مامانم بدون اینکه بهم بگه روسریمو داده به خالم خالمم سرش کرده برده کربلا.
الان که برگشته داره با مامانم تلفنی حرف میزنه و مامانم از خنده داره ریسه میره میگه روسری بچمو چیکار کردی و من اینجوری بودم که مامان جریان این روسری چیه؟
میگه هیچی خالت روسریتو پرت کرده رو ضریح امام حسین:)))))
کاش من روسریم بودم:)))))
صبح از خواب بیدار شدم دیدم آب نیس، برق نیس، تلفن نیس، اینترنت نیس.
انگار یهو پرت شدم تو سال 1235شمسی.