قشنگ ترین چشم ها بیشترین اشک هارا ریخته ، قشنگ ترین لبخند بیشترین درد ها را کشیده ، مهربان ترین آدم بیشترین زخم هارا خورده .
نشسته ام وسط زندگی
صبور ، غمگین ، امیدوار ، خسته و ادامه دهنده و ادامه دهنده .
< محمد یغمایی >
گاهی اوقات دلم میخواهد در تاریکی گم بشوم . از خودم میگریزم . از خودم که همیشه مایهی آزار خودم بودهام . از خودم که نمیدانم چه میکنم و چه میخواهم .
کام دنیا بر لبم هرگز نشد ، اما گذشت .
کس چه میداند چه ها بر ما گذشت !
خنده بر لب بغض دنیا خورده ایم .
خنده و بغض جهان یکجا گذشت .