eitaa logo
خزعبلات؛
274 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
227 ویدیو
4 فایل
ـ‌محزون ولی امیدوارـ بدون اکسیژن زنده میمانم، بدون چای هرگز. سبز باش و‌ سبز بمون' راستی یادت نره لبخند بزنی* https://daigo.ir/secret/685040610
مشاهده در ایتا
دانلود
خب خب باید بگم تو این بازه‌ی ۱۷ تا ۱۸ سالگی خیلی تغییر کردم و بزرگ تر شدم و طبیعتاً خودم خیلی بیشتر متوجه این تغییرات میشم. از خدا ممنونم که سر راهم کلی آدمای مهربون قرار داد تا بهم صادقانه محبت کنن و‌ دوستم داشته باشن و منم متقابلاً بهشون بی منت عشق بورزم و همچنین ممنونم که یه سری آدم پست و بد‌ذات هم سر راهم قرار داد تا یاد بگیرم که هر آدمی لیاقت محبت و احترامم رو نداره و گاهی باید احساساتم رو دور بندازم قبل از اینکه ازش سواستفاده بشه.. خلاصه اینکه ۱۷ سالگی برام پر از حس های جورواجور و صد البته خوب بود که با سفر به مشهد و‌ کربلا به پایان رسید و‌ چه پایانی از این خوش‌تر؟! :) 1403/6/26✨
مامانم داشت بهم میگفت الان که هیجده سالت شده میتونی خیلی کارا بکنی مثل گواهی نامه گرفتن و، که من یهو پریدم وسط حرفش و گفتم دزدی کردن؟ مامان من میخوام برم خلافکار بشم اینجوری اگه هم پلیس منو بگیره خودم میرم زندان چون به سن قانونی رسیدم دیگه.. همینجوری که داشتم یه ریز حرف میزدم و درباره کارایی که بعد از هیجده سالگی میتونم انجام بدم واسش میگفتم گفت پاشو پاشو دختر برو انقدر چرت و پرت نگو من تازه زاییدم خستم مزاحمم نشو😂
مادر من مگه دزدی چشه؟ من به یه عالمه پول نیاز دارم خباژماژامطلطنل😭😭😭 پول باد آورده میخوام😭😭 پولِ دزدی میخوام😭😂
امروز با وجود یه عالمه کاری که روی سرم ریخته خیلی خیلی پر انرژیم و راضی ام از خودم✅
خزعبلات؛
امروز با وجود یه عالمه کاری که روی سرم ریخته خیلی خیلی پر انرژیم و راضی ام از خودم✅
نمیدونم ولی سعی دارم از این به بعد به همه چیز دید مثبت تری داشته باشم و خب شاید این شروع تازه ای واسم باشه..
‏من واقعا توانايی اينو دارم که اگه بدترين دشمنمم تولدمو تبريك بگه باهاش صلح كنم.
خزعبلات؛
ترکیب اکیپمون مثل ترکیب قورمه سبزی و پیتزا میمونه😔😂
امشب همین دخترا اومده بودن واسه تولدم سوپرایزم کنن که البته برای فرد اورثینگر با حس ششم قوی ای مثل من زیاد کارساز نبود ولی خب خیلی خوشحالم کردن🫂 من داشتم تو اتاقم نماز میخوندم بعد به محض اینکه سلام نمازمو دادم دیدم برف شادی داره از محل زخمام وارد میشه به طوری که با هر عطسه ای که میکردم برف شادی ازم خارج میشد😔😂 بعدشم رفتیم یکم تو پارک سر کوچمون آتیش سوزوندیم و پارکو تحت سلطه خودمون در آورده بودیم🌝😂
ایناروهم اونا واسم خریدن😭😂
خزعبلات؛
ایناروهم اونا واسم خریدن😭😂
من چون تو دوران بچگیم بنابر گفته پدر مادرم خیلی شبیه قورباغه بودم اینو مخصوصاً واسم گرفتن:))) خیلی دوسش میدارم ولیاژملسلنسلپسپلسلن😭
‏یه روز زیبای دیگه بدون استفاده از موازنه و درصد جرمی.