پل هوایی رفتیم اون طرف خیابون بعد از اون طرف خیابون ازوسط ماشینا رد شدیم و برگشتیم دوباره همون طرف خیابون🌚😂
بعدم که مامانم زنگ زد زود برگردید داریم میریم ماهم گفتیم اوکی تا ده دییقه دیگه اونجاییم.
منو دوستام که کیلومتر ها ازپارک دور شده بودیم و داشتیم به سمت نا کجا آباد قدم میزدیم: