دوستامو درست تربیت کردم. وقتی کار بدی میکنن، بیشتر از خبردار شدن مامانشون از خبردار شدن من میترسن🤏🏻
یه کتاب جدید رو با عذاب وجدان فراوان سفارش دادم. حس میکنم دارم به کتاب های خونده نشدهم توی کتابخونه خیانت میکنم.
برداشتن کلاس اندیشه اونم ساعت هشت صبحِ شنبه، شوخی زشتی بود که با سلامت روانم کردم.
یه دخترِ رندوم ته کلاس
استاد چرا نمازو باید عربی بخونیم؟ ما که عرب نیستیم میخوایم فارسی بخونیم
بس کن زننننن
کوبیدن سر به در و دیوار*
استاد اندیشه برگشت بهم گفت سه جلسه غیبت داری حواست باشه
بعد من اینجوری بودم که چیییییییی
من کلا یه جلسه سر کلاسش نبودم اونم بخاطر کارای راهیان نور دانشگاه بود
اون دو جلسشو از کجا در آوردی مرددد😭😭😭
نتونستم متقاعدش کنم که غیبت نداشتم و اشتباه شده
خیلی عصبیام واقعاً