eitaa logo
مداحی و ختم خوانی نوحه های ناب
3.5هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.6هزار ویدیو
98 فایل
قیامت بی حسین غوغا ندارد”شفاعت بی حسین معنا ندارد”حسینی باش که در محشر نگویند”چرا پرونده ات امضاء ندارد به مدیریت کربلایی محمد تقی سبحانی مداح اهل بیت (ع) @mohammadd1352
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🌸🍃🌸 🍃🌸 🍃 ✍روزی راهبی با جمعی از مسیحیان به مسجد النبی (صلی الله علیه و آله و سلم)آمدند در حالیکه طلا و جواهر و اشیاء گرانبها داشتند. 🔸پس راهب رو کرد به جماعتی که در آنجا حضور داشتند ( أبوبکر نیز در بین جماعت بود ) و سوال کرد "خلیفه ی نبی و امین او چه کسی است؟" پس جمعیت حاضر ، ابوبکر را نشان دادند ، پس 🔹راهب رو به ابوبکر کرده و پرسید نامت چیست؟ ابوبکر گفت ، نامم "عتیق" است راهب پرسید نام دیگرت چیست؟ گفت نام دیگرم "صدیق" است. راهب سوال کرد نام دیگری هم داری؟ ابو بکر گفت "نه هرگز" پس راهب گفت گمان کنم آنکه در پی او هستم شخص دیگریست. 🔸ابوبکر گفت دنبال چه هستی؟ راهب پاسخ داد من با جمعی از مسیحیان از روم آمدم و جواهر و اشیاء گرانبها آوردیم و هدف ما این است که از خلیفه ی مسلمین چند سوال بپرسیم ، پس اگر توانست به سوالات ما پاسخ دهد تمام این هدایای ارزنده را به او میبخشیم تا بین مسلمانان قسمت کند و اگر نتوانست سوالات ما را پاسخ دهد اینجا را ترک کرده و به سرزمین خود باز میگردیم. 🔹ابوبکر گفت سوالاتت را بپرس ، راهب گفت باید به من امان نامه بدهی تا آزادانه سوالاتم را مطرح کنم و ابوبکر گفت در امانی ، پس سوالاتت را بپرس. ▪️راهب سه سوالش را مطرح کرد: 1)ما هو الشئ الذی لیس لله؟ چه چیزاست که از آن خدا نیست؟ 2)ما هو شئ لیس عندالله؟ چه چیزاست که در نزد خدا نیست؟ 3)ما هو الشئ الذی لا یعلمه الله؟ آن چیست که خدا آن را نمیداند؟ 🔸پس ابوبکر پس از مکثی طولانی گفت باید از عمر کمک بخواهم ، پس بدنبال عمر فرستاد و راهب سوالاتش را مطرح کرد ، عمر که از پاسخ عاجز ماند پس بدنبال عثمان فرستاد و عثمان نیز از این سوالات جا خورد ، و جمعیت گفتند چه سوالیست که میپرسی؟خدا همه چیز دارد و همه چیز را میداند. 🔹راهب نا امید گشته قصد بازگشت به روم کرد ، ابوبکر گفت : ای دشمن خدا اگر عهد بر امان دادنت نبسته بودم زمین را به خونت رنگین می کردم . 🔸سلمان فارسی که شاهد ماجرا بود بسرعت خود را به امام علی (ع)رسانده و ماجرا را تعریف کرد و از امام خواست که به سرعت خودش را به آنجا برساند. 🔹پس امام علی علیه‌السلام با پسرانش امام حسن (ع )و امام حسین (ع )میان جمعیت حاضر و با احترام و تکبیر جماعت حاضر مواجه شدند. 🔸ابوبکر خطاب به راهب گفت ، آنکه در جست و جویش هستی آمد ، پس هر سوالی داری از علی (ع) بپرس! راهب رو به امام علی (ع) کرده و پرسید نامت چیست؟ 🔹امام علی (ع) فرمودند: نامم نزد یهودیان "" نزد مسیحیان "" نزد پدرم "" و نزد "حیدر" است. پس راهب گفت ، نسبتت با نبی (ص) چیست؟ امام (ع )فرمودند: او برادر و پسرعموى من است و نیز داماد او هستم. 🔸پس راهب گفت ، به عیسی بن مریم قسم که مقصود و گمشده ی من تو بودی. پس به سوالاتم پاسخ بده و دوباره سوالاتش را مطرح کرد. امام علی (ع) پاسخ دادند: فإن الله تعالی أحد لیس له صاحبة و لا ولدا فلیس من الله ظلم لأحد و فإن الله لا یعلم شریکا فی الملک 🔹آنچه خدا ندارد ، زن و فرزند است. 🔹آنچه نزد خدا نیست ، ظلم است 🔹و آنچه خدا نمیداند ، شریک و همتا برای خود است 🔸پس راهب با شنیدن این پاسخها ، امام علی را به سینه فشرد و بین دو چشم مبارکش را بوسید و گفت: "أشهد أن لا اله إلا الله و أن محمد رسول الله و أشهد أنک وصیه و خلیفته و أمین هذه الامة و معدن الحکمة" ✅به درستی که نامت درتورات إلیا و در انجیل ایلیا و در قرآن علی و در کتابهای پیشین حیدر است ، پس براستی تو خلیفه ی بر حق پیامبری، سپس تمام هدایا را به امام علی (ع) تقدیم کرد و امام در همانجا اموال را بین مسلمین قسمت کرد. ✍عزيزان (ع) توفيقيست كه نصيب هركسي نميشود. ⬅️ پیامبر(ص)فرمود:هرکس فضائل امیرالمومنین علی ابن ابیطالب (ع)را نشردهد، مادامیکه از ان نوشته اثری باقیست ملائکة الله برای او استغفار می کنند ) ✅ 📚منبع : کتاب الإحتجاج مرحوم طبرسی ره ، ج۱ ص: ۲۰۵ تا ۲۰۷
•چش من کم سو شده... و توسل به امام هادی علیه السلام اجرا شده در سال۱۴۰۰ چش من کم سو شده، کارم تمومه بغض غم‌ چند وقتیه، توی گلومه خسته شدم از این تبعید امیدمن شد نامید وفا ندارن این مردم چی بگم از دست اینها حکایت کوفه است اینجا حیا ندارن این مردم بعد عُمری ببین آخر، کجاها من رو آوُردن شبیه عمه و جدّم، منو بزم شراب بردن امون ای دل، امون ای دل .‌.. رسیده‌ جون به لیم، از دست اینها میخونم با هر نفس، مدد یا زهرا یاد مدینه افتادم نمیره داغت از یادم روضه میخونم زیر لب بشکنه دست اون‌ نامرد که صورتت رو نیلی کرد جلوی چشمای زینب به غرورِ حسن برخورد، که شدی رو زمین پرپر ملائک گریه میکردن، واسه چشم‌ تره حیدر امون ای دل، امون ای دل... آسمونه سامرا، به رنگ خونه دل من تو‌ کربلاست، خدا میدونه شکر خدا شد تقدیرم با لب تشنه میمیرم میسوزم از زهر دشمن اگه تک‌وتنها بودم غریب سامرا بودم در اَمونه ناموسه من لب گودال ومی بینم، پریشون خواهر افتاده ته گودال ومی بینم، از نفس مادر افتاده امون ای دل، امون ای دل .‌..
┄━═✿♡﷽♡✿═━┄ ➖➖➖➖➖ گهی بتول گوزی یاشلی کربلایه گیدر ➖➖➖➖➖ حالات حضرت امام هادی علیه السلام به . . . مرحوم سعدی زمان . . گهی بتول گوزی یاشلی کربلایه گیدر گهی بقیعه گهی سُرّ مَن رَآیَه گیدر . امام نور هدادور خدایه آیت دور امام قدرت قهّاره بیر علامتدور . امام اولماسا اولماز بو عالم تکوین مدار عالم امکان وجود حجّت دور . امام اولماسا افلاک برقرار اولماز قوام ارض و سمایه امام علّت دور . اودور خلایقه واجبدی امر و نهی امام علی ولایتی شرط قبول طاعت دور . ولایت اولماسا اسلام فایده ویرمز امام معرفتی افضل عبادتدور . تمام عبادت و طاعات فرض اولونسا جسد جسد ایچینده فقط روح بیر ولایت دور . رسول اکرم ایدوب اون ایکی وصی تعیین اولار امام امم ، پیشوای امّت دور . بو اون ایکی نفرون دوردونون علیدور آدی او آدلار عرش خدای جلیله زینت دور . بیری بقیعیده اوز جدینون مزارینده بریسی طوسیده ...
نوحه شهادت حضرت امام هادی (ع)   آغلا اَیا فاطمه ، ناله و فریاده گل اوغلون علیّ النّقی ، جان وئروری داده گل   اولمادی اوغلانلارون دهریده بیر شاد اولا غصّه و غمدن خانم لحظه ای آزاد اولا شغل لری دائماً ناله و فریاد اولا هئچ بیرینون گُل یوزی گُلمَدی دنیاده گل   اُول متوکّل لعین اوغلووا اولدی دُچار کینیله باطنده کی بغضون ائدوب آشکار قویمادی راحت قالا چوخ اونا وئردی فشار هر نه خیاله گلور ائتدی او ناشاده گل   جدّی پیمبردن هئچ ائتمدی شرم و حیا آت دوشینه سالدی گَه اوغلووی اُول بی حیا قصد ائلیوبدور هامی خلق آرا توهین اولا دادینه باری اؤزون عالم معناده گل   بیر ستمِ ناگوار ائتدی او خانه خراب حاضر ائدوب مجلسه اوغلووی ائتموب حجاب عیش بساطین قوروب میل ائلیوبدور شراب اوغلووا تارُف ائدوب الده دوتوب باده گل   قورخمادی خلّاقیدن ایلمیوب شرم و عار ائتدی مکرر سوزون دشمن پروردگار قالدی نه حاله بالان ایلدی چوخ آه و زار چاره سی یوخ نیلسون باری سن امداده گل   بس که گوروبدور فشار گول کیمی رنگی سولوب قلب شریفی خانم درد و غمیلن دولوب دشمن الینده بالان آخری مسموم اولوب ائتماقا چاره اؤزون دوغرانان اکباده گل   گل بیر اؤزون قیل نظر گور که نه حاله قالوب زهر جفا عاقبت اوغلووی دلدن سالوب بسکه مؤثر اولوب طاقتین الدن آلوب گوزلری یول سسلوری هی سنی فریاده گل بو بالاوون غملری چوخ سنه ایلوب اثر شامیده یا قلبیوه چوخ یتیشوبدور کدر؟ مجلس آرا صف چکوب عترت خیر البشر زینبون آغلور دیور ای آنا فریاده گل   اولمادی بُلمم ندن بیله جهانی خراب اوندا که قوردی یزید شامده بزم شراب ناخوشی ساخلوب ایاق اوسته قولوندا طناب من دیه بولَّم دیور ای آنا جان داده گل   «شوری» اماموندی بو ائتگیله چوخ آه و زار سامره ده گورموسن یاخشی گوزل قبری وار بیرده سنون اولسا گر قسمتون اول دورت مزار اؤز حرمینده دئنه آی آقا جان داده گل شوری تبریزی
🏴مرثیه امام هادی علیه السلام و گریز به شهدای کربلا آمان ظلم و عنادِ اشقیادن یارسول الله! یورولدوم عاقبت جور و جفادن یارسول الله! ندور سرّی کلامِ «البلاءُ لِلولا»، هئچ وقت بلا آیریلمادی اهل ولادن یارسول الله! وطندن آیری دوشدم بی نصیب اولدوم جواروندن بو غربتده خبر یوخ آشنادن یارسول الله! آتامدور جود دریاسی، آنامدور حُجب معناسی اوزوم هادی، وصیّ ام اوصیادن یارسول الله! بو مظلومیّتی آباء و اجدادیم کیمی منده آپاردیم ارث آنام خیرالنسّادن یارسول الله! ائشیتسه، نی نیستاندا نوا و ناله می بیر آن مدام ایلر نوا، دوشمز نوادن یارسول الله! گهی بزم شرابه ائتدیلر دعوت حیاسیزلر سووق تر آخدی آلنیمدان حیادن یارسول الله! گهی بیر شعبده بازه دئدیلر ایله سین تحقیر جزاسین گوردیلر شیر خدادن یارسول الله! منی یاندیردی یاخدی زهر اؤدیله معتزِ ملعون نه سندن چکدی خجلت نه خدادن یارسول الله! «حسن» اوغلوم باخور احوالیمه گوز یاش ائدور جاری گویه ناله چیخوبدور سامرادن یارسول الله! «علیّه» مهربان قیزدور منه آغلار یانایانه قیز آغلار آیریلان وقته آتادن یارسول الله! هامی آغلور منه من آغلورام شاه شهیدانه یئری وار یاد اولا کرب و بلادن یارسول الله! حسینه آغلاماق جان اوسته اهل عشقه عادتدور کی یعنی چیخمادیم منده عزادن یارسول الله! بی بی م زینب سنی ائتمیش مخاطب روز عاشورا دییرمیش باخبرسن ماجرادن یارسول الله! سنون اوغلون حسیندور بو اولوبدور کؤینگی غارت سویولموش باش با باش جسمی جفادن یارسول الله! نه نعلین و نه پیراهن نه عمّامه، خبر یوخدی عبای خامس آل عبادن یارسول الله! سنون اوغلون حسیندور دینه قرباندی ولی بیلمم نئجه قرباندی، ذبح اولموش قفادن یارسول الله! نئجه گولدورحسین بیلمم کی جسمی گلستان اولموش آچوبدور لاله گول، هر بیر یارادن یارسول الله! آنام زهرانین «اوغلوم وای» سسی دوتموش بیابانی گلوبدور مقتله جنّت سرادن یارسول الله! منه آیدیندی کی بیر گون زیارتگاه اولار بو چول ملکلرده گلرلر نُه سمادن یارسول الله! گلنده شیعه لر شیون ائدلّر شاه عطشانه اولار یاد ایلیر مَن مُبتلادن یارسول الله! اولار بولبول کیمی پرپر گولی گورسه ائدلّر یاد شبیهون اکبرِ گلگلون قبادن یارسول الله! جوانلار سینه سین چاک ایلیللر قاسم عشقینده اوخولاّر یادگار مجتبادن یارسول الله! چوخ آغلار آذریلر قارداشیم عبّاسه علقمده آلالاّر حاجت اُول مشکل گشادن یارسول الله! ربابین ناله یین احساس ائدلّر گوشِ جانیله اوخولاّر روضه٬ اصغرسیز آنادن یارسول الله! یازاندا نوحه و مرثیّه نی، «سیّدبشیر» آغلار نه یازماقدان دویاندی نه بُکادن یارسول الله! ✍سیدبشیرحسینی میانجی
‍ ‍ 💠✨ ✍در زن ثروتمند و تیزفکری به نام شوکت در زمان کریم خان زند زندگی می کرد. ، بسیار گران قیمتی ارث پدر داشت، که نیاز به فروش آن پیدا کرد. 💢در شهر جار زدند ولی کسی را سرمایه خرید آن نبود. بعد از مدتی داستان به گوش حاکم و نماینده کریم خان در تبریز رسید. 💢آن زن را خداددادخان احضار کرد و الماس را دید و گفت: من قیمت این الماس نمی دانم ، چون حلال حرام برای من مهم است، رخصت بفرما، الماس نزد من بماند ، فردا قیمت کنم و مبلغ آن نقد به تو بپردازم. شوکت خوشحال شد و از دربار برگشت. 💢خدادادخان، که و روباهی بود، شبانه دستور داد ، نگین انگشتر الماس را با شیشه بدلی، ماهرانه تراشیده و جای کرده و عوض نمودند. 💢 شوکت چون صبح به دربار استاندار رسید، خدادادخان ، انگشتر را داد و گفت: بیا خواهر انگشتر الماس خود را بردار به دیگری بفروش مرا کار نمی آید. 💢 شوکت، وقتی انگشتر الماس خود را دید، فهمید که نگین آن عوض شده است. چون می دانست که از والی نمی تواند حق خود بستاند، سکوت کرد. به شیراز نزد، کریم خان آمده و داستان و شکایت خود تسلیم کرد. 💢 کریم خان گفت: ای شوکت خواهرم، مدتی در شیراز بمان مهمان من هستی، خداداد خان، آن انگشتر الماس را نزد من به عنوان مالیات آذربایجان خواهد فرستاد، من مال تو را مسترد می کنم. 💢 بعد از مدتی چنین شد، کریم خان وقتی انگشتر ، نگین الماس را دید، نگین شیشه را از شوکت گرفته و در آن جای کرد و نگین الماس را در دوباره جای خود قرار داد، انگشتر الماس را به شوکت برگرداند و دستور داد ، انگشتر نگین شیشه ای را ، به خدادادخان برگردانند و بگویند، کریم خان مالیات نقد می خواهد نه جواهر. 💢 شوکت از این عدالت کریم خان بسیار خرسند شد و انگشتر نگین الماس را خواست پیش کش کند، ولی کریم خان قبول نکرد و شوکت را با صله و خلعت های زیادی به همراه چند سواره، به شهر خوی فرستاد. 💢 دست بالای دست بسیار است ، گاهی باید صبر داشت و در برابر ظلمے سکوت کرد و شکایت به مقام بالاتر برد، و چه بالاتری جز خدا برای شکایت برتر است؟ 📚نقل از کتاب جوامع الحکایات و والمواعظ الحسنات
نوحه حضرت ابوالفضل (ع) اهنگ " شد خزان گلشن آشنایى باز هم آتش به جان زد جدایى ######### گل دوشوب قولارے علمدارین یخیلیب.   میداندا. سپهدارین گل داخے تنهایم.        دادرسیم یوخدی قالمیشام آواره   جسمیم حسین اوخدی قانه باتوبدے نوکرین اے شاه اوخ دگوب آنوم یاردے والله کربوبلاده    باتدے بو گون ماه زینب ایشیت سه دیلده چکر آه جان حسینیم      جان حسینیم آغلا منه قارداش.       بوردا آنام یوخدے فاطمه قان آغلور.      ال چالانیم چوخدی ######## محشر  اولوب.  حسین.   بو     صحراده فاطمه.   آغلیور.      گل      سن      داده سسلنرے تئز تئز.     هاردا  حسین گلسون باشدان آخان قانی.        یوزده حسین سیلسون تز گل حسین جان فاطمه آغلور باشدا.  یارامی.  زحمتیلن  باغلور بیر حالا قالدیم قارداش   اماندے مشگ. و علم.  ده حالیمه.   آغلور جان حسینیم      جان حسینیم آغلا منه قارداش.      بوردا آنام یوخدے فاطمه قان آغلور.     ال چالانیم چوخدی ######## یخیبلار شیروے      آتدان قارداش اوخ دگوب گوزومدن امان  قارداش سیندے باشیم تز گل.      دگدے عمود آهن گوزلورے قیزلارین.     سو یولے واے بر من      تز گل حسین جان قانه بویاندیم دیل یاراسیندان بو چولده یاندیم فاطمه. گلدی.   باشیمن.  اوسته خالدے  مشگیم والله.    اوتاندیم جان حسینیم      جان حسینیم آغلا منه قارداش.       بوردا آنام یوخدے فاطمه قان آغلور.      ال چالانیم چوخدی ######## جواب امام حسین دور گلدیم.   هرایه.   آرخام ایلیم آچ گوزون باخ منه سیندے بیلیم آرخام ایلیم عباس      سیندے بیلیم عباس دور یارالے یاتما.        دوتمور دیلیم عباس احسن ابوالفضل رشته نے قیردین صفلرے برهم    یڪ تنه.    ویردین گتدی.  امان.  نامه.  سنه     دشمن احسن ابوالفضل سن اونے جیردین اهل    بیتین هوادارے اهل عشقین علمداری آغلا رام    عباسه         اولدے هواداریم یاتدے علم  الله          یوخدے علمداریم ######## گوزلرین قربانیم  من  قارداش اے دوشن قولارے تندن قارداش ساقے طفلانیم.     اے منیم دلداریم آچ گوزیوے عباس.    آغلیور قیزلاریم دین حق اوسته قانه باتو یبسان عالے مقامه سنده      چاتوبسان قارداشیوے سن گوزدن آتوبسان دشمن ایچینده قولسوز یاتوبسان دور ابوالفضل.       جان ابوالفضل شاه شهیدان         آدیوه قربان یخدیلا شیرین.    گل سنه قربان اے یل آزاده              بو دل دریاده آچ گوزیوے عباس.   گلمیشم امداده یا ابوالفضل.        یا ابوال
شهادت امام هادی (ع) 🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 یا فاطمه آنا غم دل بیشماره دی هادی ئولور ولی نجه گور قلبی یاره دی غربتده باشیم اوسته منیم یوخ گلیب گدن دشمندی  هرطرفده گوزوم اشکباره دی بو ملک سامراده انا من غریبه یم دنیا گوزومده خانه ظلمتدی قاره دی گل سامرایه  گور نجه من اولموشام غریب ظلمیله من اسیرمو  غم  آشکاره دی آثار زهریدن دوتوب اود یاندی لبلریم رنگ لبیم دونوب کوله آهیم شراره دی یوخ دیزده طاقتیم بدنیم تیتریور اسور یاندی جگرلریم آنا جان پاره پاره دی لب تشنه زهر یاندیریری استخوانیمی بیرحالدیم ئولوم منه تک راه چاره دی منده جوانلیقیمدا سنین تک قوجالمیشام زلفیم آغارماقی آنا درد وفشاره دی گل غربت ایچره گوزلریمی باغلا آی نه نه بو سوزلریم ئورک سوزیمه بیر اشاره دی آغلا منه چوخ آغلامیشام منده هی سنه پوزقون ئوزیمده گوزیاشی مثل ستاره دی گه محسینه من آغلامیشام گاهیده سنه قان آخسا گر گوزومده  غم میسماره دی سوز عطش سالوب یادیما کربلا غمون جدیم حسین غمینده ئورک داغداره دی جانی چیخاندا گیدون آنا قتلگاهینه گوردون که گل وجودی اونون یاره یاره دی قاندان وضو آلوبدی اوسودای عشق ایدور یاره وران پیاده وگاهی سواره دی قربان وریبدی قانلی مناده فدالری هم پیریدور جوانیدی بیر شیرخواره دی خوش نواز مرندی 🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
گروه ذاکرین گل نرگس نوحه های ناب سرود های جدید مطالب مذهبی اهنگهای جدید به روز تقدیم می‌کند لطفا در این گروه سرود ها و شعر های تکراری نفرستید التماس دعا https://eitaa.com/joinchat/4096197283C4f8ec959ed
مداحی و ترحیم خوانی نوحه های ناب قیامت بی حسین غوغا ندارد”شفاعت بی حسین معنا ندارد”حسینی باش که در محشر نگویند”چرا پرونده ات امضاء ندارد… @mohammadd1352 https://eitaa.com/khtmkhani
شعر ترکی شهادت حضرت امام هادی علیه السلام -(چکیلدی یئرگویه قاره غم عظمادی یامهدی) چکیلدی یئرگویه قاره غم عظمادی یامهدی اولوبدی ظلمیلن مسموم امام هادی یامهدی باتوب عالم غمه قان آغلار فاطمه۲ باتوبدی شیعه لر یاسه گئنه رخت عزا گئیدی آقام وای دیلده عاشقلر ائدوب نوحه قرا گئیدی جناندا جامهٔ ماتم خانیم خیرالنسا گئیدی سمایه اهل ایمانین اوجالدی دادی یامهدی غم ایامیدن یابن الحسن مغموم اولوب جدون جفای معتز ملعونیدن مظلوم اولوب جدون یانوب قلبی شرار سمّیدن مسموم اولوب جدون ستملن دوغرانوب یاندی بوتون اکبادی یامهدی پریشانم او مولانین ملال بی شماریندن بنی عباس اونی درده گتیردی کین شعاریندن چکوبلر سامرانین ملکونه طاها دیاریندن چتیندی شرحه گلسون غملری دریادی یامهدی دیار غربت و درد و غمیدی