خوابوندن بچه ها واقعاً کار سختیه.
فرض کن دهنت کف کرده از بس کتاب داستان واسش خوندی بعد دیگه خودتم داری کم کم خواب میری یهو برمیگرده بهت میگه یکی دیگه بخون من هنوز خوابم نگرفته حالا حالاها نمیخوابم.
اونجاس که دلم میخواد زجه بزنم.
کاش بتونم جلو خودمو بگیرم انقدر نخوابم جدی.
تا الان خواب بودم. عمم اومد بالاسرم بیدارم کرد بعد که اومدم تو هال دیدم یه عالمه مهمون نشسته کنارهم دسته به دسته، قیافه منم شبیه جنگ زده هاااا
بعد همه باهم بر میگردن میگن ساعت خواب نازنین خانوم؟ ما دیگه فکر کردیم اصلاً خونه نیستی نگو خواب بودی🤡🤡
واقعاً هیچ راهی نداره مامانم بزاره همراه دانشگاه برم مشهد. پس؟
میرم تو کانال کراش یابی دانشگاه یه آگهی شوهر موقت میزنم بعدشم دست شوهر قشنگمو میگیرم مفتکی باهم میریم مشهد💘
میخواستم برم از سلف ناهار بگیرم که یکی از بچه ها برگشت گفت غذاهای سلف پر از کافوره و قشنگ مزهش حس میشه🤡
چیکار داره میکنه دانشگاه با ما؟😔😂
کافور آخه؟ مگه سربازیه؟
قشنگ از کانال کراش یابی دانشگاه که چندین کا عضو داره مشخصه که کافورا اثرگذار بوده🙏🏻
دلم میخواد وسط کلاس پاشم رو به استاد ادبیات بگم کم گوی و گزیده گوی چون دُر
بعدم از کلاس بزنم بیرون.
بسه دیگههههههه یه ساعت و نیمه داری حرف میزنی تازه درسم ندادی وا
گشنمونه بابا بزار بریم یه همبرگر کافوری ای چیزی بخوریم بعد میایم هر چی خواستی بگو😭😭😭😭
تازه دو ساعت بعدم باهاش کلاس داریم خدا مرگم بده
خزعبلات؛
دلم میخواد وسط کلاس پاشم رو به استاد ادبیات بگم کم گوی و گزیده گوی چون دُر بعدم از کلاس بزنم بیرون.
انقد سر کلاس گفتیم گشنمونه و بزارین بریم و بسه دیگه و فلان
استاد باهامون سر لج افتاده الان میخواد ازمون کتبی بگیره🤡
بابا مرددددد تو که هنوز درسی ندادی😭😭😭
خزعبلات؛
انقد سر کلاس گفتیم گشنمونه و بزارین بریم و بسه دیگه و فلان استاد باهامون سر لج افتاده الان میخواد از
گفت انشا بنویسیم🤡
انشا دربارهی من.